این یادداشت در آیــــنده نیوز همواره با فرا رسیدن فصل انتخابات در کشور ، از جمله موضوعات مهم و البته حساسی که از سوی نامزدها و حامیان آنها مطرح می شود مساله مربوط به دغدغه سلامت انتخابات است . یادآوری روزهای دوم خرداد 1376 و برخی شبهات انتخاباتی در برخی استانها یا برگزاری انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی و ابطال بیش از هفت صد هزار رای از کل آرای ماخوذه استان تهران توسط شورای نگهبان در سال 78 یا خواب شب مهدی کروبی که وی آن را دلیلی برای غفلت خود و جایگزینی رییس دولت فعلی به جای خویش در سال 84 می داند هم چنین عزل وزیر کشور مابین مرحله اول و دوم انتخابات مجلس هشتم از پر حاشیه ترین موضوعات مربوط به این دغدغه است . با نزدیک شدن به تاریخ برگزاری دور دهم ریاست جمهوری و حساسیت بالای این دوره از رقابت انتخاباتی ، بار دیگر مساله سلامت انتخابات در محافل سیاسی مطرح شد،البته با این تفاوت که این بار این دغدغه با پیشنهاد تشکیل کمیته صیانت از آرا شکل جدی تری به خود گرفته است زیرا طراحان تشکیل این کمیته به دلیل هم سو بودن نهاد اجرایی وزارت کشور و ارگان نظارتی شورای نگهبان بیش از پیش بیم سلامت انتخابات داشته و با تشکیل این کمیته در روزهای ابتدایی اردیبهشت ماه سعی در صیانت از آرا و رفع دغدغه سلامت انتخابات دارند . ناگفته نماند که این مساله در مورد انتخابات مجلس هشتم نیز به نوعی دیگر با پیشروی نهضت آزادی و آن هم با پیشنهاد حضور ناظران بین المللی مطرح شده بود اما آن زمان این طرح نتوانست موجی که امروز کمیته صیانت از آرا ایجاد کرده است شکل دهد و به نوعی مسکوت ماند . با گذشت زمان و نزدیک تر شدن به موسم انتخابات پس از آنکه شاهد بودیم دبیر شورای نگهبان به راحتی از تریبون نماز جمعه به تعریف و تمجید از دولت نهم می پردازد و همچنین در خبرهای ضد و نقیض نیز مسئولان اجرایی انتخابات از حمایت محمود احمدی نژاد ابایی ندارند و به دلیل تغییرات پی در پی در وزارت کشور و برگزاری هر انتخابات با یک وزیر و اعلام نشدن نتایج شورای شهر سوم به تفکیک حوزه ها و ... در مجموع و در کنار هم باز هم این دغدغه را در اذهان اصلاح طلبان ایجاد نمود و این بار با هماهنگی میر حسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان دو نامزد اصلاح طلب در این رقابت انتخاباتی این کمیته برای همکاری و هماهنگی در حوزه تبلیغات ، اطلاع رسانی ، صیانت از آرا و اخلاق انتخاباتی با ریاست سید علی اکبر محتشمی پور و مرتضی الویری تشکیل شد . البته پیوستن هاشمی رفسنجانی نیز با معرفی فرزند خود به عنوان نماینده در این کمیته باعث رسمی تر شدن موضوع کمیته صیانت از آرا گردید. بیم سلامت انتخابات زمانی در محفل سیاسیون و انعکاس آن در جامعه اوج گرفت که صندوق های سیار نسبت به دوره های قبل ده برابر شدند و تقریبا طبیعی بود که با توجه به نظارت محدود تر بر روی صندوقهای سیار،نامزدها در این مورد موضع منفی داشته باشند اما آمار بعدی یعنی وجود 5 الی 8 میلیون واجد شرایط ایرانی در خارج کشور که باز هم امکان نظارت در صندوقهای آنها بسیار کم خواهد بود به این دغدغه افزود ، زیرا آمارهای رسمی نشان می دهد تاکنون بیشترین حضور ایرانیان خارج کشور پای صندوقهای رای کمتر از 500 هزار نفر بوده است. از سوی دیگر تناقض پنج میلیونی در آمار واجدین شرایط شرکت در انتخابات امسال بین آمار ارائه شده از سوی وزارت کشور و مرکز آمار ایران و نهایتاً ارائه آمارهای اینچنینی از سوی دست اندر کاران برگزاری انتخابات باعث افزایش دغدغه ها می شود . پس از پیشنهاد تشکیل این کمیته همانطور که پیش بینی می شد وزارت کشور و شورای نگهبان به صورت جداگانه به این مساله واکنش نشان دادند ، ابتدا عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان تاسیس این کمیته را نیازمند قانون دانست و از آنجایی که قانونی در این زمینه موجود نیست این عمل را خلاف قانون و مقررات عنوان نمود ، از سوی دیگر کامران دانشجو مسئول برگزاری انتخابات دور دهم ریاست جمهوری نیز اعلام نمود صیانت از آرا بر عهده ما که مجریان برگزاری هستیم می باشد نه نهادی دیگر . پس از این واکنش ها بحثهای متداول پیرامون روز انتخابات به این سمت هدایت شد و موافقین و مخالفین این کمیته با مصاحبه ها و گفتگوهایی به ابراز ادله و استدلال خویش پرداختند . ستاد میرحسین موسوی با سخنان علیرضا بهشتی ضمن اینکه خلاف قانون بودن این نکته را رد کرد،تاسیس این کمیته را در راستای حمایت از قانون اعلام کرد و گفت ما مدعی شکل گیری تقلب نیستیم اما حتماً احتمالاتی وجود داشته که قانونگذار چنین حقی را برای نظارت پیش بینی نموده است . هم چنین ستاد کروبی و برخی حقوقدانان نیز اعلام نمودند در انتخابات مجلس هر نامزد می تواند نماینده ای را در حوزه انتخابیه داشته باشد حال اینکه انتخابات ریاست جمهوری از اهمیت بیشتری برخوردار است و چرا امکان نظارت در حد تشکیل کمیته صیانت از آرا در این انتخابات وجود نداشته باشد؟ نمایندگان احزاب و حامیان نامزد ائتلاف اصلاح طلبان نیز طی گفتگوهایی با اعلام یک طرفه بودن فضای رسانه ای کشور امکان نظارت را از حداقلی ترین مطالبات اصلاح طلبان اعلام نمودند،فیض الله عرب سرخی و محمد سلامتی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان این دغدغه ها تلاش و همکاری حامیان اصلاح طلبان را برای امکان نظارت هر چه بیشتر خواستار شدند،حتی ناطق نوری که خواستگاهی در جناح اصولگرا دارد نیز در اجلاسی که به موضوع خلیج فارس اختصاص داشت تلویحاً با ذکر قانون و آیین نامه هایی وجود ناظر و اصل نظارت را در انتخابات تایید نمود ، محتشمی پور نیز با بیان این مساله که بنیانگذار کمیته صیانت از آرا امام خمینی (ره) بوده ، سعی کرد تا این موضوع را مساله ای ریشه دار و مثبت برای نظام ارزیابی نماید . بی شک در پی این اعلام مواضع،دیگر جناح سیاسی کشور که به طبع از امکانات رسانه ای بیشتری هم برخوردار است سکوت نکرده و از تریبون های متفاوت و حتی صدا و سیما بهره مند گشت تا در صدد مخالفت جدی با تشکیل این کمیته برآید . صادق محصولی وزیر کشور اعلام این پیشنهادات را از سوی کسانی دانست که هم سو با اپوزوسیون و سلطه گران خارج کشور هستند.حمید رسایی به عنوان نماینده پارلمانی حامی دولت نهم این مساله را توهین به مردم و مسئولان دانست و صیانت از آرا را صرفاً از وظایف شورای نگهبان اعلام نمود ، چمران ملاک عمل را قانون اساسی دانست که چنین کاری را در اصول خویش نگنجانده است ؛حتی دایره نقد به مشایی نیز رسید و وی پیگیران این طرح را از کسانی دانست که در صدد تخریب چهره انتخابات و زیر سوال بردن نتایج آن هستند ، البته گاهی طراحان کمیته صیانت از آرا از سوی مخالفین به براندازی نرم و توطئه علیه نظام و انقلاب رنگین نیز متهم شدند . در پی این اعلام نظرات پیاپی و شتاب زده ، احزاب اصولگرا نیز در این وادی اعلام موضع نمودند ، دبیر کل موتلفه اعلام نمود کسانی در صدد مطرح کردن این قضایا هستند که خودشان سابقه سوء دارند و این پیشنهاد در حد یک پیشنهاد جناحی است . آیت الله خاتمی هم به بزرگان اصلاحات توصیه نمود در دام این حرکت های تند نیافتند و از گذشته عبرت گیرند که در پی این اعمال چیزی جز اهانت به نظام و مسئولان وجود ندارد. به هر حال نقطه مشترک مواضع جناح اصولگرا تاکید بر سابقه سی ساله انتخابات و اعلام نتایجی است که در آن شورای نگهبان و وزارت کشور همسو بودند اما نتیجه چیزی بر خلاف خواست آنان رقم خورده است ضمن اینکه در کل ، اعلام این پیشنهادها را از سوی اصلاح طلبان ترفندی برای شانه خالی کردن از شکست احتمالی و داشتن حرفی برای گفتن در روز انتخابات بیان می کنند. این در حالی است که پس از پخش مناظره تلویزونی محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی ، اصلاح طلبان با توجه به اینکه دولت برای بقای خویش در پاستور که هدف اصلی اش است استفاده از هر وسیله ای اعم از توهین به استوانه های نظام و دوران دفاع مقدس و ... را توجیه پذیر می داند ، این مساله را برای سلامت انتخابات و حفظ بیطرفی دولت در این رقابت خطر ناک می دانند . پس از تاملی هر چند کوتاه در مورد مواضع مخالفان کمیته صیانت از آرا ، این سوال در ذهن شکل میگیرد که به راستی طرح تشکیل این کمیته به کدامین جهت با این واکنش های عتاب آلود و شتاب زده مواجه شده است ؟ آیا براستی همانطور که مهدی کروبی اعلام نمود این واکنش های عجیب نیستند که بیش از پیش بر حساسیت موضوع می افزاید و مساله سلامت انتخابات را مشکوک میسازد ؟ مگر میر حسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس که دغدغه نظام و انقلاب اسلامی دارد نماینده اپوزسیون بوده یا مهدی کروبی با کوله باری از سوابق انقلابی در پی تخدیش ارکان نظام و براندازی است که این چنین در برابر طرحی که انتظار میرفت برای نشان دادن حسن صداقت از آن استقبال شود مقاومت شده است . به هر حال امید است فارغ از کشاندن این مساله به صحرای وسیع سیاست و کوچک نمودن آن در حد جناح و گروهی خاص، مسئولان امر در صدد ایجاد تعامل با نامزدها،ستادها و هم چنین کمیته تشکیل شده بر آیند تا بدین ترتیب هم از دغدغه نامزدها که در جامعه نیز بازتاب وسیعی داشته و سبب نگرانی هایی شده است کاهش یابد هم صحت و سقم برگزاری انتخابات با سایه ای از تردید و خدشه روبرو نگردد . این یادداشت در آینده نیوز ، میزان و سایت ویژه انتخابات واحد مرکزی خبر این یادداشت در آینده نیوز پس از انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات دور دهم ریاست جمهوری و ترجیح اخلاقی بر تکلیف سیاسی از سوی وی ، هواداران و ستادهایی که ماهها تلاش خود را صرف به صحنه آوردن او کرده بودند و در آستانه عید نوروز به استقبال بهاری ترین بهار میرفتند دچار نوعی سردرگمی شده و در فضای ابهام و تردید فرو رفتند. مجموعه اصلاح طلبان از سویی با امتناع خاتمی روبرو شده و از طرفی از حضور موسوی که باعث چنین انصرافی شده بود دلگیر بودند هرچند که از تکروی شیخ اصلاحات نیز گله داشتند. با اعلام حمایت های صریح رییس جمهور پیشین از آخرین نخست وزیر دوران پس از انقلاب و همچنین موضع گیریهای میر حسین موسوی در مورد موضوعات اقتصادی ، سیاسی و همچنین نقد عملکرد دولت نهم مسیر حرکت های بعدی اردوگاه اصلاح طلبان تا حدودی مشخص شد . تاکید خاتمی بر روی مساله تغییر سازنده وضع موجود و قابلیت موسوی برای دست یابی به این مهم موضوعی بود که در جلسات متفاوت و با بیانات گوناگونی از سوی خاتمی مطرح شد و با گذر زمان و اعلام برنامه های اقتصادی و سیاسی موسوی و کروبی در محافل خبری تا حدودی از فشار رسانه ها و بزرگان اصلاحات بر روی خاتمی کاسته شد و توجهات به سمت گزینه موسوی و کروبی منعکس شد . پس از انصراف خاتمی و عدم کاندیداتوری قالیباف،عبدالله نوری،پورمحمدی و ...هم چنین با پایان یافتن مهلت ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری و نام نویسی چهار کاندید سرشناس و مطرح ، صفوف انتخاباتی جناحین سیاسی کاملا روشن شده است و اکنون زمان انتخاب گزینه اصلح از سوی مردم فرا رسیده است. این مساله که چون گذشته در پس کوچه های زمان سپری شده به دنبال مقصر قضایای پیش آمد بگردیم یا با دمیدن در بوق تحریم فرش قرمز دیگری زیر پای پاستور نشینان فعلی بیاندازیم دقیقاْ در مسیری حرکت کرده ایم که مطلوب حامیان ادامه وضع موجود است. تجربه انتخابات های گذشته به خوبی نشان داده است که نوید هیچ تغییری در پشت پرده تحریم و بی تفاوتی نهفته نیست بلکه اگر امیدی هست ، در صندوق آرا قابل دسترسی است ، خالی کردن میدان یا متهم نمودن و مقصر جلوه دادن نیروهای هم طیف و تن دادن به انفعال ، نتایجی غیر از وضع فعلی را به ارمغان نخواهد آورد . اعلام حمایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ایران اسلامی به علاوه حمایت رسمی حزب کارگزاران و مجمع روحانیون مبارز که بار معنایی خاصی را به دنبال خود داشت به علاوه دیگر حمایت های اجتماعی و دانشگاهی شکل گرفته از میر حسین موسوی با تکیه بر قابلیت های مدیریتی موسوی که تجربه موفق آن در دوران دفاع مقدس به نیکی در یاد مردم مانده است و همچنین خاطرات همراهی وی با حضرت امام و دیدار هایش با هاشمی رفسنجانی و حمایت مستمر خاتمی ، در مجموع ظرفیتی را برای تغییر وضع موجود شکل میدهد که به سادگی آن هم در بحبوحه فعلی که سکوتی بیست ساله نیز وادار به شکسته شدن شده است قابل چشم پوشی نیست . طبیعتاً با اعلام حمایت جوانان و ستادهای خود جوش و مردمی مانند یاری ، موج سوم ،ستاد ۸۸ و پیوستن سایر احزاب اصلاح طلب به اجماع شکل گرفته حول محور میرحسین ،میتوان با ایجاد تعامل با دیگر کاندید جناح اصلاح طلب راهی مطمئن برای گریز از وضع موجود داشت . سفرهای تبلیغاتی به شهرستانها و استقبالی که هر روز پر شور تر میشود و تشکیل ستادهای انتخاباتی ، همچنین اقبال اصولگرایان منتقد دولت نهم به میر حسین موسوی که خاطرات خوشی را از دهه شصت دارند میتواند راه را برای کسی که آمدنش را برای پیروزی تعبیر کرده است بگشاید . در پایان باید گفت به هر حال شاید در چندین ماه اخیر که مساله انتخابات فضای سیاسی حاکم بر کشور را تحت تاثیر قرار داده است خاتمی مطلوب ترین گزینه مطرح شده برای اصلاح طلبان به شمار میرفت اما باید واقع بین بود و باید پذیرفت که خاتمی انصراف داده است و حتی اگر بدون خاتمی به اصلاحات آرمانی نتوان رسید حداقل وضع موجود به طریقی که مطلوب ترین طریق در برحه کنونی و حساس به حساب می آید قابل تغییر است .

روایت داستان واری از ماوقع چهار سال گذشته به ما نشان میدهد که در سال ۱۳۸۴ و درست هنگامی که آرایش سیاسی گروهها و احزاب برای شرکت در انتخابات دور نهم ریاستجمهوری در حال شکلگیری بود، پس از ظهور انشقاق و انشعاب در میان اصلاحطلبان که دلیل عمده آن ناشی از اختلافات درونی مجلس ششم بود، شاهد یک عدم هماهنگی و آشفتگی در مجموعه اصولگرایی نیز بودیم،جایی که عدهای از ریاست سابق صداوسیما یعنی علی لاریجانی حمایت کرده و دستهای رییس پلیس کشور، قالیباف را واجد شرایط ریاست جمهوری میدیدند،البته ناگفته نماند که پیش از آن نیز نامهایی نظیر ولایتی و هم چنین احمد توکلی بر سر زبانها و بر صفحه رسانهها افتاده و آمده بود. از سوی دیگر محسن رضایی دبیر تشخیص مصلحت نظام نیز مصلحت را در ورود به صحنه انتخابات دید و با حضور او اصولگرایان با وجود ۳ کاندیدا در صحنه، شوق خود را برای تکیه زدن به کرسی ریاستجمهوری که هشت سال از آن دور بودند نشان دادند.
در آن شرایط که جناحهای سیاسی هر روز از مسئلهای به نام اجماع بیش از پیش فاصله میگرفتند، حضور شهردار تهران که پیش از آن استاندار اردبیل بود،به عنوان چهارمین نامزد این جناح بار دیگر مجموعه اصولگرایان را با دغدغهای جدید روبهرو ساخت.احمدینژاد که نه دست حمایتی از سوی اصولگرایان را پشت سر داشت و نه حزب و روزنامهای به وی دل گرمی میداد،به تنهایی و با اصرار پا به عرصه انتخاباتی گذاشت که در آن بزرگانی از جمله مصطفی معین، علی لاریجانی، محسن رضايي، قالیباف و کروبی حضور داشتند و او توانست با حضور در دور دوم بر هاشمی رفسنجانی نیز فائق آمده و رییسجمهور کشور ایران شود.
پس از مرور آن روزها و یادآوری روند روی کار آمدن محمود احمدینژاد، امروز و با عبور از چهار سال پرفراز و نشیب،بار دیگر وی کاندیدای ریاستجمهوری است،اما این امر در فضایی شکل میگیرد که در تاریخ انقلاب بیسابقه است .تاریخ جمهوری اسلامی به یاد ندارد در انتخابات ریاستجمهوری که شخص رییسجمهور نیز کاندیداست، فضای جامعه این چنین انتخاباتی شده و کاندیداهای مطرح و رایآور وارد صحنه شوند و همواره این دست انتخاباتها در فضایی بدون رقیب جدی برگزار شده است.
اکنون بار دیگر آرایش سیاسی جناحهای موجود شکل گرفته است و پس از فضای پر تنش و فعالیتهای احزاب و گروهها چهار کاندیدای اصلی در وزارت کشور ثبت نام کرده و صلاحیتشان مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفته است.تکلیف جناح اصلاحطلب با حضور دو کاندیدای مطرح شان میرحسین موسوی و مهدی کروبی روشن و شفاف به نظر میرسد، ولی در آن سوی سپهر سیاسی یعنی اصولگرایان اوضاع شكل منحصر به فردي دارد.
به جز حمایت انفرادی آیتالله یزدی و آیتالله مهدویکنی، آن هم با عنوان کردن این که حمایت از احمدینژاد آراي لازم را در جامعه مدرسین حوزه علميه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران کسب نکرده، هنوز هیچ یک از سران اصولگرا حاضر به حمایت از احمدینژاد نیستند،علی لاریجانی با وجود حضور وکیلالدولهها در خانه ملت و فشار آنان برای استفاده سیاسی از مجلس و حمایت از احمدی نژاد حاضر به دفاع از احمدینژاد نیست. تیم قالیباف – رضایی – ولایتی نه تنها حمایتی از دولت نهم نکردند، بلکه با نامزدی محسن رضایی عمق انتقادات خویش را بر عملکرد این چهار سال اخیر نشان دادند و حداد عادل به همراه بسیاری دیگر اعلام موضع نکردند، جامعه روحانیت مبارز سکوت پیشه کرد و برای حمایت از کاندیدی خاص به اکثریت نرسید. حمایت حزب موتلفه نیز مشروط و همراه با انتقادات و حتی درگیریهای لفظی بوده که این روزها اخبار آن به گوش میرسد. ناطقنوری و هاشمی رفسنجانی نیز به همراه برخی مراجع و سایر افراد منتسب به اصولگرایی در مقاطع مختلف انتقادات خود را از روند موجود بارها و بارها اعلام کردهاند.
برخلاف دورههای گذشته که تکلیف این امور ماهها قبل از انتخابات مشخص میشد، این بار کمتر از بیست روز به تاریخ برگزاری انتخابات مانده، هنوز اصولگرایان کاندیدای واحدی برای انتخابات معرفی نکردهاند، هر چند شاید بتوان در خوش بینانهترین حالت محسن رضایی را به عنوان کاندیدای سایه این طیف به حساب آورد، اما اصرار وی بر عملکرد مستقل و تاکید بر دولت ائتلافی این امر را با تردید روبهرو ساخته است.
تاکنون فشار رسانهای بر این پاشنه میچرخید که چرا هیچ طیف مطرح اصولگرایی از احمدینژاد حمایت نکرده و این که آیا عملکرد ضعیف دولت نهم باعث چنین امری شده است یا رفتار دور از انتظار او با مجموعه اصولگرایی سبب کدورت شده؟ اما کسی از این منظر به این مسئله وارد نشد که چرا احمدینژاد خود را محتاج هیچ حمایتی نمیبیند.
احمدینژاد از آن هنگام که قدم بر کاخ ریاستجمهوری گذارد، نه اصولگرا بود نه اصلاحطلب بلکه او خلق جریانی را در سر میپروراند که نه احتیاجی به این باشد نه انتسابی به آن، جریانی که متکی بر کرسی قدرت و استفاده از نیروهای خاص است، طریقهای از حکومت که با روشهای پوپولیستی سعی در کتمان حقیقت تلخ یعنی ضعف مدیریت دارد و حتی به همقطاران خویش نیز رحم نمیکند. جریانی که نه تنها با اصلاحات ناسازگار است، بلکه اصولگرایی را نیز قابل دفاع ندانسته و امروز به حمایت هیچ یک از آنان محتاج نیست.
جریانی که از آستین چپ و راست سیاسی فرصت حضور یافته و راه سوم او نه تنها ادعای میانهروی و اعتدال بین چپ و راست نیست، بلکه به هر دو منتقد است ضمن این که افراطیتر از هر دو عمل میکند، جریانی که برای حفظ بستگانش بر اریکه قدرت جلوی مراجع قد علم میکند و برای حفظ وزیر مجعول، استیضاح خانه قانون را بیقانونی توصیف میکند.
بی اعتنایی به روحانیت و مرجعیت، نامهنگاری به سران آمریکا و از این قبیل مسایل همواره جزئی از خطوط قرمز به حساب میآمده، اما چون اقتضا دارد شخصیتها حتی اگر نوه امام باشد خطوط قرمز حتی اگر اسرائیل باشد و متاسفانه دین و مذهب حتی اگر امام زمان باشد، توسط این جریان مورد استفادههای ناشایست قرار میگیرند که این روشها بدیع و تازه است و تاکنون نه چپ اصلاحطلب و نه راست اصولگرا چنین نکرده است که این گفتمان برای بقای خویش بر سریر قدرت انجام می دهد .
احمدینژادیسم چهار سال است که حاکم بر قوه مجریه است و ردای ریاست قوه مجریه در صورت ادامه پیروزی تئوری احمدینژادیسم، در نهایت خوشبینی پس از شخص احمدینژاد بر قامت غلامحسین الهام یا هاشمی ثمره خواهد نشست اما در صورت شکست، آقای احمدینژاد که در این چهار سال با خلق جریان سوم به بالا و پایین دستهبندیهای سیاسی پشت کرده و با تکروی اصرار بر اجرایی کردن طرحهای اقتصادی نه چندان موفق داشته است، در نهایت یا در یک صندلی در مجمع تشخیص مصلحت عضوی از اعضایی به ریاست هاشمی رفسنجانی و دبیری محسن رضایی خواهد بود یا نمایندهای از مجلسی به ریاست امثال علی لاریجانی یا حداد عادل، یا وزیری از وزارتخانه دولتی اصلاحطلب یا دولتی به ریاست قالیباف، علی لاریجانی یا ...
او در میانسالی به مقامی رسید و در جایگاهی تکیه زد که بسیاری از بزرگان در صدد کسب آن بودند تا کشور را قدم به قدم پس از حال و احوال انقلابی و عبور از دوران سازندگی مقتضی و اصلاحات سیاسی در مسیر توسعه و پیشرفت قرار دهند. احمدینژاد سلسله رفتاری را در پیش گرفت که گویی همواره خودش یا شخص دیگری از تفکر احمدینژادیسم ساکن پاستور خواهد بود و بدون شور و مشورت و حضور مابقی حضار تاریخ ساز انقلاب قادر به فعالیت است. باز هم باید گفت انتخابات پیشرو بسیار مهم و تاثیرگذار است.
پوشش اخبار گروهها و ستادهاي مردمي حامي مير حسين موسوي بويژه در ميان اصلاح طلبان و نقد عملكرد نهم از جمله رويكردهاي سایت موج سبـــز است.
اين سايت در آدرس www.mowjesabz.com قابل دسترسي كاربران است. 
همواره از ادوار گذشته تا امروز در انتخابات ها و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری در کنار نامزدهای اصلی دو جناح سیاسی موجود ، افراد دیگری نیز پا به عرصه رقابت گذاشته اند که بنا به دلیل سوابق مدیریتی و ... چهره ای شناخته شده و دارای وزن اجتماعی – سیاسی هستند اما کاندیدای مطلوب و اصلح طیف خود نیستند یا کسانی دیگر که علی رغم مطرح بودن نام و سوابقشان مساعی خود را جهت حضوری مستقل به کار می بندند ، این دسته از نامزدهای انتخاباتی عموما در انتخابات ها تحت عنوان کاندیدای سایه شناخته میشوند .
به طور مثال رضا زواره ای و محمد ری شهری در انتخابات دوم خرداد 76 هر کدام با 772 هزار و 742 هزار رای سوم و چهارم شدند که فاصله بسیاری با دو کاندیدای اصلی جناههای سیاسی یعنی سید محمد خاتمی و ناطق نوری داشتند . همین طور میتوان از محسن مهر علیزاده با آرایی بیش از یک میلیون در خرداد 84 نام برد و در انتخابات پیش رو نیز از محسن رضایی و هم چنین با کمی تسامح از مهدی کروبی به عنوان کاندیدای سایه برای دو کاندیدای اصلی یعنی میر حسین موسوی و احمدی نژاد نام برده میشود .
نامزدهایی که به آنها اشاره شد تاثیرات متفاوتی را بر روند انتخابات و شکل گیری نتایج آن می گذارند ، گاهی برخی افراد با حضور در صحنه نماینده قشری می شوند که بنا به دلیل نداشتن نماینده مقبول قصد تحریم انتخابات را دارند و بدین سبب با حضور این افراد که شاید کاندیدای اول و اصلی نباشند اما با ورود به عرصه سبب بالا رفتن مشارکت عمومی می شوند ، با نگاهی به لیست نامزد های ریاست جمهوری در دور اول ریاست جمهوری علی رغم میل مردم انقلابی به حضور در پای صندوق های رای و آرای بالای بنی صدر ، حضور دیگر کاندیدها باعث مشارکت حداکثری در آن زمان بود ، همانطور که در این دوره نیز از عبدالله نوری به عنوان کاندیدایی که می توانست طیف قهر کرده از صندوق های رای را نسبت به انتخابات حساس کند نام برده می شد .
گاهی تاثیر حضور کاندیدای سایه در انتخابات باعث شکل گیری تکثر آرا و کشیده شدن انتخابات به دور دوم میشود ، همانطور که در انتخابات سال 84 شاهد آن بودیم ، هر طیف با چندین نامزد وارد گود رقابت انتخاباتی شد و به دلیل تنوع کاندیدها دست مردم برای انتخاب نماینده خود بازتر شد و لذا رای واحد حول کاندیدی واحد شکل نگرفت و انتخابات برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی به دور دوم کشیده شد ، امری که در انتخابات پیش رو نیز با حضور کاندیدای سایه و احتمال قریب به یقین عدم شکل گیری اکثریت بالای پنجاه درصد آرا حول کاندیدای واحد بعید و دور از ذهن نیست .
حضور نامزدهای فرعی گاهی نیز باعث برهم خوردن ائتلاف ها و اجماع ها می شود ، شاید مصداق بارز این مساله ، دبیر کل حزب اعتماد ملی باشد که علی رغم حمایت اکثر احزاب ، گروهها و نهادهای مدنی اصلاح طلب از دیگر کاندیدای این طیف به عنوان کاندیدا ثبت نام کرده و به نوعی از اجماع شکل گرفته عبور نموده است . شکسته شدن اجماع و ائتلاف در ادوار گذشته از جمله شورای شهر دوم یا مجلس هشتم نیز سبب شکست برای طیف اصلاحات شده بود .
البته گاهی حضور این دست از نامزدها نشانه هایی از بروز اختلافات درون جناحی را همراه خود دارد که شاید در مقاطع دیگر قابل کتمان باشد اما در بزنگاه انتخابات به ناچار آشکار می گردد ، رقابت کروبی – معین در سال 84 که در نهایت و پس از انتخابات به انشعاب کروبی و تاسیس حزب اعتماد ملی منجر شد و امروز رقابت احمدی نژاد - رضایی که نشان دهنده نارضایتی اصولگرایان از روند موجود بوده و البته این نارضایتی بارها از زبان لاریجانی ، ناطق نوری و قالیباف یا دیگر سران جناح اصولگرا شنیده شده است اما در عرصه رقابت انتخاباتی خود را در قالب محسن رضایی مطرح و علنی ساخته است .
ناگفته نماند که برخی از کاندیداهای سایه نیز با علم به عدم رای آوری صرفا جهت استفاده از فضای تبلیغات یا بیش از پیش مطرح شدن خود و طیف منسوب به خود در جامعه وارد فضای انتخابات می شوند که در ادوار گذشته نیز مصادیق زیادی دارند . باید گفت گاهی هم این کاندیدای سایه حضور می یابد تا انتخابات شکل رقابتی به خود بگیرد ، امری که در دور پنجم ریاست جمهوری شاهد آن بودیم و شیبانی ثبت نام کرد تا هاشمی رفسنجانی رقیبی داشته باشد ، هرچند که شیبانی خودش عنوان کرد به هاشمی رای خواهد داد .
به هر حال در این دوره از انخابات نیز بی شک کاندیدای سایه تاثیر مستقیمی در شکل گیری نتایج خواهند داشت ، امید است این حضور و این مشارکت در پایان به نفع مردم و کشور عزیزمان باشد .
نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
بدون شک در پایان دوره چهار ساله ریاستجمهوری محمود احمدینژاد،باید گفت وی یک فرد نبود بلکه یک جریان و گفتمان سومی بود که از دل دو جریان اصلی سیاسی کشور یعنی اصلاحات و اصولگرایی رشد کرده و ظاهر شد و امروز با صدای بلند اصلاحات یا همان چپ خط امام را به باد تخطئه گرفته و در بزنگاه انتخابات خود را بینیاز از هر شخص اصولگرا و راست سنتی میداند، او سمبل جریان جدیدی است به نام احمدینژادیسم .
به نظر میرسد مجموعه اصولگرایی با عدم حمایت قاطع از احمدینژاد، به دنبال تبریجویی دامن اصولگرایی از احمدینژاد هستند تا مبادا سرنوشت وی با سرنوشت اصولگرایی گره بخورد.
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
اين سايت توسط عدهاي از خبرنگاران و روزنامه نگاران اصلاح طلب اداره ميشود.
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی|
سرانجام مهلت ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری به پایان رسید ، هرچند که به دلیل برخی نواقص در قوانین انتخابات در همان روزهای ابتدایی بیش از هزار نفر به وزارت کشور رفته بودند تا با تحویل مدارک مورد نیاز ثبت نام نمایند اما علی رغم حدس و گمان ها ، تایید و تکذیب ها ، آمدن و رفتن ها در نهایت از میان نامهایی که از این جناح و آن گروه مطرح میشد چهار نفر به عنوان مطرح ترین و اصلی ترین کاندیدا برای رقابت در دهمین دوره ریاست جمهوری ثبت نام کردند.
جابجایی شکست و پیروزی یک جناح در انتخابات از دیگر تاثیرات حضور کاندیدای سایه به شمار می رود ، به عنوان مثال اگر مهر علیزاده در انتخابات 84 شرکت نداشت ، آرای قریب به یک میلیون و دویست و هشتاد و نه هزاری وی می توانست پیروزی را نصیب اصلاح طلبان نماید زیرا اختلاف آرای کروبی از احمدی نژاد تنها 600 هزار رای بود . این مساله و تاکید بر اجماع و عدم تعدد کاندیدا شاید به دلیل گریز از شکست هایی است که در واقع با داشتن اکثریت آرا میدان را به رقیب واگذار می کند .
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


