با خبر شديم آقاي خاتمي که هميشه بر خلاف رئيس جمهور هاي قبلي با نام رياست جمهور سابق از او ياد ميشود قصد سفر به ايالت متحده کرده تا در مراسمي مربوط به اديان سخنراني کند و احيانا جلسه اي نيز با جيمي کارتر داشته باشد که اين اقدام ايشان از سه منظر قابل بررسي است يکي از طرف خود ايشان و ديگري از باب داخل و آن يکي مربوط به خارج ميشود.از نظر شخصي ابتدا بدانيم که ايشان تنها فرد بلند پايه اي هستند که در تاريخ ۲۷سال بعد انقلاب به راحتي وارد خاک امريکا شدند(به جز سازمان ملل) و در اين سفر با جسارت تمام آن هم در دوران رياست جمهوري حزب مخالفش که همه قدرت ها را اعم از قضايي و اجرايي و قانون گذاري را در دست دارد با همه اينکه ميدانست احتمالا سفر او با موانع زياد داخلي و حتي خارجي روبرو ميشود اين کار را کرد تا هم گفتگوي تمدنهايش را ادامه داده باشد هم اين که خود را خارج قدرت و تا حدي هم مستقل و شايد مخالف بعضي از سياست هاي داخلي نشان دهد.شايد اين جسارت اولين گامي باشد براي ايجاد رابطه دوستانه و بدون تهديد و تحريم با ايالت متحده که به نظر من وقت آن شده که اين رابطه ايجاد شود و اين را سقوط افراطي هواپيماهاي ما ميگويد که به علت تحريم از خريد قطعات يا خود آن آنطور که بايد و شايد محروميم و تحريم شده ايم يا سرمايه کلاني که در آمريکا مسدود شده ميگويد که وقت آن شده جنگ و مرگ بر آمريکا تمام شود و به سوي صلح با جهان و جهانيان برويم وگر نه تا به کي ميتوانيم اين منزوي بودن را در عرصه بين الملل تاب بياوريم و دوستان ما بشار اسد باشد و هوگو چاوز!! آقاي خاتمي خود با گرفتن ويزا و قبول نکردن اين که انگشت نگاري شود وارد آمريکا شد و در سخنراني خود ضمن اينکه سياست بوش را نقد کرد گفت مردم آمريکا مردم بزرگي هستند و با اين حرف به ما ياد داد که حساب دولت و ملت از هم جداست و در شعار ها و حرفهايمان هواسمان باشد که مردم آمريکا مثل ساير ملل محترمند و آنها را با چوبي که به دولتشان ميزنيم نزنيم.حال به واکنش داخل به اين سفر ميپردازيم که متاسفانه جناح راست اين سفر را محکوم کرده و همسر آقاي الهام هم از القاب بسيار تند و زننده استفاده کرده تا جايي که از حوزه علميه در خواست خلع لباس آقاي خاتمي را کرده و البته روزنامه هاي جناح راست نيز از اين مساله فروگذار نکرده اند و ايشان و دولتش را به اين عنوان که سعي در گسترش فرهنگ غرب داشته و مذدوران آمريکا بود اند محکوم کردند.از بعد خارج هم خود آمريکا در قسمتي موافق بودند و حتي شبکه سي ان ان مصاحبه اي را تدارک ديد و جناح راست آمريکا مخالف اين سفر بوده البته در آمريکا ايشان با استقبال گرم مسلمانان روبرو شد و در مسجدي براي مسلمانان سخنراني کرد و گويا ميتوان نتيجه گرفت همين دادن ويزا نشانگر چراغ سبزيست براي گفتگو که خود آمريکا هم به نوعي براي حل شدن بسياري مشکلات مثل انرژي هسته اي و عراق و.... به گفتگو با ايران احتياج دارد و شايد اين را بهتر از جنگ و ساير گزينه ها ببيند. 
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


