تبليغاتX
خـــانه ســــــیاه اسـت
خـــانه ســــــیاه اسـت

                           

من فقط اين نامه را به نقل از روزنامه اعتماد بيان ميدارم زيرا همه چيز در خود ان روشن و اشکار است.

‌هاشمي‌ رفسنجاني‌ كه‌ او را مسوول‌ مستقيم‌ اداره‌ جنگ‌ مي‌دانند با روزنامه‌ همشهري‌ بود كه‌ باب‌ چگونگي‌ پايان‌ جنگ‌ را گشود.هاشمي‌ گفته‌ بود:مجموعه‌ نامه‌هاي‌ وزراي‌ اقتصادي‌،رييس‌ بانك‌ مركزي‌ و فرمانده‌ سپاه‌ در آن‌ زمان‌ به‌ امام‌،موجب‌ پذيرش‌ قطعنامه‌ توسط‌ ايشان‌ شد.(نقل‌ به‌ مضمون‌)نامه‌يي‌ كه‌هاشمي‌ رفسنجاني‌ از آن‌ ياد كرد،نامه‌يي‌ است‌ منسوب‌ به‌ محسن‌ رضايي‌ كه‌ در همه‌ آن‌ سال‌ها فرماندهي‌ سپاه‌ را در جنگ‌ بر عهده‌ داشت‌ و او اينك‌ معتقد است‌أاين‌ نامه‌ براي‌هاشمي‌ نوشته‌ شد و هدف‌ از آن‌ پذيرش‌ قطعنامه‌ 598 نبود. گفت‌ و گوي‌ محسن‌ رضايي‌ با سايت‌ بازتاب‌ حاوي‌ اظهاراتي‌ است‌ كه‌ آن‌ را مي‌توان‌ واكنش‌ او به‌ سخنان‌هاشمي‌ رفسنجاني‌ دانست‌.رضايي‌ البته‌ تاكيد كرده‌ كه‌ نامه‌ او يكي‌ از جمله‌ دلايلي‌ بود كه‌ امام‌ را مجاب‌ به‌ پذيرش‌ قطعنامه‌ كرد اما به‌ صراحت‌ مي‌گويد:من‌ آن‌ نامه‌ را براي‌هاشمي‌ نوشتم‌،نه‌ امام‌.هاشمي‌ رفسنجاني‌ در آن‌ گفت‌ و گو اشاره‌ داشت‌أپذيرش‌ قطعنامه‌ به‌ دلايلي‌ همچون‌ خستگي‌ نيروهاي‌ نظامي‌،نامه‌ وزراي‌ اقتصاد و رييس‌ بانك‌ مركزي‌ مبني‌ بر ناتواني‌ تامين‌ هزينه‌هاي‌ جنگ‌ باز مي‌ گشت‌ اما نامه‌ رضايي‌ پذيرش‌ قطعنامه‌ را قطعي‌ كرد و اين‌ اظهارات‌ رضايي‌ را ناچار به‌ توضيح‌ مسائلي‌ پيرامون‌ چرايي‌ ادامه‌ جنگ‌ و موارد مربوط‌ به‌ پايان‌ آن‌ كرده‌ است‌.او توضيح‌ مي‌دهد:بحث‌ معروفي‌ بين‌ فرماندهان‌ وهاشمي‌ بود.فرماندهان‌ بويژه‌ پس‌ از عمليات‌ خيبر،مي‌گفتند استراتژي‌ سياسي‌ نتيجه‌يي‌ ندارد و اجازه‌ بدهيد برنامه‌يي‌ براي‌ استراتژي‌ نظامي‌ تهيه‌ و جنگ‌ را تمام‌ كنيم‌.اما مسوولان‌ سياسي‌ وهاشمي‌ اين‌ را هيچ‌ گاه‌ نپذيرفتند...حتي‌ يك‌ روزهاشمي‌ گفت‌أما حتي‌ نمي‌توانيم‌ بند پوتين‌ سربازان‌ و بسيجي‌ها را فراهم‌ كنيم‌ و به‌ نظرم‌ اين‌ تعبير بيانگر آن‌ بود كه‌ هيچ‌گاه‌ به‌ استراتژي‌ نظامي‌ فرماندهان‌ نظامي‌ توجهي‌ نشد.هميشه‌ مي‌گفتند توان‌ اقتصادي‌ حمايت‌ از اين‌ استراتژي‌ را نداريم‌...بعد از عمليات‌ رمضان‌ هميشه‌ پيشنهادات‌ فرماندهان‌ را اگرچه‌ براي‌ انجام‌ يك‌ عمليات‌ مي‌پذيرفتند اما براي‌ پايان‌ دادن‌ به‌ جنگ‌ رد مي‌كردند...آنها تنها زماني‌ راضي‌ شدند كه‌ اواخر جنگ‌ بود و زماني‌ بود كه‌ استراتژي‌ سياسي‌ با شكست‌ مواجه‌ شد...آن‌ موقع‌ تازه‌ از ما پرسيدند:براي‌ پايان‌ دادن‌ جنگ‌ چه‌ مي‌خواهيد و من‌ آن‌ نامه‌ را براي‌هاشمي‌ نوشتم‌.نويسنده‌ نامه‌ سپاه‌ با بيان‌ اينكه‌ نامه‌ براي‌ پيروزي‌ در جنگ‌ امكاناتي‌ را خواستار شده‌ بود،افزود:اماهاشمي‌ هم‌ اين‌ نامه‌ و هم‌ چند نامه‌ ديگر از جمله‌ نامه‌ خاتمي‌ وزير ارشاد وقت‌،نامه‌ ميرحسين‌ موسوي‌ به‌ عنوان‌ مسوول‌ دولت‌،
و نامه‌ فرماندهان‌ ارتش‌ را با هم‌ خدمت‌ امام‌ برد و گفته‌ بود كه‌ نظاميان‌ اين‌ گونه‌ مي‌گويند و مسوولان‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ هم‌ مي‌گويند پول‌ نداريم‌.شما تكليف‌ را روشن‌ كنيد و امام‌ هم‌ با پذيرش‌ قطعنامه‌ موافقت‌ كردند...در نامه‌ام‌ نوشته‌ بودم‌ كه‌ ما جنگ‌ را نبايد براي‌ يك‌ عمليات‌ برنامه‌ريزي‌ كنيم‌ چرا كه‌ با اين‌ كارجنگ‌ به‌ پايان‌ نمي‌رسد.ما بايد استراتژي‌ داشته‌ باشيم‌ و براي‌ پنج‌ سال‌ آينده‌ برنامه‌ داشته‌ باشيم‌...در نامه‌ برنامه‌يي‌ را كه‌ براي‌ اين‌ پنج‌ سال‌ لازم‌ بود،نوشتم‌ و در حدود چهار و نيم‌ ميليارد دلار نيز پيش‌بيني‌ ارزي‌ كرده‌ بوديم‌ كه‌ در پنج‌ سال‌ به‌ ما بدهند...با اين‌ كار يك‌ برنامه‌ريزي‌ درازمدت‌ كرده‌ بوديم‌ كه‌ جنگ‌ را با پيروزي‌ قطعي‌ به‌ پايان‌ ببريم‌.به‌ گفته‌ فرمانده‌ سابق‌ سپاه‌ پاسداران‌ در ديگر نامه‌هايي‌ كه‌ مسوولان‌ تنظيم‌ كرده‌ بودند اما جنبه‌هاي‌ ديگري‌ وجود داشت‌أدرنامه‌ خاتمي‌ آمده‌ بود كه‌ بسيجي‌ها و مردم‌ به‌ جبهه‌ نمي‌روند و نيرو كم‌ داريم‌.ميرحسين‌ گفته‌ بود كه‌ اقتصاد كشور نمي‌تواند جنگ‌ را تحمل‌ كند. محسن‌ رضايي‌ در قسمت‌ ديگري‌ فاش‌ مي‌كند كه‌ شوراي‌ عالي‌ دفاع‌ به‌ امام‌ پيشنهاد پذيرش‌ صلح‌ را داد.او مي‌گويد:مسوولان‌ سياسي‌ به‌ خدمت‌ امام‌ رفتند و به‌ امام‌ گفتند،اگر شما معذوريت‌ در پذيرش‌ لح‌ داريد،ما صلح‌ را مي‌پذيريم‌ و بعد كه‌ پذيرفتيم‌،شما ما را كنار بگذاريد.بگوييد اينها بدون‌ اجازه‌ من‌ اين‌ كار را كردند اما حالا چون‌ اين‌ كار را كردند،من‌ هم‌ قبول‌ دارم‌.موسوي‌ اردبيلي‌ مي‌گفت‌ كه‌ در جلسه‌ برخي‌ دوستان‌ پيش‌ امام‌ گريه‌ كردند.گفتند كه‌ ارتش‌ عراق‌ آمده‌ و ممكن‌ است‌ بيايد خرم‌آباد و آنجا را بگيرد و بيايد داخل‌ عمق‌ ايران‌ اما امام‌ مقاومت‌ مي‌كرد.پس‌ از جلسه‌ هم‌ گفته‌ اند،چرا شما بپذيريد.اگر قرار شد،خودم‌ مي‌پذيرم‌.از محسن‌ رضايي‌ پرسيده‌ شده‌ است‌:چرا پس‌ از آزادسازي‌ خرمشهر عمليات‌ تداوم‌ پيدا كرد در حالي‌ كه‌ به‌ تعبير شما در استراتژي‌ سياسي‌ تنها هدف‌ پيروزي‌ در يك‌ عمليات‌ براي‌ پايان‌ جنگ‌ و استفاده‌ از ابزار ديپلماسي‌ بود.چرا مرحله‌ سياسي‌ اين‌ استراتژي‌ هيچ‌گاه‌ به‌ اجرا درنيامد تا جنگ‌ تداوم‌ پيدا نكند* رضايي‌ پاسخ‌ داد:دو عامل‌ در اينجا دخالت‌ دارد يكي‌ اينكه‌ عراق‌ و امريكا و كشورهاي‌ عربي‌ و غربي‌ دست‌ ايران‌ را خوانده‌ بودند و در مواجهه‌ با سياستمداران‌ ما مي‌دانستند كه‌ كل‌ قضيه‌ چيست‌أهرچند امام‌ مي‌گفت‌ ما جنگ‌ را تا رفع‌ فتنه‌ ادامه‌ مي‌دهيم‌ اما آنها مي‌دانستند اين‌ حرف‌ امام‌ و رزمنده‌ها است‌ كه‌ در حد يك‌ شعار است‌ اما آنچه‌ كه‌ آنها در عمل‌ مي‌ديدندأجنگ‌ جنگ‌ تا يك‌ عمليات‌ بود. گفته‌هاي‌ محسن‌ رضايي‌ بويژه‌ بخشي‌ كه‌ او بر اهداف‌ نامه‌ خود و مخاطب‌ نامه‌ اش‌ تاكيد كرده‌ بود،روز جمعه‌ و در آخرين‌ روز هفته‌ »دفاع‌ مقدس‌« با واكنش‌ غيرمنتظره‌ دفترهاشمي‌ رفسنجاني‌ روبرو شد.دفتر رييس‌ تشخيص مصلحت‌ در واكنش‌ به‌ سخنان‌ دبير همين‌ مجمع‌ با تاييدهاشمي‌ رفسنجاني‌ متن‌ نامه‌ منتشر نشده‌يي‌ از بنيانگذار جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ را منتشر ساخت‌ كه‌ در آن‌ ايشان‌ به‌ تاؤيرات‌ نامه‌ فرمانده‌ سپاه‌ وقت‌ در پذيرش‌ قطعنامه‌ اشارات‌ مصرحي‌ داشته‌ اند.در اين‌ نامه‌ بنيانگذار فقيد از تلخ‌ كامي‌هاي‌ پايان‌ جنگ‌ و پيامدهاي‌ شكست‌هاي‌ پياپي‌ سخن‌ رانده‌ اند و همه‌ را موظف‌ به‌ تفهيم‌ شرايط‌ براي‌ مردم‌ و توجيه‌ پذيرش‌ قطعنامه‌ كرده‌ اند.به‌ نقل‌ از دفتر رييس‌ تشخيا مصلحت‌ نظام‌ »متن‌ كامل‌ نامه‌ امام‌ خميني‌ به‌ مسوولين‌« به‌ تاريخ‌ 25\4\67 به‌ اين‌ شرح‌ است‌: با ياري‌ خداوند و با سلام‌ و صلوات‌ به‌ انبياي‌ بزرگوار الهي‌ و ائمه‌ معصومين‌ صلوات‌ الله‌ عليهم‌ اجمعين‌، حال‌ كه‌ مسوولين‌ نظامي‌ ما اعم‌ از ارتش‌ و سپاه‌ كه‌ خبرگان‌ جنگ‌ مي‌باشند، صريحا اعتراف‌ مي‌كنند كه‌ ارتش‌ اسلام‌ به‌ اين‌ زودي‌ها هيچ‌ پيروزي‌ به‌ دست‌ نخواهند آورد و نظر به‌ اينكه‌ مسوولين‌ دلسوز نظامي‌ و سياسي‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ از اين‌ پس‌ جنگ‌ را به‌ هيچ‌ وجه‌ به‌ صلاح‌ كشور نمي‌دانند و با قاطعيت‌ مي‌گويند كه‌ يك‌ دهم‌ سلاح‌هايي‌ را كه‌ استكبار شرق‌ و غرب‌ در اختيار صدام‌ گذارده‌اند، به‌ هيچ‌ وجه‌ و با هيچ‌ قيمتي‌ نمي‌شود در جهان‌ تهيه‌ كرد و با توجه‌ به‌ نامه‌ تكان‌ دهنده‌ فرمانده‌ سپاه‌ پاسداران‌ كه‌ يكي‌ از دهها گزارش‌ نظامي‌ سياسي‌ است‌ كه‌ بعد از شكست‌هاي‌ اخير به‌ اينجانب‌ رسيده‌ و به‌ اعتراف‌ جانشيني‌ فرمانده‌ كل‌ نيروهاي‌ مسلح‌، فرمانده‌ سپاه‌ يكي‌ از معدود فرماندهاني‌ است‌ كه‌ در صورت‌ تهيه‌ مايحتاج‌ جنگ‌ معتقد به‌ ادامه‌ جنگ‌ مي‌باشد و با توجه‌ به‌ استفاده‌ گسترده‌ دشمن‌ از سلاح‌هاي‌ شيميايي‌ و نبود وسايل‌ خنثي‌كننده‌ آن‌، اينجانب‌ با آتش‌ بس‌ موافقت‌ مي‌نمايم‌ و براي‌ روشن‌ شدن‌ در مورد اتخاذ اين‌ تصميم‌ تلخ‌ به‌ نكاتي‌ از نامه‌ فرمانده‌ سپاه‌ كه‌ در تاريخ‌ 2 \4\67 نگاشته‌ است‌، اشاره‌ مي‌شود. مانده‌ مزبور نوشته‌ است‌أ تا پنج‌ سال‌ ديگر ما هيچ‌ پيروزي‌ نداريم‌، ممكن‌ است‌ در صورت‌ داشتن‌ وسايلي‌ كه‌ در طول‌ پنج‌ سال‌ به‌ دست‌ مي‌آوريم‌ قدرت‌ عمليات‌ انهدامي‌ و يا مقابله‌ به‌ مثل‌ را داشته‌ باشيم‌ و بعد از پايان‌ سال‌ 71 اگر ما داراي‌ 350 تيپ‌ پياده‌ و 2500 تانك‌ و 3000 توپ‌ و 300 هواپيماي‌ جنگي‌ و 300 هلي‌كوپتر و قدرت‌ ساختن‌ مقدار قابل‌ توجهي‌ از سلاحهاي‌ ليزر و اتم‌ كه‌ از ضرورت‌هاي‌ جنگ‌ در آن‌ موقع‌ است‌ داشته‌ باشيم‌، مي‌توان‌ گفت‌ به‌ اميد خدا بتوانيم‌ عمليات‌ آفندي‌ داشته‌ باشيم‌. وي‌ مي‌گويدأ قابل‌ ذكر است‌ كه‌ بايد توسعه‌ نيروي‌ سپاه‌ به‌ هفت‌ برابر و ارتش‌ به‌ دو برابر و نيم‌ افزايش‌ پيدا كند. او آورده‌ است‌أ البته‌ امريكا را هم‌ بايد از خليج‌ فارس‌ بيرون‌ كنيم‌ والا موفق‌ نخواهيم‌ بود و اين‌ فرمانده‌ مهم‌ترين‌ قسمت‌ موفقيت‌ طرح‌ خود را تهيه‌ به‌ موقع‌ بودجه‌ و امكانات‌ دانسته‌ و آورده‌ است‌ كه‌ بعيد به‌ نظر مي‌رسد دولت‌ و ستاد فرماندهي‌ كل‌ قوا بتواند به‌ تعهد خود عمل‌ كنند، البته‌ با ذكر اين‌ مطالب‌ مي‌گويد بايد باز هم‌ جنگيد كه‌ اين‌ ديگر شعاري‌ بيش‌ نيست‌. نخست‌ وزير از قول‌ وزراي‌ اقتصاد و بودجه‌ وضع‌ مالي‌ نظام‌ را زيرصفر اعلام‌ كرده‌اند، مسوولين‌ جنگ‌ مي‌گويند تنها سلاح‌هايي‌ را كه‌ در شكست‌هاي‌ اخير از دست‌ داده‌ايم‌ به‌ اندازه‌ تمام‌ بودجه‌يي‌ است‌ كه‌ براي‌ سپاه‌ و ارتش‌ در سال‌ جاري‌ در نظر گرفته‌ شده‌ بود. مسوولين‌ سياسي‌ مي‌گويند از آنجا كه‌ مردم‌ فهميده‌اند پيروزي‌ سريعي‌ به‌ دست‌ نمي‌آيد شوق‌ رفتن‌ به‌ جبهه‌ در آنها كم‌ شده‌ است‌. شما عزيزان‌ از هر كس‌ بهتر مي‌دانيد كه‌ اين‌ تصميم‌ براي‌ من‌ چون‌ زهر كشنده‌ است‌ ولي‌ راضي‌ به‌ رضاي‌ خداوند متعال‌ هستم‌ و براي‌ صيانت‌ از دين‌ او و حفاظت‌ از جمهوري‌ اسلامي‌ اگر آبرويي‌ داشته‌ باشيم‌ خرج‌ مي‌كنم‌، خداوندا! ما براي‌ دين‌ تو قيام‌ كرديم‌ و براي‌ دين‌ تو جنگيديم‌ و براي‌ حفظ‌ دين‌ تو آتش‌بس‌ را قبول‌ مي‌كنيم‌.خداوندا تو خود شاهدي‌ كه‌ ما لحظه‌يي‌ با امريكا و شوروي‌ و تمامي‌ قدرت‌هاي‌ جهان‌ سر سازش‌ نداريم‌ و سازش‌ با ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها را پشت‌ كردن‌ به‌ اصول‌ اسلامي‌ خود مي‌دانيم‌. خداوندا! در جهان‌ شرك‌ و كفر و نفاق‌، در جهان‌ پول‌ و قدرت‌ و حيله‌ و دورويي‌ ما غريبيم‌، تو خود ياريمان‌ كن‌.خداوندا! در هميشه‌ تاريخ‌ وقتي‌ انبيا و اوليا و علما تصميم‌ گرفته‌اند مصلح‌ جامعه‌ گردند و علم‌ و عمل‌ را در هم‌ آميزند و جامعه‌يي‌ كه‌ دور از فساد و تباهي‌ تشكيل‌ دهند، با مخالفت‌هاي‌ ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌هاي‌ زمان‌ خود مواجه‌ شده‌اند. خداوندا! ما فرزندان‌ اسلام‌ و انقلابمان‌ را براي‌ رضاي‌ تو قرباني‌ كرديم‌، غير از تو هيچ‌ كس‌ را نداريم‌. ما را براي‌ اجراي‌ فرامين‌ و قوانين‌ خود ياري‌ فرما.
خداوندا! از تو مي‌خواهم‌ تا هرچه‌ زودتر شهادت‌ را نصيبم‌ فرمايي‌. گفتم‌ جلسه‌يي‌ تشكيل‌ گردد، آتش‌ بس‌ را به‌ مردم‌ تفهيم‌ نمايند، مواظب‌ باشيد ممكن‌ است‌ افراد داغ‌ و تند با شعارهاي‌ انقلابي‌ شما را از آنچه‌ صلاح‌ اسلام‌ است‌ دور كنند، صريحا مي‌گويم‌ بايد تمام‌ هم‌تان‌ در توجيه‌ اين‌ كار باشد. قدمي‌ انحرافي‌ حرام‌ است‌ و موجب‌ عكس‌العمل‌ مي‌شود. شما مي‌دانيد كه‌ مسوولين‌ رده‌ بالاي‌ نظام‌ با چشمي‌ خونبار و قلبي‌ مالامال‌ از عشق‌ به‌ اسلام‌ و ميهن‌ اسلامي‌مان‌ چنين‌ تصميمي‌ گرفته‌اند، خدا را در نظر بگيريد و هرچه‌ اتفاق‌ مي‌افتد از دوست‌ بدانيد.والسلام‌ علينا و علي‌ عبادالله‌ الصالحين‌.روح‌الله‌ الموسوي‌ الخميني‌ گرچه‌ نمي‌ توان‌ در صداقت‌ اين‌ نامه‌ به‌ دليل‌ مرجع‌ انتشار آن‌ ترديد داشت‌ اما بلافاصله‌ پس‌ از انتشار اين‌ نامه‌،»موسسه‌ نشر آؤار حضرت‌ امام‌(ره‌)« كه‌ مسوولت‌ تاييد صحت‌ مطالب‌ منسوب‌ به‌ بنيانگذار فقيد را دارد،در خبري‌ از تاييد صحت‌ آن‌ خودداري‌ كرد و تنها متذكر شد:اين‌ موسسه‌ روز شنبه‌ در خصوص‌ صحت‌ و سقم‌ وجود و يا عدم‌ وجود چنين‌ نامه‌هايي‌ و اينكه‌ چرا اين‌ نامه‌ها قبل‌ از اين‌ از سوي‌ اين‌ موسسه‌ منتشر نشده‌ و همچنين‌ دليل‌ اينكه‌ چرا اينك‌ اين‌ نامه‌ در چنين‌ مقطعي‌ از سوي‌ دفتر رييس‌ مجمع‌ تشخيا مصلحت‌ نظام‌ منتشر مي‌شود، رسما اظهارنظر مي‌نمايد.
طالب‌ مطروحه‌ در نامه‌ اخير نه‌ تنها به‌ آن‌ دليل‌ كه‌ رهبر فقيد انقلاب‌ سال‌۵۷آن‌ را نوشته‌ بلكه‌ به‌ دليل‌ طرح‌ رسمي‌ و بي‌ پرده‌ مسائل‌ جنگ‌ و شرايط‌ نظامي‌ و اقتصادي‌ مهم‌ است‌.نامه‌يي‌ كه‌ انتشار آن‌ در هجده‌ سال‌ بعد از نوشته‌ شدن‌، بي‌ ترديد فصلي‌ تازه‌ در مباحث‌ چگونگي‌ پايان‌ جنگ‌ و تبعات‌ در پي‌ آن‌ است‌.

 

نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت توسط آرش کامـــرانی| |