تبليغاتX
خـــانه ســــــیاه اسـت
خـــانه ســــــیاه اسـت

                             

        جهان انجمن شد بر تخت اوي                        از آن بر شده فره بخت اوي

            به جمشيد بر گوهر افشاندند                        مر آن روز را روز نو خواندند

             سر سال نو هرمز فرودين                           بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

         به نوروز نو شاه گيتي فروز                        بر آن تخت بنشست فيروزروز

             بزرگان به شادي بياراستند                           مي و رود و رامشگران خواستند

نوروز و آيينهاي باشكوه آن، مسيري سه هزار ساله و پرپيچ و خم را پيموده تا به ما رسيده است. «نوروز» كهنسالترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان است. آيينهاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايران زمين به شمار ميرود كه آن را در هر گوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار ميكنند و بزرگ ميدارند مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز یا شب بـيشتر نيست.  ولي جشن نوروز دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. و به همين جهت است كه انديشمندان «نوروز» را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده اند زيرا كه در طول تاريخ نيروي عظيم و كارآييهاي فراوان آن را درك كرده اند. نوروز روز ملي و جشن همه كساني است كه در  ايران خود يا نياكانشان به دنيا آمده اند و تاريخ و فرهنگ مشترك دارند، از جمله تاجيكها، افغانها، كردها و ساكنان سرزمينهايي كه در طول قرون و اعصار، امپراتوري ايران را تشكيل داده بودند.امروزه فرهنگ مشترک و مدنيت غني قوم ايراني باقي مانده و نوروز همچنان روز ملي همه مردمي است كه از كوههاي پامير و بدخشان تا انتهاي كوههاي كردستان سوريه و از قفقاز تا رود سند و منطقه خليج فارس سكونت دارند.نوروز، هدفهاي آن و وقايعي كه در طول قرون و اعصار در اين روز روي داده است در خور توجه فراوان است. در بسياري از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاريخ طبري، شاهنامه فردوسي و آثار بيروني؛ نوروز به جمشيد، شاه افسانهاي و درپاره اي ديگر به کيومرث نسبت داده شده و آن را به دليل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشيد و اعتدال طبيعت، بهترين روز در سال دانسته اند. به نوشته برخي از مورخين بر پايه افسانه ها، سه هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود در جنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان، و خرمي و طراوت محيط قرار گرفت و آن روز را «نوروز» ، روز صفا، پاك شدن زمين از بدي‌ها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، بدون وقفه، هر سال در اين روز آيين ويژه‌اي برگزار شود- آييني كه هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سياسي و اجتماعي مصون مانده است.لازم است بدانيم كه مهاجرت آرين‌ها به صورت سه دسته مادها، پارس‌ها، پارت‌ها به سرزمين ايران در قرن هشتم پيش از ميلاد تكميل شد. اين گروه از آرين‌ها از گروهي كه به اروپا رفتند، جدا شده بودند که مورخان آنان را آرين‌هاي جنوبي مي‌خوانند. مادها در منطقه غرب ري (تهران امروز) تا مرز ايلام از جمله آترپاتكان (آذربايجان) و كردستان مستقر شدند و بعدا حكومتي به پايتختي همدان در تأسيس كردند كه به احتمال زياد جمشيد از ميان آنان برخاسته بود. ترويج آموزش‌هاي زرتشت- تنها پيامبري كه از ميان آرين‌ها برخاسته- به نوروز جنبه معنوي‌تري بخشيد، زيرا زرتشت بر كردار، گفتار و پندار نيك تأكيد داشت و هر عمل خلاف عدالت را نفي مي‌كرد و تحولات تاريخ را نتيجه كشمكش بدي و خوبي مي‌دانست كه سرانجام با شكست قطعي بدي؛ آرامش، صفا، شادي، صميميت و عدالت جهانيان تأمين خواهد شد. نوروز فرصت خوبي براي زدودن افكار بد از روح، پايان دادن به دشمني‌ها از طريق تجديد ديدارها و نيز شاد كردن دوستان و بستگان، مخصوصاً سالخوردگان با دستبوسي آنان و مبادله هديه بوده است. كوروش بزرگ مؤسس امپراتوري ايران كه از مادر، ماد و از پدر، پارس بود نخستين حكمران ايراني بود كه به نوروز جنبه رسمي داد و در سال ۵۳۴ پيش از ميلاد دستورالعملي براي آن تدوين كرد كه شامل ترفيع نظاميان، ابلاغ انتصابات تازه، سان ديدن از سربازان، عفو مجرمين پشيمان، ايجاد فضاي سبز و پاكسازي محيط زيست- از منازل شخصي گرفته تا اماكن عمومي ـ بود. چهارسال پيش از آن ،كوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به اين سبب برخي از مورخان، زمان اعلام رسمي و عمومي شدن نوروز به عنوان عيد ملي را سال ۵۳۸ قبل از ميلاد نوشته اند. بابل در۲۹اکتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد به تصرف ايران درآمده بود. در دوران هخامنشيان، يازده روز اول فروردين  ويژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستين روزسال نو روحانيون، بزرگان، مقامات دولتي و فرماندهان ارشد نظامي، دانشمندان و نمايندگان سرزمين‌هاي ديگر را مي‌پذيرفت و ضمن سپاسگزاري از عنايات خداوند، گزارش كارهاي سال كهنه و برنامه‌هاي دولت براي سال نو و نظر خويش را بيان مي‌كرد . اين آيين تا همين اواخر با جزيي تفاوت رعايت مي‌شد. شاه سپس پيشكش‌ها را دريافت مي‌كرد كه نمونه آن در كنده‌كاري‌هاي تخت جمشيد ديده مي‌شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار مي‌شد و افسراني كه قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفيع و پاداش مي‌گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفي مي‌شدند. نوروز، مردم نخست به ديدن سالخوردگان خانواده، بيماران و از كارافتادگان ميرفتند و اداي احترام ميكردند . سپس عيد ديدني آغاز مي شد. پيش از ديد و بازديدها، در لحظه تحويل سال هر فرد از خدا ميخواست كه در سال نو روان او را پاک و آرام نگهدارد. اين مراسم پس از ۲۵ قرن به همين صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل ديگر شده است.سران دولت هخامنشي در آداب و رسوم و قوانين سرزمين‌هاي غيرآريايي‌نشين كمتر مداخله مي‌كردند ولي در مصر كه بيش از يك قرن يكي از ايالات ايران به شمار مي‌رفت، آيين هاي نوروز را رواج داده بودند و با اعزام سفير به حبشه (اتيوپي) از شاه انتخابي اين كشور خواسته بودند كه نوروز را برسميت بشناسد و برگزار كند، آلودن محيط‌زيست (آب و هوا و زمين) را منع ، و براي دروغ‌گفتن و سوء نيت مجازات در نظر بگيرد.  حال به رفتار برخی از شاهان و مقامان ایران در قبال نوروز میپرداریم : داريوش بزرگ كه در گسترش آيين‌هاي نوروزي در ميان متصرفات غيرآرين امپراتوري ايران سعي بليغ داشت هفت‌سال پس از آغاز فرامانروايي اش تصميم خود را در زمينه ايجاد سنگ نبشته بيستون حاوي آرزوها، اندرزها و شرح قلمرو ايران- اعلام كرد كه مورخان با توجه به اين سنگ نبشته گفته‌اند كه ايران تنها كشور جهان است كه سند مالكيت دارد. بزرگترين آرزوي داريوش كه در اين كتيبه آمده، اين است كه خداوند ايران را از آفت دروغ و خشكسالي مصون سازد.پس از تكميل ساختمان عظيم و زيباي تخت جمشيد در پارس و گشايش آن، آيين هاي رسمي نوروز، باشكوه بي‌مانندي در آنجا برگزارمي شد. مراسم نخستين نوروز در تخت جمشيد دو هفته طول كشيد. مردم عادي در تالار صدستون و سران ايالات و مقامات ترازاول در تالارهاي ديگر اين كاخ حضور مي‌يافتند. كار ساختن تخت جمشيد (يوناني‌ها پرس‌پوليس = شهر پارس خوانده‌اند) ۵۱ سال طول كشيد. داريوش اول تصميم به ساختن آن، در محلي نه چندان دور از پاسارگاد گرفت، وليخشایار شاه بعد از او آن را گشود . از اين كاخ كه گوياي تمدن و پيشرفت ايرانيان باستان است بر قلمروي ميان سند، دانوب، مديترانه و نيل فرمانروايي مي‌شد. حسادت اسكندر مقدوني نسبت به اين شكوه و عظمت، عامل عمده ويراني اين كاخ به دست او شد. افراد خاندان سلطنت و درباريان در هر کجاي کشور که بودند پيش از فرا رسيدن نوروز خود را به تخت جمشيد مي رسانيدند و بهار را در آنجا بسر مي بردند.  بعد از اسلام ،تا مدتي مراسم نوروز در ايران به صورت خصوص و خانوادگي برگزار مي‌شد. با وجود اين، نوروز ايراني از طريق مسلمانان تا اندلس (اسپانيا) گسترش يافت. از زمان عباسيان به دليل بسط نفوذ ايرانيان در دستگاه خلفاي اين دودمان، مراسم نوروز به اين دستگاه راه يافت ولي عيدي رسمي نبود. در روايت است كه هارون الرشيد ، خليفه معروف عباسي ، هزاران سكه نقره كه يك طرف آنها را رنگ زده بود  در مراسم نوروز  در شهر بغداد به بزرگاني كه به ديدن او رفته بودند، هديه داد و به آنان تأكيد كرد كه سال آينده، كسي سكه دريافت خواهد كرد كه سكه‌هاي امسال را با خود بياورد و به او نشان بدهد. هدف هارون اين بود كه سكه هاي عيدي را که داده بود خرج نكنند.   شاه اسماعيل صفوي ۹ روز مانده به نوروز را براي تاجگذاري خود تعيين کرده بود تا آيين هاي نوروزي را در کسوت شاه ايران برگزار کند . وي که در تبريز خود را شاه ايران اعلام کرده بود درهمين مراسم گفته بود که مکلف به احياي امپراتوري ايران است.شاه عباس صفوي آيين نوروز را در عمارت «نقش جهان» برگزار كرد و در نطق خود به اين مناسبت، اعلام داشت كه اصفهان پايتخت هميشگي ايران خواهد بود و تصميم دارد آن را به صورت زيباترين و امن‌ترين شهر جهان درآورد و به نمايندگان كشورهاي خارجي كه به شركت در مراسم دعوت شده بودند، اجازه داد كه براي كشور خود در اصفهان سفارتخانه بسازند.  نادر شاه به نوروز و آيين‌هاي آن علاقه مندي فراوان داشت. وي سكه خود موسوم به سكه نادري را در مراسم سلام نوروز رايج ساخت و قطعاتي از آن را به رسم عيدي به منشي‌ها و افسران خود داد كه در يك طرف سكه نقش شده بود: «الخير في ماوقع» و در طرف ديگر سكه اين عبارت ديده مي‌شود: «نادر ايران زمين». اين عبارت نشان مي‌دهد كه نادر خواهان احياي امپراتوري ايران در چارچوب مرزهاي عهد ساسانيان، اشكانيان و هخامنشيان بوده است. نادرشاه در جريان لشكركشي به هند، پس از شكست‌دادن ارتش ۳۶۰ هزار نفري اين كشور و دريافت تاج شاه هند، براي ورود به دهلي منتظر فرا رسيدن نوروز شد تا وارد دهلي شود و مراسم عيد را در كاخ «شاه‌جهان ( امپراتور پيشين هند) » برگزار كرد.   كريم‌خان زند (وكيل مردم) پس از اعلام شهر شيراز به پايتختي ايران،  سلام نوروزي را در عمارتي كه اينك موزه پارس ناميده مي‌شود، برگزار مي‌كرد و سپس به ديدن مردم عادي (كوچه و خيابان) مي‌رفت. وي در نخستين نوروز در شيراز، از جيب خود چند نوازنده را اجير كرد كه در ميدان هاي شهر بنوازند و مردم را شاد كنند كه بعداً اين رسم شامل روزهاي ديگر هم شد. كريم‌خان براي شاد كردن مردم و زدودن غم‌هايشان هر اقدامي را كه مي‌توانست، مي‌كرد. از سال ۱۳۰۷هجري خورشيدي، همانند عهد باستان، اعلام ترفيع نظاميان به نوروز موكول شد . کوروش بزرگ نوروز را براي دادن ترفيع به نظاميان در نظر گرفته بود. مَنْ سَنَّ سُنَةً حَسَنَةً عُمِلَ بِها مِنْ بَعْدِهِ، كانَ لَهُ أجُرهُ وَ مِثْلُ اُجورهِم مِنْ غَيْرِ أنْ يَنْقُصَ مِنْ اُجورِهِمْ شَيْئاً وَمَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِئَةً فَعُمِلَ بِها بَعْدَهُ، كانَ عَلَيْهِ وِزْرهُ وَ مِثْلُ أوزارِهِمْ مِنْ غَيرِ أنْ يَنْقُصَ مِنْ أوزارِهِمْ شَيْئا. آن كه سنّتى نيك را پايه گذارى كند و بدان عمل شود، پاداش عمل خودش به اندازه پاداش ديگر عاملان، به وى داده مى شود، بدون آن كه از پاداش عاملان كم شود؛ و آن كه سنّتى بد را پايه گذارد و بدان عمل شود، وبال عمل خودش و ديگران برعهده اوست، بدون آن كه از وِزر و وبال ديگران كاسته شود. اميرالمؤمنين به مالک اشتر فرمود: ولاتَنْقُضْ سُنّةً صالِحَةً عَمِلَ بها صدورُ هذِهِ الاُمَةِ وَاجْتَمَعَتْ بِها الاُلْفَة وَصَلُحَتْ عليها الرعِيَّةُ وَلاتَحْدُثَنَّ سنّةً تَضُرُّ بشى‏ء مِنْ ماضى تلكَ السُّنَنِ فيكونُ الأجْرُ لِمَنْ سَنَّها وَالوِزْرُ عليكَ بِما نَقَضْتَ مِنها.آيين پسنديده اى را بر هم مريز كه بزرگان اين امت بدان رفتار نموده اند و به وسيله آن، مردم به هم پيوسته اند، و رعيّت با يكديگر سازش كرده اند؛ و آيينى مگذار كه چيزى از سنّت هاى نيك گذشته را زيان رساند تا پاداش از آن نهنده سنّت باشد و گناه شكستن آن بر تو ماند.
    



نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت توسط آرش کامـــرانی| |

                   

اسفند ماه هر ساله ،  ناخود آگاه در کنار اینکه هر فرد ایرانی را با یاد رسیدن به بهار و یا حتی نوید نوروزی دیگر می اندازد ،  در کنار آن یاد آور شخصیتی است که بزرگترین ارمغان پیروزی نبرد با بیگانگان را به ملتش هدیه کرد و او کسی نبود جز دکتر محمد مصدق ،  مصدق‌ در۲۹ارديبهشت‌ ۱۲۶۱ هـ .ش‌. در تهران‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود ،  پدرش‌ ميرزا هدايت‌ آشتياني‌ وزير دفتر در دوران‌ ناصري‌ و از رجال‌ تجددخواه‌ و هوادار اميرکبير به‌ شمار مي‌رفت‌ ،  اودر سال‌ ۱۲۷۱ هـ.ش‌ و در زماني‌ که‌ مصدق‌ دوازده‌ ساله‌ بود، بدرود حيات‌ گفت‌ مادر مصدق‌، ملک‌ تاج‌ خانم‌ نجم‌ السلطنه‌ از نوادگان‌ فتحعلي‌ شاه‌ قاجار بود که‌ در سال‌ ۱۳۰۷، بيمارستان‌ "نجميه‌" را در تهران‌ بنيان‌نهاد ، مصدق‌ بعد از درگذشت‌ پدرش‌، از طرف‌ ناصرالدين‌شاه‌ لقب‌ "مصدق‌ السلطنه‌" را دريافت‌ کرد، زيرا به‌ گفته‌ي‌ مصدق‌ در آن‌ دوره‌، اعطاي‌ لقب‌ و ارجاع‌ خدمت‌ تابع‌ سن‌ و سال‌ افراد نبود وبسياري‌ از مشاغل‌ را شاه‌ در طول‌ زندگي‌ و يا بعد از مرگ‌ رجال‌ کشور، براي‌ قدرداني‌ به‌ فرزندان‌ آنها محول‌ مي‌کرد . مصدق‌ بعد از گذراندن‌ تحصيلات‌ ابتدايي‌ در تهران‌، اندک‌ زماني‌ بعد از ترور ناصرالدين‌ شاه‌ به دست میرزا رضای کرمانی به‌ پست‌ عاليرتبه‌ي‌ ماليه‌ و بازرس‌ امور مالي‌ که‌ در آن‌ زمان‌ اصطلاحا مستوفي‌ ناميده‌ مي‌شد رسيد . وی در هنگام‌ انتصاب‌ به‌ سمت‌ مستوفي‌گري‌ خراسان‌، شانزده‌ هفده‌ سال‌ بيشتر نداشت‌ اما به‌ روايت‌ خودش‌ به‌ رغم‌ احساس‌ رضايت‌ در سال‌هاي‌ نخستين ‌اين‌ مسؤوليت‌، پنداشت‌ که‌ معلومات‌ ديگري‌ نيز هست‌ که‌ در مکتب‌خانه‌هاي‌ متداول‌ نياموخته‌ و در نتيجه‌ تصميم‌ گرفت‌ تا در يادگيري‌ آنها بکوشد . مصدق‌ در۱۹سالگي‌ با خانم‌ ضياءالسلطنه‌ ازدواج‌ کرد که‌ حاصل‌ آن‌ پنج‌ فرزند بود  و بالاخره چرخ تاریخ او را بر ردای نخست وزیری زینت داد . دکتر محمد مصدق نخست وزیری بود که در طول دوران زمامداریش چندین درس را به ملت ایران آموخت و نام خود را در کنار نیک یادان تاریخ ایران نهاد ،  وی به مردم ایران آموخت میشود آزاد و آزاده بود و جلوی هر ستمی ایستاد حتی اگر آن ستم استبداد انگلیس و آمریکا یا شخص محمد رضا پهلوی باشد . او توانست با اتکا بر نیروی مردم و خواست مردم جلوی قدرت های جهانی را بگیرد و صنعت نفت را برای هم وطنان خود ملی گرداند و این موفقیت تاریخی در اسفند  سال ۱۳۲۹ قطعی و مسلم گشت . ایشان در تیر ماه سال ۱۳۳۱ طی درخواست اختیارات ارتش از شاه و ممانعت شاه استعفا کرد که با لطف مردم و همراهی اشخاصی چون آیت الله کاشانی مجدد به مقام خود بازگشت و شاه در این راه مجبور به قبول خواسته او شد که یکی از دلایلی که شاه از مصدق کینه به دل داشت همانطور که در خاطرات خود بیان میکند مطالبه ارتش بود که گویی شاه تمام مانور قدرت خود را در آن دست یافته میدید البته عواملی دیگر از جمله اخراج اشرف پهلوی خواهر شاه و مادر شاه از وظن به دلیل چپاول و فساد هم دلیلی دیگر بر عمق این خصومت بود . سر انجام ایالات متحده به همکاری و همفکری انگلستان توانستند در گام اول با ایجاد توطئه آیت الله کاشانی و مصدق را از کنار هم در برابر هم قرار دهند و در قدم دوم در مرداد سال  ۱۳۳۲ به یاری روزولت نماینده آمریکا و اشرف پهلوی و اراذل و اوباش به سر دستگی شعبان جعفری که به تحریک مردم و نوچه هایش پرداخته بود ،  مصدق و دولتش را طی کودتایی سرنگون سازند تا افرادی دیگر را یعنی  فضل الله زاهدی که منافع قدرت های بزرگ را تضمین میکنند جانشین او سازند . اما کاری که دکتر مصدق برای ملی شدن صنعت نفت ایران انجام داد از روی خرد ورزی و سیاست پیشگی و اتکا به نیروی واقعی مردم و نه ساختگی  و شعاری بود ایشان اصل گفتگو را بجای جنگ و نزاع طلبی در پیش گرفت و توانست مردم را به خواست خود برساند وی در مجامع بین المللی  ضمن احترام بامنطق مطالب خود را در دفاع از میهن بیان داشت و مستقل عمل کرد و وصل به دربار و نفوذ درباریون نبود او به دنبال یار و همراه به کشورهای دورنرفت بلکه مردم را واقعا بر این باور ساخت که صنعت نفت نه تنها  یگانه حق آنان نیست بلکه حقی از جمع حقوق پایمال شده آنان است . او برای وطن و مردمش حتی رودر روی شاه ایستادگی کرد و ابتدا جلوی استبداد داخلی را گرفت تا توانست در گام بعد جلوی ظلم بیگانگان را بگیرد .  حریت و آزادگی پیشه او بود هرچند که هزینه آن راهم با تبعید به احمد آباد و از دست دادن قدرت پرداخت اما امروز با گذر زمان این تاریخ است که نام او را به نیکی یاد میکند قطعا تاریخ و زمان بهترین داورانند . یاد دکتر مصدق را بعد از گذشت بیش از ۵ دهه گرامی میدارم.

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت توسط آرش کامـــرانی| |

                                      

خبر کوتاه بود و طنز آلود : شهرام جزایری گریخت و قابل تامل که چرا سردمداران فعلی مردم را .... فرض میکنند ؟ ( به نقل از خبر گزاری ها جریان ساختگی یا واقعی چنین روایت شده است) شهرام جزايري متواري شد و احتمالاً از کشور خارج شده است. اين خبري بود که ديروز خبرگزاري نزديک به راستگرايان آن را روي خروجي خود قرار داد و بلافاصله از سوي مقامات قضايي مهم تاييد و متعاقباً اعلام شد صدور حکم بازداشت او به کليه مناطق انتظامي کشور ابلاغ شده است. «شهرام جزايري عرب»در سال۱۳۸۰ به خبرسازترين چهره نام آشناي کشور تبديل شد، اينک در زندان نيست و آنگونه که قوه قضائيه اطلاعيه داده است او از دست ماموران گريخت و متواري شد.مجتمع قضايي امور اقتصادي در اطلاعيه يي اعلام کرد؛ در خصوص اخبار منتشره راجع به متواري شدن شهرام جزايري عرب متهم به تحصيل مال نامشروع و استفاده از سند مجعول و پرداخت رشوه، به اطلاع مي رساند نامبرده که در معيت ماموران مراقب و به صورت تحت الحفظ جهت شناسايي اموال در حال اعزام به محل استقرار کارشناسان منتخب دادگاه بوده، در نتيجه اغفال مامورين، متواري شده که در جهت دستگيري وي اقدامات زير معمول شده است؛۱ - از سوي دادستان عمومي و انقلاب تهران حکم جلب متهم به کليه مراجع نظامي و انتظامي و امنيتي صادر شده است.۲ - مامورين مراقب وي جهت تحقيقات لازم، تحت تعقيب کيفري قرار گرفته اند. نمايندگان مجلس ششم در سال ۱۳۸۰ به شدت مشغول پيگيري طرح هاي اصلاح طلبانه خود بودند که ناگهان در پاييز و زمستان همان سال با بحران بزرگي به نام شهرام جزايري مواجه شدند. رسانه هاي مخالف اصلاحات اخباري را درباره کشف يک فساد اقتصادي بزرگ در داخل برخي قواي رسمي کشور منتشر کردند به تدريج اخبار جدي تر شد و ناگهان نام «شهرام جزايري عرب» بر سر زبان ها افتاد. به فاصله کوتاهي او متهم شد در ارکان نظام از جمله مجلس نفوذ کرده است و متعاقباً روزنامه هاي مشهور مخالف اصلاحات اخباري را درج کردند و براساس آن نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم آماج حملات قرار گرفتند و ۶۰ نفر از آنان به گرفتن رشوه از شهرام جزايري «ناشناخته» متهم شدند. بر اين اساس نخستين علائم سياسي شدن پرونده جزايري آشکار شد و اصلاح طلبان بلافاصله آن را برنامه يي از پيش طراحي شده براي تخريب وجهه خود از جانب مخالفان اصلاحات اعلام کردند. بحث شهرام جزايري درست پس از آزادي حسين لقمانيان نماينده همدان از زندان مطرح شد. در جريان بحراني که به واسطه بازداشت لقمانيان به خاطر يک نطق انتقادي ايراد شد، مساله مصونيت پارلماني نمايندگان به موضوع روز تبديل شد اما با گشوده شدن پرونده شهرام جزايري به تدريج موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادي جايگزين موضوع مصونيت پارلماني نمايندگان شد.اولين جلسه دادگاه جزايري در تاريخ 1/11/80 در شعبه اول دادگاه عمومي تهران واقع در مجتمع قضايي امام خميني(ره) برگزار شد و پس از طرح اتهامات و دفاع اوليه ختم جلسه اعلام شد اما فاز اصلي از دومين جلسه دادگاه شروع شد که در مورخه 3/11/80 برگزار شد.  در آن جلسه شهرام جزايري اسامي تعداد زيادي از نمايندگان مجلس ششم - حدود ۶۰نفر - را بر زبان جاري کرد و بيان داشت با نيت خيرخواهانه مبالغي بين سي تا چند صد ميليون تومان را به آنان پرداخت کرده است. هر چقدر شهرام جزايري نام اصلاح طلبان را به عنوان دريافت کنندگان مبالغ کلان از خود بر زبان جاري مي ساخت به همان ميزان هم مخالفان اصلاحات به برجسته کردن نام ها مي پرداختند. برخي نمايندگان مي گفتند صداوسيماي استاني بيش از يک صد بار به انحاي مختلف نام آنان را به عنوان رشوه گيرنده از جزايري اعلام کرده است. برگزاري دادگاه جزايري به شيوه يادشده صداي اعتراض سنگين اصلاح طلبان را درآورد و آنان رسانه هاي مخالف اصلاح طلب و جريان محافظه کار را به سياسي  کاري و استفاده ابزاري براي تخريب چهره اصلاحات و اصلاح طلبان متهم کردند. از ديدگاه اصلاح طلبان اعلام مشروح جلسات دادگاه شهرام جزايري و اسامي که او به زبان جاري کرده است خلاف نص صريح قانون است چرا که به موجب قانون تا زماني که اظهارات او در دادگاه ثابت نشود امکان انتشار آن از طريق رسانه هاي گروهي از جمله صدا و سيما ممنوع است. با اين وجود نه تنها به اعتراض اصلاقاضي وحيد کربلايي آقاملک، در حدود۴ جلسه که به طور علني برگزار شد به اتهامات شهرام جزايري در مواردي چون تحصيل مال از طريق نامشروع و اخذ تسهيلات از بانک ها تحت عنوان مضاربه، مشارکت مدني، LC و فاينانس به استناد گزارش هيات کارشناسي که حدود ۲ هزار صفحه بود رسيدگي کرد.  شعبه ۱۱۹۲مجتمع قضايي امور اقتصادي تنها صلاحيت رسيدگي به اتهام اخلال در نظام اقتصادي را داشت و با توجه به اين که موارد ديگر اتهامي شهرام جزايري از قبيل پرداخت رشوه و معافيت از سربازي در شعبه ديوان عالي کشور نقض نشده بود، رسيدگي به اتهامات مذکور در صلاحيت دادگاه تجديدنظر و يا ديوان عالي کشور تشخيص داده شد. قاضي دادگاه پس از مطالعه پرونده دو هزار صفحه يي شهرام جزايري، حدود۱۲۰سوال طرح کرده بود که متهم رديف اول و ديگر متهمان در چندين جلسه دادگاه در برابر اين سوالات از خود دفاع کردند. به رغم اين که قاضي دادگاه عنوان اصلي اتهامي متهم رديف اول پرونده را اخلال در نظام اقتصادي اعلام مي کرد اما سيدمحمدصادق آل محمد وکيل مدافع شهرام جزايري همچنان معتقد بود که راي ديوان عالي کشور عنوان اتهامي اخلال در نظام اقتصادي و صادراتي کشور را با نقض راي دادگاه قبلي، منتفي کرده و عنوان اتهامي موکلش، تسهيل مال از طريق نامشروع است. در شرايطي که همگان در انتظار صدور حکم جديد براي جزايري بودند و تصور مي شد او تبرئه يا حداقل به ميزان قابل توجهي از طول مدت دوران محکوميت ۲۷ساله اش کاسته خواهد شد اما ناگهان خبر متواري شدن و احتمال خروج او از کشور منتشر مي شود. خبري که مي تواند بار ديگر نگاه ها را به پرونده سياسي- اقتصادي اين چهره جنجالي معطوف کند.

نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت توسط آرش کامـــرانی| |