تبليغاتX
خـــانه ســــــیاه اسـت
خـــانه ســــــیاه اسـت

            

رييس جمهور سابق کشورمان در ادامه سفرهايش به نقاط مختلف و البته حساس جهان از جمله ايالات متحده و مصر اينبار گذارش به واتيکان رسيد تا ديداري با رهبر کاتوليک هاي جهان داشته باشد ، اين ديدار در حالي صورت ميگيرد که منطقه خاورميانه و اسلام در يکي از بحراني ترين مقاطع خود بسر ميبرد و سفر خاتمي به عنوان يک مسلمان و ديدارش با پاپ بنديکت شانزدهم قطعا خالي از لطف نيست و ميتواند غباري از چهره غبار آلود شده اسلام را بزدايد . اما اين در صورتي است که در رسانه ها و مطبوعات داخلي کشور خبري از خاتمي و فعاليت هاي وي منعکس نميشود ! کاش کمي تدبير و سياست ورزي به خرج دهيم تا بتوانيم روي موفقيت ها و دست آوردهاي ايشان از سفرها و ديدارها و اصولي چون گفتگوي تمدنها و اديان مانور کنيم و اين امر در دنياي امروز که به جهان رسانه و تبليغات شهره شده است نقش بسزايي خواهد داشت و در مقابل تبليغات سو غرب ، ميتوان روي محبوبيت داخلي و البته بين المللي ايشان حساب ويزه اي باز کرد و غرب را مجبور کرد تا با يک ديد متفاوت تر به ايران بنگرد ، اما متاسفانه به جاي بها دادن به ايشان به عنوان يک عالم ديني و ايراني سيل توهينها را به سمتش روانه ساختيم وحتي وي را تهديد به خلع لباس هم کرديم آن هم عليه کسي که خود حامي مخالفان خويش بود و بر آنها زنده باد ميفرستاد ، گويي نه اينکه ايشان هشت سال مقام دوم کشور و بالاترين نهاد اجرايي کشور را عهده دار بوده و ايران را براي همه ايرانيان ميخواست ، آيا درست است که ميگويند ايراني نخبه کش است؟ و اما درسوي ديگر هم پاپ که خود در بالاترين مقام مذهبي مسيحيان قرار دارد پس از رفع آن تشنج به علت سخنراني وي در آلمان اکنون فرصت را مناسب ديده تا شبهه را رفع کند و اصل احترام به اديان ديگر را که از اصول اديان الهي است را ثابت کند و قطعا از اين مسافرکه از راهي دور آمده استقبال خواهد کرد ، اين ديدار در راستاي گفتگوي اديان و بخصوص اسلام و مسيحيت خواهد بود که در اين چند سال اخير به همت سيد محمد خاتمي و اصل گفتگوي اديان ايشان رو به رشد بوده است. سوالي که اکنون بايد از خود بپرسيم اين است که براستي تا به کي بايد فرصت ها را از دست داد، حال که ميتوان از همين پيش آمدها براي بهبود روند مذاکرات هسته اي و روابط با کشورهاي دنيا و بسياري از مسايل ديگر استفاده کرد چرا تنش هاي حزبي را بر منافع ملت و امنيت کشور ترجيح ميدهيم؟ شايد اگر امروز از نگاه يک فرد عادي غربي به کشور ايران بنگريم دچار تناقض شديد در رفتارها خواهيم شد زيرا بين دور انداختن ترمز و محو کشورها و يکدندگي با مجلس و مردم با سفير صلحي که در جهان از اصل گفتگو به جاي خشونت حرف ميزند هيچ وجه اشتراکي نيابيم و در شک بمانيم که کدام قرائت را از دين و انقلاب و کشور ايران بپذيريم .

نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت توسط آرش کامـــرانی| |

                                                 

گذاشتن نام بر روی سالها عملی است که در چند سال گذشته توسط مقام رهبری به عنوان بالاترین مقام جمهوری اسلامی در آغازین لحظات سال نو باب شده است و این نام گذاری ها معمولا فراخور مقتضیات زمانی بوده و هر کدام دلایل و فلسفه خاصی داشته است برای مثال سالی که در آن انتخابات ریاست جمهوری در پیش بود نام سال را همبستگی و مشارکت عمومی گذاشتند و در سالی که درگیری بین شیعه و سنی در عراق به اوج خود رسیده بود و به سمت نفوذ به سایر کشور ها و مرزهای ایران میامد نام سال را پیامبر اعظم یعنی وجه اشتراک بین این دو قطب اصلی اسلام گذاشته شد تا دلیلی باشد بر کاهش تنشهای مسلمانان در خاورمیانه. در طول سال مسئولان و مقامات بلند پایه دولت سعی بر آن دارند تا آن نام را سرمشق اعمال و رفتار خود قرار دهند و اهدافی که مد نظر رهبر بوده را تحقق بخشند و طبیعی است که مردم هم در این وادی تحت تاثیر قراراین اعمال قرار میگیرند. اما مساله اصلی اینجاست که آیا در پایان سال مسئولین توانسته اند در جهت افزایش عزت آن نام برایندو اعمالشان را با رفتار آنها تطبیق دهند و اهداف رهبر را پیاده کرده و به تبع آن رضایت مردم را کسب کنند یا بنا به دلایلی قضیه بر عکس شده است ، متاسفانه در سالی که گذشت نام پیامبر فقط در رزمایشها و همایشها و مراسمات نمایشی شنیده میشد و مسئولین با بی توجهی به منش صلح جو و بشر دوستانه پیامبردست به دیالوگ خشن و دشمن تراشی در عرصه بین الملل و دور انداختن ترمزها زدند و در پایان سال هم آن پیام آور صلح را با توهین سوالات آموزش و پرورش بدرقه کردند! اگر سال جاری هم به همین منوال پیش برود نه تنها از اتحاد ملی و انسجام اسلامی خبری نخواهد بود بلکه همین اعتماد مردم هم در این روزگار سخت که خودمان با دست خودمان به صف دشمنانمان اضافه میکنیم از دست خواهد رفت بنا به این نظر به جای توجه سطحی و نمایشی به این نامگذاری ها بیاییم با رفتار سنجیده و منطقی و رفتارهای اساسی تر ابتدا به سمت جلب اعتماد مردم گام برداریم تا در سایه اعتماد مردم به نظام بتوانیم به اهدافی همچون اتحاد ملی برسیم ؛ که قطعا و طبیعتا نیاز به نکاتی است که باید مورد توجه قرار بگیرد مثلا برادران سنی صاحب مساجد یا نماینده در تشخیص مصلحت نظام شوند تا به انسجام اسلامی کمک شود یا به مطالبات صنفی معلمان وپزشکان و احزاب توجه بیشتر شود تا زمینه ساز اتحاد ملی باشد که اینها میتواند پیش نیاز آن اتحاد ملی مطرح شده باشد.

نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت توسط آرش کامـــرانی| |
                              

مشروطیت ؛ چهاردهم مرداد ۱۲۸۵ در کاخ صاحبقرانیه و با امضای مظفرالدین شاه قاجار که لحظات سختی از عمر را سپری میکرد و قدم به روزهای پایانی میگذاشت آغاز گردید تا روندی نو در شکل حکومت کشور به وجود آورد و روشنفکران و آزادی خواهان و روحانیون ایرانی به نتیجه ی تلاش مداوم خود برسند که قطعا یکی از مهمترین اهدافی که مشروطیت به عنوان چشم انداز حرکت خود از آغاز دنبال میکرد ؛ تاسیس عدالتخانه بود ؛ به این معنا که از سوی حکومت حقی برای مردم قائل شوند تا از طریق تشکیل عدالتخانه بتوانند تا حدودی از چنگال سلطنت و قفس دیکتاتوری رهایی یابند و آن روز به  حق به عنوان برگی افتخار آمیز در دفتر تاریخ کشور عزیزمان ثبت شد تا امروز بعد از گذشت یک قرن با به یاد آوردن آن خاطره لبخندی از رضایت را بر لبان ما شکل دهد . فارغ از ادامه مسیر مشروطیت و موفقیت یا ناکامی آن در حوزه های مختلف باید به این نکته توجه کرد که عدالتخانه و نیازی که از سوی مردم وطبقه های خاص جامعه از جمله روحانیت و روشنفکران به دخالت در حکومت و اداره کشور در آنروز احساس شد هر چند در آن برحه از تاریخ  به علت وجود شرایط اجتماعی و سیاسی  نسبت به امروز با خواسته های کمتری قدم به میدان مبارزه گذاشته بود اما امروزه با پیشرفت و توسعه جوامع و پیدایش دموکراسی و مردم سالاری که از سوی دولتها به عنوان شیوه مناسب حکومت اتخاذ شده باعث شده است که مردم خواسته های بیشتری برای مطرح کردن داشته باشند و لذا مجلس و قوه مجریه نقش بسیار مهم و بسزایی را در جوامع بشری ایفا میکند و با وجود این نهاد در یک کشور هنگامی که مردم نمایندگان خود را به مجلس میفرستند و از آن طریق مطالبات خود را پیگیری میکنند به نوعی خود را داخل در حکومت میبینند و به نوعی حضور خود را در سیاست گذاری ها لمس میکنند و این درست خواستگاه  تشکیل مجلس از زمان پیدایش تا به امروز بوده است ؛ در دوران پس از انقلاب اسلامی مجلس همواره یکی از مهمترین ارکان نظام به شمار میرفته  و سردمداران انقلاب همگی بر تاثیر مجلس برای حفظ  نظام اسلامی و نقش پارلمان در حکومت مردم بر مردم اذعان داشته اند و مجلس به عنوان یکی از ارکان اصلی جمهوری اسلامی در دوره های پیشین نشان داده که میتواند نقش بسزایی در راهبرد اهداف در هر زمینه ای اعم از اقتصاد و فرهنگ و سیاست اعمال کند . اما از آنجایی که یک پارلمان نشانگر وجود سلایق و آرای متفاوتی است که در جامعه وجود دارد لذا وجود کاندیداها از هر حزب و گروه و دسته ای به نظر طبیعی جلوه میکند ؛ چیزی که متاسفانه در کشور ما آنطور که باید مورد توجه قرار نمیگیرد همین حضور سلایق و ایده های مختلف در بین کاندیداهاست که نهادهای برگزار کننده انتخابات از جمله شورای نگهبان آن را نادیده میگیرند و در هر دوره گویی با برخوردی سلیقه ای  و فراقانونی مانع از حضور ایده ها و افکار و افراد گوناگون میشوند و متاسفانه باید بیان کرد که این کاندیدهایی از خانواده شهدا یا اعضای گروههای خاص که مجوز فعالیت هم دارند یا مقامات و مدیران دوران اصلاحات و فعالین پیش از انقلاب هستند که صلاحیتشان مورد خدشه قرار میگیرد و این جای بسی تامل دارد ؛ به هر حال  در هر دوره انتخابات ناظر اعتراضات کاندیدا و گاها مردم و حتی سران نظام هستیم که به روند عملکردی شورای نگهبان خرده میگیرند اما بعد از چند صباحی این انتقادها به دست فراموشی سپرده میشود  و باز در انتخابات بعدی همان روش به پیش میرود ولی بر خلاف اعتراضات زود گذر  نکته ای که از چشم ها پنهان نمیماند تاثیر منفی این روند بر مردم و بر اصل جمهوریت نظام است زیرا مردم رفته رفته با حضور نیافتن کاندیدای مورد نظرشان و رد صلاحیت ها و یا قهر با حکومت به علت این شیوه ی در پیش گرفته شده ؛ در هر دوره نسبت به دوره قبل کمتر به صندوق رای توجه میکند و این همان روند خطرناکی است که برای نظام و جمهوریت و خود مردم وجود دارد . نزدیک به چهار سال پیش ، پس از اتمام دوره ششم مجلس شورای اسلامی انتخابات مجلس هفتم متاسفانه نمود همان روند خطرناکی بود که ناشی از اقدامات یک طرفه نهاد های برگذاری انتخابات بود  اما مساله ای که امروز هم ما را نگران میکند این است که با گذشت چهار سال آیا باز هم سلیقه حرف اول را خواهد زد ؛ یا اینکه با یک تعدیل روش ؛ نهادهای برگزار کننده انتخابات به رای مردم و حفظ نظام بیش از رقابتهای حزبی و مصلحت های سیاسی توجه خواهند کرد؛ زیرا مجلس از مردم و از آرای مردم و برای مردم است ؛ لذا کاش با دادن آزادی انتخاب بیشتر  وامکان حضور سلیقه ها و افکار مختلف به مردم حسن نیت نشان بدهیم تا مردم نقش خویش را در سیاست گذاری ها احساس کنند و لذا خود را مسئول بدانند و بتوانند در راستای پیشرفت کشور از طریق قانون گذاری عمل کنند.

             دور فلکی یکسره بر منهج عدل است    خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت توسط آرش کامـــرانی| |
                                  

نزدیک به یک ماه است که سینمای هالیوود  در یک اقدام هدفمند و حساب شده دست بر روی تاریخ ایران و البته دوران اوج شکوهمندی آن یعنی هخامنشیان گذاشته است و با تحریف و دروغ پردازی آن را به چالش کشیده است ُ قطعا عواملی چون جو ضد سیاست ایران در جهان مخصوصا در ماههای اخیر و بعد از صدور قطعنامه ها یا آماده کردن اذهان عمومی برای حمله نظامی یا تمسخر ایرانیان و فرهنگ و تاریخ این سرزمین یا تحریک و ... میتوانست اهدافی باشد که معمولا این نوع فیلمها در پشت پرده دنبال میکنند ُ در این مورد که تبلیغات گسترده رسانه امروز افکار را به سمتی میبرد که خود میخواهد شکی نیست و متاسفانه این روزها تبلیغات به نفع  ما نیست البته نباید غافل شد که هستند افرادی که با مطالعه تاریخ و تحقیق و پژوهش پی به کذب بودن مضمون این فیلمها ببرند اما اغلب افکار عمومی غرب توسط همان رسانه های تبلیغاتی تحت تاثیر این فیلمها و اهدافشان قرار میگیرد و فروش گیشه ای فیلم سیصد گواه این امر بوده است . این فیلم روایتی بر خلاف واقع از تاریخ و خشایار شاه است اما نکته اساسی که در اینجا مطرح است و باید به آن توجه کرد این است که چطور افرادی با علم این که روایتی دروغ را نقل میکنند باز هم به خود جرات میدهند به راحتی احساسات مردم سرزمینی را زیر پا بگذارند . شاید دلیلی که به سازندگان این فیلم جرات تحریف تمدن سرزمینی را داده است را باید در وجود خودمان بیابیم ُ نمیتوان این نکته را نادیده گرفت که حفظ اسطوره های دینی و تاریخی و حتی معاصر برای الگو گرفتن و هویت پذیری کشور و جامعه نقش بسزایی دارد و کشورها از همین عامل جهت تبلیغ تمدن  و ساختن فیلم استفاده میکنند و به میهن خویش میبالند ولی ما با وجود تمدن طولانی و وجود سرشار اسطوره ها و تاریخ نه تنها تلاشی برای اعتلای تاریخ نکردیم بلکه هر از گاهی در راستای حذف و تخریبش گام بر داشتیم ما و مسئولان در مورد ایران و ایران شناسی کم کاری کرده ایم و گاهی ندانسته ضرباتی را وارد ساختیم ُ میراث خود را جدی نگرفته و در راستای نمایش آن به جهانیان سستی کردیم ُ بله در این میان شاید خودمان ضربات اولیه و کوچک را بر پیکر تاریخمان وارد ساختیم بیگانگان به خود اجازه بدهند ضربات مهلکی را بر بدنه تمدنمان وارد سازند.

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت توسط آرش کامـــرانی| |