پس از گذشت مدتی از برگذاری بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران اینک فرصت مناسبی است تا از نقاط قوت و ضعف آن سخن گفت ؛ آقای صفار هرندی وزیر محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از عملکرد ضعیف در این دو سال که از عمر دولت نهم میگذرد و از سر گذراندن فراز و نشیب هایی که در عرصه هایی از جمله سینما و تئاتر و موسیقی و کتاب و ... داشت به مرحله برگزاری بیستمین دوره نمایشگاه کتاب رسید .نمایشگاهی که نماد تفکر و مطالعه است و جهت ارتقای سطح فرهنگی مردم و آشنا کردن مردم با کتب جدید و البته کمکی اقتصادی برای ناشرین هرساله برگذار میشود ؛ ذات نمایشگاه اقتضا میکند که باید همه نوع کتاب در حوزه های مختلف و سلیقه های مختلف برای سنین متفاوت در آن دیده شود نه اینکه یک سلیقه و اندیشه به صورت اجباری به سایرین تحمیل شود و این وظیفه به عهده وزارت ارشاد به عنوان مجری این ماموریت سالانه است البته از این نکته هم نباید غافل شویم که با برخوردی صحیح میتوان نویسندگان و ناشران و بخصوص مردم کتاب خوان را راضی به خانه هایشان برگرداند ولی متاسفانه سیاستی که هم اکنون از سوی جناب صفار هرندی در پیش گرفته شده و با توجه به فعالیت های ایشان در روزنامه کیهان بعید هم نبود باعث شده ناشرین و نویسندگان به عنوان ارکان عرصه نشر از عدم دادن مجوزها یا مجوز خواستن برای کتابهایی که تجدید چاپ میشوند و آنچه را که سانسور کتابها میدانند گلایه داشته باشند ضمنا به بد رفتاری با آنها که تا آخرین روزهای مهلت ثبت نام برای شرکت در نمایشگاه با وزارت ادامه داشت اعلام اعتراض کنند که این روند باعث ایجاد تنش بین وزارت ارشاد و ناشرین شده بود همانطور که شاهد بحثی از عدم حضور بخشی از ناشرین فعال کشوردر این دوره بودیم که خوشبختانه با کوتاه آمدن از بعضی مواضع تند ختم به خیر شد . اما از سویی دیگر تغیر محل غیر کارشناسانه نمایشگاه و کم توجهی به تجارب گذشته باعث شد این دوره از نمایشگاه هم از لحاظ کیفیت محیط و هم از لحاظ رضایت مردم و ناشرین نتوانست آنطور که می باید برگزار شود از طرفی مکان مصلا محل مناسبی برای نمایشگاه کتاب نبود عواملی چون کمبود فضا و نبود وسایل تهویه و گرم بودن هوای داخل شبستان و نبود ابزار کافی برای جمع آوری زباله ها و مکان نیمه ساخته و آب باران در روزهای ابتدایی دلیلی بر این بود که سطح کیفی این دوره دارای مشکلاتی باشد تا نشان دهد این دوره نسبت به دوره های قبل هم از نظر استقبال مردمی و هم از نظر بار فرهنگی قابل قیاس نبوده علاوه بر اینها نبود بخش جذاب و فعال مطبوعات هم یکی دیگر از نقص های این نمایشگاه بود که در جای خود قابل نقد است .اما درد آور تر از همه اینها شواهد و قراینی بود که نشان میداد سعی و تلاشی شده است که افکار بازدیدکنندگان و به طور کلی خوانندگان کتاب و حتی ناشرین و نویسندگان با یک هدایت اجباری به سطحی نگری و ترویج کتب بسیار عامیانه برود و هر طور شده از بعضی کتب به صورت مشخص دوری کنند این عمل ما را ناخودآگاه یاد جمله ای از روسو انداخت : کسانی که افکار مردم را کنترل میکنند اعمالشان را در کنترل دارند ؛ متاسفانه بسیاری از کتب که حتی مجوز داشتند از سطح نمایشگاه جمع آوری شدند و یا برخی کتب اجازه نمایش در ویترین غرفه ها را نداشتند تا در عوض قورباغه را قورت بده بتواند فروش بیشتری داشته باشد و مهمترین دغدغه فرهنگی نسل جدید این باشد که روشهای شناسایی شوهر خائن چگونه است یا از این قبیل روانشناسی هایی که معمولا روی اصول دقیق و تخصصی این علم پیچیده هم نیست و میتوان از امروز صدای زنگ خطر و هشداری را شنید که فریاد حذف اندیشه و آزادی بیان و تکثر عقاید و نقد را به گوش ما میرساند . لذا میتوان این گلایه را از جناب صفار هرندی داشت که شاید اگر فقط به کار خود منعکس باشند وتلاش خود را صرف کار خود کنند واز درگیریهای حزبی و سیاسی دوری بجویندو سلایق فردی را داخل در تصمیم گیریهایشان نفرمایند و به روند آوردن همکاران دوران روزنامه نگاری خود به وزارت ارشاد پایان دهند حتما میتوانند به موفقیت هایی دست پیدا کنند ؛ البته نباید فراموش کنند که دوران نوشتن در روزنامه های عصر سابق تمام شده و ایشان در این پست نباید کاری به مانکن ها و وصل بودنشان به گروهکها و چگونگی روسری و صدور قطعنامه و... داشته باشند و آن را به مسئولین آن حوزه واگذار نمایند و اگر هم دلتنگ آن دوران هستند وزارت را به افرادی که خون دل خورده فعالیت برای رشد فرهنگی مردم هستند بسپارند . و گلایه بعدی اینکه میشود با ناشرین که در خدمت مردم هستند بهتر رفتار کرد و با تنش و برخورد و جبهه گرفتن سعی بر حذف آنها یا ورشکستگی اجباری آنان نکرد لذا این ناشرین هستند که در ارتباط با مردم با نویسندگان مختلف کار کرده و کتب و ترجمه های آنان را برای رشد جامعه روانه بازار میکنند. آنکه بی جرم برنجید و بتیغم زد و رفت بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم سایه طایر کم حوصله کاری نکند طلب از سایه میمون همایی بکنیم در سالهای دور و در دوران زمامداری رضا شاه در ایران اتفاقاتی روی داد که بعد ها در تاریخ به نام کشف حجاب مشهور گشت و برگ سیاهی را در تاریخ کشور ورق زد ، در این طرح رضا شاه که تحت تاثیر آتاتورک و رفتارهای او در ترکیه قرار گرفته بود سعی بر این داشت تا حجاب و پوشش زنان را با زور و قوه قهریه از آنان بگیرد اما وی غافل از این بود که سالها بعد او را به خاطر چنین رفتاری دیکتاتور و ضد دین و مستبد خواهند خواند . مجریان طرح اخیر هم باید مطمئن باشد که چنین رفتاری در سالهای بعد مورد اعتراض مردم قرار میگیرد زیرا اولا بر خلاف رویه معمول اکثر مردم است و دوما بار دگر این زنان هستند که بازیچه قدرت و سیاست ها میشوند ،از اول اردیبهشت ماه و آغاز فصل گرما ، طرح جدیدی از سوی نیروی انتظامی که در اختیار وزارت کشور است با نام برخورد با بد حجابی به مرحله اجرا رسیده است. که طی آن با زنانی که پوشش به اصطلاح نامناسب دارند برخورد میشود و در این طرح بیشتر زنان هستند که مورد توجه پلیس واقع شده اند و فعلا آقایان مشمول این طرح نیستند اما خبرها حکایت از این دارد که همین روزها نوبت به آقایان هم خواهد رسید اما هر چقدر بخواهیم نسبت به این طرح نیمه پر لیوان را ببینیم و مزایای آن را در یابیم، میبینیم که ضررها و خطراتش آز نفعش بیشتر است و لذا نکاتی چند را در ذهن انسان متبادر میسازد . اولین نکته ای که به ذهن میرسد این است که دولت نهم و شخص دکتر احمدی نژاد در هنگامه تبلیغات ریاست جمهوری دوره نهم فرمودند( مگر دولت آنقدر بیکار است که به دو تار موی خانمها کار داشته باشد ) !! البته تعجبی ندارد زیرا سخنان ضد و نقیض فراوانی را در سخنان ایشان در این نزدیک به دو سال دیده ایم اما نکته دیگر اینکه اگر این طرح خوب و نتیجه بخش بود ، در سالهای گذشته که اجرا شد نتیجه میداد و اگر نتیجه بخش نیست پس چه اصراری است که چنین جو پلیسی و رعب و وحشت بخصوص در میان جوانان به وجود بیاید و در جامعه شیوع پیدا کند مگر ریاست قوه قضاییه با دیدن اوضاع نفرمودند که این طرح اگر ضرری نداشته باشد نفعی هم ندارد پس این اصرار برای چیست ؟ آیا ریشه در لج بازی و تنش با مردم دارد که نمونه آن مثل تغیر دادن یا ندادن ساعت رسمی و تغیر ساعات کار بانکها و آب گیری سد سیوند علی رغم مخالفت های گسترده مردم و نهادهای اجتماعی و فرهنگی و ... بود ؟ آیا این هم از الطاف دولتی است که با نام مهرورزی بر روی کار آمده است ؟ . نکته دیگر و خطرناک اینکه ؛ کاش مسئولان توجه میکردند که برخورد با بد حجابی به نام دین و اسلام و امر به معروف و نهی از منکر به این نحو خشن امروزی نتیجه ای جز دین گریزی برای نسل امروز نخواهد داشت کاش بجای این که بیان میکردیم که دستور دین است میگفتیم خودمان خوشمان نمیاید زیرا وقتی به نام دین میگوییم اسلام رحمان و رحیمی که چنین دستورات خشنی را در خود جای نداده زیر سوال رفته و مظلوم واقع میشود در همین راستا آیت الله موسوی اردبیلی در دیدار با ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر بیان داشت ( برخی دانسته یا ندانسته افکار خود را به نام اسلام و پیامبر به خورد مردم داده و آنان را نسبت به دین بد بین میکنند ) ایشان طرح اخیر را تکرار همان طرح اول انقلاب دانست که موفق نبود در همین دیدار آیت الله مکارم شیرازی هم بیان داشتند منکرات از مساله ساده به مسائل سیاسی تبدیل شده ؛ عبدالله نوری در مورد اجبار و اکراه در مورد آداب دینی براین باور بود که (دين و دين داري عقد القلب است وبا زور و سرنيزه نميتوان کسي را ديندار کرد مبناي تمام عبادات قصد قربت است و قصد قربت فيزيکي معنا ندارد . عبادات بدون قصد قربت باطل است و با ورزش تفاوتي نخواهد داشت.اگر آدميان به زور ظواهر آداب شرعي را به جا بياورندولي آن آداب فاقد قصد و نيت باشد چه فايده اي براي آنها و ديگران دارد . تمام عبادات ظاهري بدون قصد فاقد ارزش است. بنياد دين و دينداري با زور و خشونت تعارض دارد . کسي که از ترس امنيه و خفيه در ساعات شرعي غذا نميخورد ، روزه نگرفته است ، روزه قصد آزادانه ميخواهد . يک ملحد را هم ميشود مجبور کرد آداب شرعي را رعايت کند اما نميتوان خشنود بود که از اين راه مردم را ديندار کرده ايم . فرد بي اعتقاد را با کتک نميشود ديندار کرد) * . کاش نیروی انتظامی به بعد روانی رفتار خویش هم توجه میکرد که آن خانمی که الان مورد بازخواست پلیس قرار گرفت دیگر نه اعتمادی به پلیس خواهد داشت نه دیگر با دیدن پلیس در اجتماع احساس امنیت خواهد کرد و تا چند روز تاثیر منفی برخورد در ذهنش خواهد ماند آیا رسالت اصلی پلیس ایجاد امنیت است یا وارد شدن در سیاست و تنشهای حزبی ؟ زیرا نوع پوشش در درجه اول یک مساله عقیدتی و دینی است و سپس مساله فردی و فرهنگی و اجتماعی است و البته در جاهایی هم تاریخی است هر چند بماند که برخورد کردن و نحوه برخورد امروزه به مساله سیاسی و مایع افتخار تبدیل شده است . مگر نیروی انتظامی سخن امام را نشنید که بر حق میگفت( من به قوای مسلحه چه ارتش باشد و چه چیزهای محلی باشد و چه پاسبانها باشد پاسدارها به همه سفارش میکنم که در امور سیاسی دخالت نکنند) * اما نکته ای که در انتها باید بدان اشاره کرد این است که در جوامع دو نوع آزادی وجود دارد آزادی اجتماعی و آزادی فردی آزادی اجتماعی شامل آزادی بیان، عقیده ، مطبوعات ، و .... است که تا حدودی حکومت ها به بهانه های مصلحت عمومی یا نفع ملی به خود حق دخالت در آن رامیدهند . اما آزادی فردی مثل انتخاب رشته دانشگاه ، انتخاب همسر ، مدل مو ، نوع پوشش ، و .... را با دلایلی از این قبیل و استفاده از نام دین نمیتوان توجیه کرد .. * صحیفه نور جلد ۱۹
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


