روزگاری نه چندان دور گفتگو با ایالات متحده گفتگوی با شیطان بزرگ و رقص با گرگ بود ؛ اما امروز اصول دیپلماتیک ایجاب میکند طرفین بر روی یک میز به مذاکره بپردازند و خبری از گرگ و ابلیس نباشد همانطوری که روزی رابطه مثبت با مصر دارای مشکلات فراوانی بود اما حال دیگر از آن موانع خبری نیست ؛ زمانی آقای هاشمی صحبت از ازدواج موقت کرد که با مخالفت و موضع گیری روبرو شد اما امروز سخن از ترویج با جسارت همان طرح است . به راستی که همه چیز قابل تغییر است به جز اصل تغییر . در هر صورت در اینکه ترویج ازدواج موقت امری صحیح و مورد قبول قرآن و شیعیان است شکی نیست اما درمرحله اجرا و اعمال آن باید شرایط زمان و مکان و عوامل دیگراز جمله فضای جامعه را مورد بررسی قرار داد و صرف گفتن یک حرف آن هم بدون کار کارشناسی و به صورت شتابزده که شاید مانند قرص مسکن درد را به صورت موقت خاموش کند شرط نیست ؛ بلکه یافتن دارویی که درد را کامل التیام بخشد مهم است در غیر این صورت مشکلی از جوانان رفع نخواهد شد بلکه بر مشکلات زندگی آنان نیز در آینده نه چندان دور خواهد افزود . در مورد ترویج این موضوع گویا وزارت کشور و دولت نهم به نکاتی سطحی و ریز اما عمیق و فوق العاده مهم توجه نکرده است . به طور مثال باید پرسید آیا فرهنگ ازدواج با خانمی که قبلا همسر موقت شخص دیگری بوده است در جامعه ما و بین مردم همزمان با طرح ازدواج موقت با جسارت ترویج میشود یا خیر و اگرچنین فرهنگ سازی در کار نباشد این سوال پرسیدنی است که طبق سنت و فرهنگ عمومی جامعه امروز کسی حاضر خواهد بود همسر شخصی شود که در گذشته همسر موقت شخص دیگری بوده است . به جز این مورد نکته ای دیگروحایزاهمیت این است که سرنوشت زنان و آینده آنها و فرزندان ناخواسته این ازدواج های موقت چیست ؛ آیا این خودش برای زنان در آینده خطر افتادن به دام فحشا و دغدغه ازدواج دائم و تامین مخارج زندگی را به بار نخواهد آورد آیا این مسایل نیاز به کار کارشناسی و برنامه ندارد . در هر صورت نمیتوان این مساله را رد کرد که پیش از این ؛ ازدواج موقت در جامعه ما امری مرسوم بوده اما این که از سوی دولت روی آن مانور شود ضمن اینکه در ذهن متبادر میکند که آیا دولت با این طرح ها به دنبال دور کردن اذهان از مسائل اصلی است این مورد را پیش میاورد که بدانیم دخالت در حوزه خصوصی افراد و امری و دستوری کردن این موارد مثل ازدواج و ... امری مردم پسند و اصولی نیست و با ترویج بی برنامه این مسایل کانون خانواده و تن ندادن به ازدواج دائم به علت هزینه ها و کامجویی مردان متاهل از این فرصت خطری خواهد بود که گریبان خانواده ها را خواهد گرفت و بسیاری مشکلات را برای زنان و مردان جامعه در آینده به وجود خواهد آورد . یادبود سالگرد دکتر علی شریعتی ای آنکه ره به مشرب مقصود برده ای زین بحر قطره ای به من خاگسار بخش
شکرانه را که چشم تو روی بتان ندید ما را به عفو و لطف خداوندگار بخش
سالها پیش کمال الملک ؛ استاد مسلم و مطرح نقاشی ایران که در دربار قاجاریه نقاشی آموخته و طی سفر به کشورهای مختلف توانسته بود به هنرش رونق بخشد در برابر ظلمی که از طرف دربار به او میشد سکوت را تاب نیاورده و فریاد بر سر امضا کننده پیمان مشروطیت بر آورد که ممالک دیگر صدها چون من دارند و هر یک را بالاتر از دیگری ارج مینهند و شما یکی دارید و چه میکنید با همین یکی و چه میکنید و چه میکنید ! متاسفانه مدتهاست که آداب نخبه کشی گریبان ما را گرفته و ما را در برابر سوالی بزرگ قرار میدهد که چگونه است غرب و حتی جهان عرب به بزرگان عرصه عرفان و هنر و فرهنگ خود این چنین بها میدهد ؛ و ما به عنوان ایرانی که داعیه دار هنر و پرچمدارعرفان و فلسفه ایم با هزاران اساطیری که از هر کوی و برزن این مرز پر گهر سر برآوردند اینچنین رفتار میکنیم که در نهایت لطف ؛ خیابانی یا پارکی در گوشه شهررا به نامشان مزین میکنیم . خرداد هر سال ما را به یاد خاطرات خیلی دور و خیلی نزدیک میاندازد از دوم خرداد و روی کار آمدن سید محمد خاتمی تا پانزدهم خرداد سال 1342 از رحلت امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی گرفته تا زنده شدن خاطرات شهید چمران و ... اما ماه خرداد یاد آور صدای شریعتی احیاگر شریعت هم هست و قطعا خردادی بی یاد دکتر علی شریعتی به پایان نمیرسد ؛ مردی که در عرصه روشنفکری و جامعه شناسی و تاریخ توانست کمک در خور توجهی به نسل انقلابی پیش از انقلاب و نسل جوانٍ در پی هویت بعد از انقلاب کند ؛ اما افسوس که هم مورد بی مهری و مجازات پیش از انقلابی ها واقع شد و هم یاد و خاطراتش از لطف پس از انقلابی ها بی نصیب ماند . دکتر سروش شریعتی را از دو سو مورد اتهام میداند ؛ یکی از سوی متولیان کلاسیک و سنتی دین و یکی هم از سوی روشنفکران غیر دینی .براستی میتوان شریعتی را مظلوم محبوب نامید ؛ اما غافل نشویم که مردم نغمه شریعتی را به نیکی به یاد سپردند ؛ شریعتی نه سودای قدرت در سر داشت نه توان دیدن و دم بر نیاوردن و نه اهل ارتزاق به نام اسلام و مسلمانی بود بلکه توانست از راه اندیشه و دیالوگ به یاری قلم به صحنه نبرد برود و البته هزینه عملکرد خود را نیز با تبعید و حبس و ناملایمات بپردازد ولی تن به سکوت ندهد ؛ انتظار سکوت از مکتب ابوذر بعید به نظر میرسید . امروز کمتر کسی پیدا میشود چه مخالف روشنفکری دینی و چه موافق که نقش مرحوم شریعتی را در شکل گیری انقلاب اسلامی نفی کند و دراین که بار اندیشه و ایدئولوزی جنبش انقلابی مردم بر دوش دکتر شریعتی بود شک کند . شریعتی معتقد بود انقلابی شدن پیش از هر چیز مستلزم یک انقلاب ذهنی ؛ یک انقلاب در بینش و یک انقلاب در شیوه تفکر است ایشان علاوه بر خود سازی انقلابی بر فاطمه بودن فاطمه و احیای دین و اسلام شناسی تاکید و توجه خاصی داشت ؛ دغدغه این که دین را از آسمانهایی از جنس تقدس به زمین بیاورد تا این دین بتواند نقش اصلی خود را یعنی یاری رساندن به زندگی دنیوی برای رسیدن به زندگی مطلوب اخروی را بازی کند و این غیر از آن بود که دین را با قدیسه کردن های بی جهت و گاها اضافی به دوردست ها ببریم که دست بشری از رسیدن به آن عاجز باشد ؛ لذا از این دین فقط حفظ ظواهرش میماند و بس ؛ در صورتی که مرحوم شریعتی دین را در متن زندگی میخواست دین را قابل درک و لمس میخواست وی بر این عقیده استوار بود که دینی که به درد این دنیا و زنده ما نخورد به درد آن دنیا و مرده ما هم نخواهد خورد او خدا را نه در دور دستها بلکه از رگ گردن نزدیک تر حس میکرد وی فقط مذهب را علیه مذهب میدید نه قدرت خارجی و عامل غیر دینی بلکه این طرز اجرای غلط و فهمی نافهم وار از مذهب بود که مذهب را به کناری وامینهد . این تفکر که وی را متعلق به دوران خاص یا تمام شده تلقی کنیم تفکری ضعیف و غیر قابل قبول است زیرا که اندیشه ها و آثار به جا مانده از ایشان نشانگراز دل بر آمدن سخن است که ناگزیر بر دل ما و نسل های بعد ما خواهد نشست و لذا تاریخ مصرفی برایش تصور نتوان کرد ؛ به امید روزی که در اندازه شاًن آن بزرگان این سرزمین با آنها برخورد کرده و یادشان را گرامی بدانیم . حالی درون پرده بسی فتنه میرود تا آن زمان که پرده بر افتد چها کنند
گر سنگ از این حادثه بنالد عجب مدار صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند
مردم چشم به خون آغشته شد در کجا این ظلم بر انسان کنند
اخیرا طرحی از سوی نیروی انتظامی در ادامه طرح مبارزه با بد حجابی پیگیری میشود که طی آن با افرادی که اراذل و اوباش خوانده میشوند و قطعا پایگاه اجتماعی در میان مردم ندارند برخورد میشود . در اینکه اصل طرح بسیار نیک و زیباست و به معنای پاکسازی چهره شهراز سیاهی هاست سیاهی ها است شکی در میان نیست اما ، این طرح در دل خود مسائل عدیده ای را جا داده که نیروی انتظامی و وزارت کشور به عنوان متصدی این امرباید آنها را در نظر میگرفتند ، ولی با گذشت چند روزاز اجرای این طرح و نحوه عملکرد پلیس به نظر میرسد در مواردی کوتاهی کرده اند . جا داشته است که قبل از عملی کردن این نظریه روی افراد خود کار میکردند و با گذاشتن دوره هایی از انها حفظ حرمت انسانی را در ماموریت ها میخواستند ، اما مسائلی بسیار مهم و اساسی در این طرح وجود دارد که ایجاد شبهاتی را در ذهن هم میهنانمان میکند و من در اینجا به برخی از این ابهامات میپردازم تا شاید جوابی برای آنها بیابم . 1) اصولا رذل بودن یا نبودن را چه کسی تعیین میکند و اینکه گروهی خاص به طور انحصاری تعیین کنند که این افراد مثلا رذل هستند یا هر چیز دیگر میتواند صحیح باشد و اینکه عده ای برای انتقام جویی یا حساس بودن روی عده ای هر نامی خواستند روی آنها بگذارند و با آنها مبارزه کنند میتواند درست و منطقی باشد . حال اینکه این عمل از طرف پلیس و برای ایجاد امنیت پیگیری میشود نباید موجب تشویش و پلیسی و امنیتی شدن جو جامعه داشته باشد زیرا نتیجه ای عکس را خواهد داد .
2) آیا قطعا با اراذل مبارزه خواهد شد یا به نام اراذل با هرکس که دل خوشی با پلیس نداشته است برخورد خواهد شد ، ضمنا آیا وارد کنندگان کلان مواد مخدر و انواع قرصهای روان گردان اراذل نیستند که هیچ نهادی به صورت جدی با آنها وارد مبارزه نمیشود ؛ داشتن این انتظار از پلیس که اگر قرار بر مبارزه است اولا روی اصول و درست مبارزه شود و ثانیا با همه مصادیق رذل در جامعه مبارزه شود و این طور نباشد که برخی از جرایم که مهمتر هم هستند نادیده گرفته شوندو برخی بسیار بزرگ جلوه داده شوند ، البته من در اینجا در مقام تایید حرکات خلافکارانه نیستم اما معتقد به برخوردی مناسب با انسانیت هستم .
3) اصل 39 قانون اساسی بیان میدارد « هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ؛ بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است» سوالی که مطرح است این است که وزارت کشور و نیروی انتظامی برای این نقض آشکار قانون اساسی چه توجیهی داردن که ( آفتابه دور گردن میندازند و افراد را به زور وارد صندوق عقب اتوموبیل میکنند یا ... ) بدهند .
4)آیا با این برخوردها با بانوان و متخلفین به نام دین و امر به معروف و نهی از منکر انتظار داریم اسلام دین جهانی شود و انقلاب به سراسر دنیا صادر شود . یا باید با نشان دادن چهره اسلام واقعی آنها را دعوت کنیم .
5)در این هنگامه که کشورهای دنیا روبروی ما صف کشیده اند و منتظر بهانه هستند آیا به نفع کشور ما بود این چنین رفتار خشنی را در رسانه ها به نمایش بگذاریم تا غول های تبلیغاتی دنیا بیش تر از قبل روی نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن کرامت انسان از سوی نظام مانور کند ، به راستی در برخی موارد که کشور مورد اتهام قرار میگیرد خودمان هم بی تقصیر نبوده ایم و این امر را باید پذیرفت .
6)آیا پلیس جنبه روانی و بازخورد این عمل را در جامعه مد نظر میگیرد یا خیر؟

3مهر
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


