تبليغاتX
خـــانه ســــــیاه اسـت
خـــانه ســــــیاه اسـت

با گذشت چند سال از چالشی که بر سر پرونده هسته ای ایران آغاز شد و تیم هایی که در دولت پیشین و دولت فعلی مذاکرات را با اروپاییان انجام داده و همکاری هایی را با آژانس داشتند پرونده سرگردان ایران پس از رای و اجماع جهانی سرانجام راهی شورای امنیت سازمان ملل شد و از آن هنگام تا به امروز دو قطع نامه امنیتی علیه کشور ما صادر شده است که کشور را متحمل هزینه مالی  در درون  و اعتباری در محیط بین الملل کرده است ؛ پس از اتمام کار گروه مذاکره کننده دولت پیشین که از سوی مخالفان درون حکومت به گروه سازشگر متهم گردیده بود گروه مذاکره کننده فعلی نیز نه تنها به نتایج دلخواه نرسیده بلکه با روند تند و تیز و لحن نامناسب دو قطع نامه امنیتی را برای کشور به بار آورده است ؛ به نظر میرسد هر دوگروه دارای نواقصی در کار بودند یا به عبارتی دچار افراط و تفریطی شدند که نتیجه اش رسیدن پرونده هسته ای ایران به این مرحله است و اکنون کشور ما در آستانه صدور قطع نامه سوم قرار دارد . به هر حال در باب انرژی هسته ای ایران سخن فراوان رفته است که شاید بتوان آنها را در سه دیدگاه اصلی (موافق) ؛( موافق اما منتقد) و (مخالف) خلاصه کرد در همین راستا از دیدگاه موافق اما منتقد به عملکرد این چند سال ایران در قبال پرونده هسته ای به تاثیرات قطع نامه صادر شده و رفتار دولت در این برحه تاریخی و بسیار مهم روز جهان میپردازیم . این دیدگاه معتقد است که تکرار کردن مساله انرژی هسته ای  و شعاری شدن موضوع برای راه یابی به قلوب مردم وایجاد حس ملی این قضیه گامی درست و به جا است اما وقتی در دام افراط افتادیم و در هر سخنرانی و هر سفر استانی این مساله بیان شد ؛ باعث بی اعتنایی مردم به این امر خواهد شد ؛ ضمن اینکه نوع بیان گاها آنقدر تهاجمی بوده و با کلمات نازیبا  بیان شده است که به مخاطب چنین القا میکند که این مساله  از یک لجبازی بین ایران و غرب فراتر نیست و این در حالی است که مردم خواهان حل این مساله با آرامش بیشتر میباشند و از طرفی واقع بینی در عملکرد دولت در روند سیاست هسته ای را مطالبه میکنند ؛ اینطور که وجود یا عدم وجود قطع نامه برای هیات دولت مهم نباشد راه صحیحی به نظر نمیرسد و تدبیری از آن استشمام نمیگردد هم چنین دیدگاه منتقد بر این باور است که تبلیغاتی کردن قضیه باعث خواهد شد که این شبهه به مخاطب القا شود که تکرار بیش از حد برای سرپوش گذاشتن بر ضعف و عملکرد نا مناسب در زمینه های مختلف کاری دولت میباشد . نقد دیگری که میتوان بر عملکرد دولت کرد این است که متاسفانه مساله هسته ای تبدیل به شعار انحصاری و اول دولت نهم شده است در صورتی که سیاست هسته ای ایران یک مساله کاملا فرا دولتی بوده و مشارکت دولتهای پیش از این هم موثر بوده ؛ لذا نمیتوان تلاش آنها را برای رسیدن به این مهم نادیده گرفت ؛ دولت باید با خویشتنداری و گفتگو ؛ بازی دو سر برد را ایجاد کرده و قدم در راستای اعتماد سازی بردارد ولی  متاسفانه ایران در یک مقطع زمانی با خوش بینی صرف به چین و روسیه امید بست که امروز نتیجه این اشتباه خود را با صدور قطع نامه ها حس میکند ؛ نکته ای که نباید فراموش شود این است که در دولت پیشین با تاکید بر حفظ قانونی بودن فعالیت ها مساله بدون بحران خاص پیگیری میشد و با تعلیق غیر حقوقی و غیر الزام آور حق قانونی ایران حفظ شده بود اما امروز با تعلیق حقوقی و الزام آور شورای امنیت کشور به سمت بحران گام برمیدارد ؛ پس توافقات نسبی میتواند از گسترده شدن تحریمات و تنش احتمالی نظامی جلوگیری کند . تحلیل دیگر این است که ایران نباید نسبت به قطع نامه اول بی تفاوتی از خود نشان میداد زیرا هیات ایران قبل از قطع نامه اول نسبت به پیشنهاد گروه ۱ ۵ اظهار خوش بینی کرده بود اما بعد با بی توجهی باعث صدور قطع نامه اول شد و صدور قطع نامه دوم هم که دائما استناد به قطع نامه اول میکرد ناشی از همان قطع نامه اول و دنباله روند قانونی آن  بود و همه اینها در حالی است که کنار آمدن با گروه ۱ ۵ بسیار سهل تر از به توافق رسیدن با شورای امنیت است در واقع علاج واقعه قبل وقوع باید صورت میگرفت و اگر ایران میتوانست با ارایه پاسخ مناسب برای اروپا و آژانس رفع ابهام نماید پس به چه دلیلی این کار انجام نگرفت تا پرونده آنقدر پیچیده شود و امروز اعلام آمادگی کند که ابهامات آژانس را رفع کند که این اعلام آمادگی دیر هنگام  در واقع قبول ضمنی این است که قبلا از این کار استنکاف کرده بود .از مواضع اشتباه دولت نهم هم نباید غافل شد این اظهارت اخیر مانند نفی اسرائیل و برنامه هولوکاست باعث خصمانه تر شدن مواضع آمریکا و غرب شده است در صورتی که این سلسله اعمال دولت در این شرایط اضطراری ؛ لزومی نداشت و امروز میبینیم نتیجه ای جز متحد کردن جامعه جهانی علیه ایران نداشته است در همین راستا باید توجه داشت اگر ایران در دیپلماسی خود مناسبات و روابط بین المللی جاری را در نظر نگیرد در انتها به نفع سیاست های تهاجمی آمریکا و به ضرر نظام و مردم ما خواهد شد . باید دید در شرایط کنونی به واقع اورانیوم غنی شده برای چه مصرفی خواهد بود ؛ نیروگاه بوشهر بعد از  بیش از سه دهه و صرف هزینه سنگین هنوز به اتمام نرسیده است و بعد از صدور قطع نامه هم روسیه از ادامه همکاری سرباز زد و این عمل روسیه در راستای تحقق منافع کشورش کاملا طبیعی است . سیاستی که تحت عنوان اتلاف وقت توسط ایران از آن یاد میشد برای مقطعی مفید بود و ایران توانست ازاین فرصت استفاده کرده و تجهیزات هسته ای اصفهان و نطنز را کامل سازد اما بعد از صدور قطع نامه سیاست اتلاف وقت روش غلطی خواهد بود . اگر کشور ما با تحریم نفتی مواجه بشود آن چنان که ما فکر میکنیم به ضرر دنیای غرب نخواهد بود زیرا عربستان و کشورهای منطقه مانع ایجاد شک جهانی خواهند شد پس ایران نباید به این عامل به عنوان دلیلی بر عدم تحریم نفتی اش دلخوش دارد بلکه باید نگران این باشد که کشوری که بیش از هشتاد درصد از بودجه اش را درامد نفتی تامین میکند بعد از تحریمات نفتی چگونه از پس از هم گسیختگی اقتصادی بر خواهد آمد . اولویت حق مسلم برای انرژی هسته ای ؛ باعث میشود عدالت و رفاه ؛ معنویت و در صدر همه اینها آزادی مفاهیمی تو خالی جلوه کند و ضمن اینکه ایران هنوز در مسائلی مانند صنعت هواپیما و مخابرات و ...ضعف دارد و اولویت قرار دادن این مساله کمی باعث شده دولت از مسائل مهم دیگر غافل شود ؛ در زمانی محافظه کاران با انتقاد به دولت اصلاحات آنها را به مسائل معیشتی و اقتصادی به جای تامل صرف به توسعه سیاسی هشدار میدادند اما گویی امروز با تبلیغات سرسام آور نشان میدهند  سیاست هسته ای از هر اولویتی در اولویت تر است . تحریمی که تحت نام شورای امنیت صادر میشود در واقع نشان دهنده بی ثباتی در کشور خاطی تلقی میشود و ضریب ریسک اقتصادی و همکاری با ایران را افزایش میدهد و به همراه آن افزایش هزینه بانکی ؛ بیمه ها ؛  فعالیت مبادلاتی ؛ فرار سرمایه ؛ بالا رفتن قیمت ها ؛ بروز مشکلات اجتماعی و ... را همراه خواهد داشت ؛ اهمیت قطع نامه این است که اجماع جهانی ۱۵ عضو و رای موافق را دارد و این یعنی ۹۰درصد اقتصاد جهانی و به عبارتی ۶۰ درصد جمعیت جهان با توجه به اینکه باقیمانده هم الزاما طرفدار ایران نیستند و همه اینها در حالی است که ما با اصرار بر روش غلط خود اذعان میداریم هیچ اجماع جهانی علیه ما نیست ! زمانی اروپا با فعالیت صلح آمیز ایران ممانعت نمیکرد و تنها دغدغه اش فعالیت غیر قانونی ایران بود  اما ما با عملکرد ضعیف و زبان حذف موضع اروپا را به آمریکا نزدیک کردیم و امروز با گفتمان بریدن ترمز ها و حذف کشورها از زبان رییس دولت و دیپلماتها  نباید از جامعه جهانی انتظار داشته باشیم دوستدار صلح شناخته بشویم و بی چون و چرا به ما اعتماد کنند بلکه با تعامل لازم و میز مذاکرات ؛ اتحادیه اروپا و آمریکا را به پایان بخشیدن بر بحران هدایت کنیم نه اینکه خود بحران آفرینی کنیم . قطع نامه برای ایران الزام حقوقی دارد زیرا طبق منشور سازمان ملل متحد شورای امنیت سازمان ملل مسئول حفظ و تامین امنیت بین المللی است و مصوباتش لازم الاجراست ولی دولت فعلی اهمیت لازم و کافی را به آن نمیدهد که این امر باعث خطرناک تر شدن مساله برای مردم و کشور در آینده خواهد بود .

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت توسط آرش کامـــرانی| |