تبليغاتX
خـــانه ســــــیاه اسـت
خـــانه ســــــیاه اسـت

پس از گذشت نزدیک به سه دهه از عمر انقلاب اسلامی و پشت سر گذاشتن فراز و نشیبهای آن در نحوه سیاست مملکت داری ؛ هم حاکمیت متکثر و چند صدایی و هم حاکمیت یک دست تجربه عملی و نظری داشته است و امروز بعد از گذشت این مدتِِ زمانی ؛ معایب و مزایای هر یک بهتر و بیشتر از پیش نمایان گشته است .  در دهه اخیر پس از آنکه مردم در نتیجه یک نوع دلزدگی از روند اداره کشور و گفتمان خشونت و برای طرد تعصب های بیجای دینی که در مقابل قرائت رحمان و رحیم قرار گرفته بود سرنوشت خود را در یک انتخابات تاریخی و به یاد ماندنی به سمت دیگر حاکمیت که بعد ها اصلاح طلب خوانده شد داد ؛ تا آرزوهای خود را با تکیه بر سید محمد خاتمی نفر اول این جناح تحقق ببخشد . امروز فارغ از عملکرد مثبت یا منفی دولت اصلاحات نتیجه ای که میتوانیم از انتخابات آن دوران بگیریم این بود که مردم دلخسته از یک جناح توانستند خود را به دامان جناح دیگر بیاندازند و در اینجا مطلبی که درخور توجه است این بود که این جناح یا جناح مقابلش هر چه که بود زیر بیرق و در دل همین نظام جای میگرفت و مردم قدرت تحقق بخشیدن به آرمانهای خود را در ید توانمند قدرت داخل نظام میدیدند .  اما اگر در یک جامعه ؛ حاکمیت سیر یک دست و بلامنازع راطی کند در چنین مواقعی که مردم از روند سیاست یک جناح راضی نباشند و به علت یکدستی حکومت ؛ جناح فعال دیگری غایب باشد ؛ مخالفین وضع موجود به صورت ناخودآگاه یا در نتیجه تبلیغات سو به سمت اپوزوسیون و نیروی خارج کشور نیل خواهد برد و این همان  چیزی است که برای هر حکومت مردم سالار خطرناک تلقی میشود و اوج خطر از دست دادن پایگاه مردمی خواهد بود زیرا حکومتهای مردم سالار اولین تکیه چادر حکومت خود را بر مردم میزنند و از رای آنان است که مشروعیت و مقبولیت میگیرند و در نتیجه باید با عملکرد خود بتوانند مطالبات مردمی را پاسخگو باشند . بعد از تشکیل مجلس هفتم و پس از آن در انتخابات سوم تیرماه  ؛ کشور به سمت حاکمیت یکدستی رفت که علاوه بر دولت و مجلس از نهادهای دیگری که ظاهری بیطرف دارند مانند شورای نگهبان نیز بهره میبرد ؛ در چنین فضایی با مراجعه به جامعه و اعتماد مردمی متوجه همان غیبت محسوس جناح ها و گفتمان های خارج حاکمیت و دولت میشویم که نتیجه اش گرایش به خارج و قهر از صندوق رای و کاهش پشتوانه مردمی است نمونه کوچک چنین امری در جامعه رسانهای تصویری و مطبوعات است به طوری که تا وقتی صداهای مختلف از این رسانه ها به گوش میرسد اعتماد مردم بیشتر شده و توجه نشان میدهند ضمن اینکه سلایق گوناگونی را در بر میگیرد اما زمانی که این رسانه های منتقد داخلی به محاق توقیف میروند و فضا تک صدایی میشود  گوش ها و چشمها به سمت رادیو و سایتهای بیگانه میرود .  ضمن اینکه نباید از عملکرد مسئولین حاکمیت یکدست شده نیز غافل ماند که گاها این روند را تشدید و به حذف کامل جناح دیگر شدت میبخشند و صرفا به دوری آنها از دایره قدرت بسنده نمیکنند ؛ِ کاش به این امر توجه میکردند که هر ضربه به جناحهای مختلف داخل حاکمیت برای محدود کردن آنها مساوی است با راهگشایی برای عوامل خارج حاکمیت و مسئولان ما باید مراقب سیاستی که در پیش گرفته اند باشند تا مبادا اینبار از این سمت بام بر زمین بیافتند و یکدستی حکومت و حذف جناح مخالف آنقدر شور نشود که دستاویزی برای عوامل بیگانه و ضد انقلاب شود زیرا به نظر میرسد تلاشی که برای حذف گروههای اصلاح طلب وجود دارد از این مساله غافل است که عموم مردم اگر آرمانهای  اصلاحی خود را از راه قانونی و از طریق احزاب و قدرت درون نظام مطالبه نکنند یا از آن مایوس شوند قطعا رو به اعمال غیر قانونی  و نامتعارف خواهند آورد ؛ِ ضمن اینکه مانع تراشی و میدان ندادن به طیف اصلاح طلب و حذف آنها برابر است با کتمان و نادیده گرفتن بخشی از تاریخ ایران در سالهای مبارزه پیش از انقلاب و سالهای پس از انقلاب از بیت رهبری انقلاب تا دیوارهای سفارت آمریکا از مجلس تصویب قانون اساسی تا مجلس بازنگری آن از زندانهای شاه تا فتح سنگرهای جنگ تحمیلی و ... که در تمام این عرصه ها این افراد ایفا کننده نقش و مسئولیتهای مهم و حیاتی و مامورین امام در اجرای فرامین بودند  . قطعا حاکمیت یک دست در جامعه ایران که از نهادهای مدنی  قدرتمند هم بی بهره است از مسئولیت پذیری مسئولان نسبت به مردم هم خواهد کاست زیرا در چنین فضای یکدست مواخذه کننده ای جدی احساس نمیشود . از دیگر عرصه ها که نمود ضعف حاکمیت یکدست است انتخابات است که قطعا حضور نداشتن جناح های مختلف و عدم تنوع نظرات و عقاید و شیوه های سیاست ورزی باعث کاهش حضور مردم در پای صندوق های رای خواهد شد و مردم را به سمت قهر با صندوق رای ؛ عدم احساس مسئولیت سیاسی یا بی توجهی به آینده خواهد برد ؛ چیزی که جامعه را ناخودآگاه به سمت همان گفتمان انقلابی میبرد .  در چنین شرایطی بهترین گزینه همان بازگشت به حاکمیت متکثری است که باید حفظ میشد زیرا امروز کشور ما محتاج اصلاح طلبی به معنای ایده الیستی آن است ؛ ادعایی نیست که دولت اصلاحات عین ایده آل اصلاح  بود اما میتوان ادعا کرد دولت آقای خاتمی نزدیک ترین دولت به این ایده ال بود هرچند که خالی از کاستی و موانع هم نبود اما به هر حال تا بخش زیادی باعث اصلاحات در عرصه های مختلف و البته محسوس جامعه ؛ قانون ؛ فرهنگ و ...  شد . عنایت خاص مردم به صندوق رای و احقاق حکومت مردم بر مردم و آشنایی بیشتر از گذشته مردم با حقوق حقه خود که در مقابل تکلیفها وجود داشت را از دیگر دستاوردهای دولت اصلاحات میتوان نام برد و تاسف خورد که امروز این موارد تبدیل به بی توجهی به آینده کشور و توجه به شبکه ها و سایتهای معاند در بین مردم شده است . به هر حال به وجود آوردن اصلاحات زیر ساختی و دقیق ؛  قطعا بهتر از هر نوع  گفتمان انقلابی و برانداز برای امروز ایران اسلامی خواهد بود ؛ باید توجه کرد ایران امروز در شرایط  ایجاد انقلاب و تغییر شاکله ها نیست زیرا گفتمان انقلاب و تغییر کلی وضع موجود در گام اول به یک رهبر و یک لیدر احتیاج دارد که در حال حاضر چنین شخص یا چهره کاریزمایی وجود ندارد باید به این نکته هم توجه داشت که در حرکت انقلابی باید برنامه ای باشد که مخالفین بدانند با چه مسائلی مخالف هستند و خواهان چه مسائلی هستند که این نوع برنامه ها و خواسته ها و ناخواسته ها هم یا وجود ندارد یا حالت سر در گم دارد در ضمن برای هر حرکت انقلابی یک ضمانتی لازم است که سیاستمداران آنرا به بهتر شدن وضع در آینده تعبیر میکنند که معمولا قبل از انقلابها این تضمین به دست نمیاید و تضمینی نیست که این گروه از آن گروه پیشین عادلتر و بهتر باشند ؛ نمونه آن انقلابهای فرانسه بود که به سبب نهادینه نشدن آزادی و دموکراسی باز به آغوش دیکتاتوری بازمیگشت  لذا تجربه هم ثابت میکند نهادینه شدن اصلاح به مراتب بهتر از گفتمان انقلابی  و انقلاب خواهد بود زیرا پیشرفت و حرکت رو به جلوی آن از انقلاب تضمین شده تر است  و از دیگر مسائل این است که انقلاب را ایجاد نمیکنند بلکه انقلاب در نتیجه انسداد سیاسی ؛ِ خفقان؛ِ و ظلم و ستم مطلق ایجاد میشود و در جامعه کنونی  خفقانی که مستلزم انقلاب باشد حاکم نیست و راههایی برای گفتمان اصلاحی وجود دارد  لذا در تاریخ کشور هم نمونه داشته ایم و جنبش مشروطیت در یک قرن پیش ؛ اصلاحی بود که در نهاد سلطنت اتفاق افتاد اما خفقان محمد علی شاه قاجار همه راههای اصلاح برای ایجاد عدالتخانه و دخالت مردم در حاکمیت و کمرنگ کردن نقش سلطنت را بست تا در نهایت در سال ۱۳۵۷ طومار سلطنت با انقلاب مردمی بسته  شود . به هر حال  تا هنگامی که اهداف و برنامه ها با اصلاح واقعی و آرمانی و گفتمان درونی قابل دست یازیدن باشد نباید تبدیل به میدان براندازانه ای شود که اولین قربانی آن همین مردم خواهند بود . امیدوارم مطالب عنوان شده در نکوهش انتقاد تلقی نشود که انتقاد  لازم ومستلزم پویایی هر حکومت و نظام بوده و کسی منکر نقد به عملکرد مسئولین و حکومت نیست بلکه نقادی جهت بهبود اوضاع با عملکرد براندازی متفاوت است و چیزی که مورد نقد میباشد گفتمان انقلابی است.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت توسط آرش کامـــرانی| |