تبليغاتX
خـــانه ســــــیاه اسـت
خـــانه ســــــیاه اسـت

دستگیری ناگهانی و مبهم حجت الاسلام هادی قابل روحانی اندیشمند کشورمان خبری بود که شنیدنش در ماه مهمانی خدا  از سوی دادگاه ویژه روحانیت غیرمنتظره به نظر میرسید ؛ متاسفانه امروز در میان روشنفکران و فعالین سیاسی بازداشت و زندان به امری عادی و معمولی تبدیل شده است .  دستگیری عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت از چند منظر قابل تامل بوده ؛ اول اینکه با تاکید بر سخنان رهبری مبنی بر اتحاد ملی و همبستگی مردم کشور ؛ بوجود آوردن فضای دستگیری ؛ سانسور و توقیف یک طیف و اندیشه سیاسی  و تلاش برای اختلاف افکنی که متاسفانه حتی از سوی صدا و سیما هم بر آتش آن افزوده میشود غیر منصفانه به نظر میرسد همچنین با توجه به پیامها و سخنرانی جناب رییس جمهور در سفر اخیر به ایالات متحده مبنی بر وجود آزادی کم نظیر در ایران و نبود مخالف و منتقد و مهرورزی باید بیان داشت چنین برخوردهایی با نهاد های مدنی و صنفهای دانشجویی ؛ معلمان و زنان همچنین مطبوعات و دستگیر کردن منتقدین و حتی لغو سخنرانی برادر ایشان در شبهای قدر نشان دهنده آستانه پایین تحمل دولت در داخل کشور است و در جهان ویترینی امروز که همه کشورها از امور جاری جهان با خبر هستند این دست خبرها به سرعت به گوش جهانیان میرسد و اصولا پرسش سوالاتی از آزادی و ... مبتنی بر آگاه بودن پرسش کنندگان از مسائل داخل کشور است که مغایر با شعارهایی است که آقای احمدی نژاد خارج از کشور در نیویورک و دانشگاه کلمبیا با افتخار سر میدهند  و این نشان دهنده تناقضی در صدر هیات دولت میباشد که به چشم میخورد . بازداشتی این چنینی که همراه بوده است با عدم بیان علت بازداشت ؛ اجازه ندادن ملاقات به خانواده متهم ؛ اطلاع ندادن از محل بازداشت متهم ؛ شیوه بازداشت که به بهانه سوال شرعی اقدام به دستگیری و تفتیش منزل کرده اند ضمن اینکه شرایط جنبی مانند روزه بودن و عمل قلبی که جدیدا انجام داده اند در نظر گرفته نشده قطعا خالی از ضعف و مشکلات عدیده حقوقی نبوده است که وجود چنین مشکلاتی باعث پایین آمدن اعتبار قوه قضا و خطرناک تر از آن شکل گیری شبهه سیاست زدگی این قوه در بین مردم خواهد بود . از دیدگاه دوم میتوان به انتخابات و نزدیک شدن به فصل رقابت سیاسی جناهها برای مجلس هشتم اشاره کرد که معمولا در چنین مواقعی بازداشت و توقیف مطبوعات و حذف صدای مخالف جریان حاکم ؛ مسبوق به سابقه بوده و  اینبار هم توقیف روزنامه شرق و هم میهن ؛ محدود کردن فضای مطبوعات و رسانه های مجازی ؛ مسائل مربوط به خبرگزاری ایلنا ؛ پلمب و فیلتر سایت بازتاب ؛ تخریب چهره ها و اختلاف افکنی ؛ دستگیری اشخاص از جمله دانشجویان امیر کبیر و هادی قابل و صدور حکم قضایی برای تاج زاده و ... را میتوان در راستای چنین امری و برای محدودیت بیشتر بر اصلاح طلبان و احزاب آنها در ماههای نزدیک به انتخابات مجلس بیان کرد  ؛ غافل از اینکه در سایر انتخاباتها این سلسله روشها نتیجه ای نداشته و گاها در جامعه نتیجه ای عکس را در بر داشته است زیرا گروهی که با سانسور ؛ توقیف و بازداشت به دنبال ایجاد مانع و سد در راه اصلاح طلبان میباشند با وجود شبکه گسترده ارتباطی شامل سایتها ؛ وبلاگها ؛ نشریات و روزنامه ها و ... به هدف خود نخواهد رسید . نکته سوم این است که اعضا و جوانان احزاب به خصوص جبهه مشارکت به همراه تنی چند از مراجع تقلید و بزرگان نظام از جمله آقایان خاتمی و کروبی و همچنین دانشجویان به صورت منطقی و کاملا مدنی خواستار آزادی ایشان و پیگیری مسائل مربوط به ایشان شدند که در این راستا از قوه قضاییه و شعب رسیدگی کننده انتظار میرود اولا با تن دادن به بدیهیات حقوقی و به رسمیت شناختن حقوق متهم  به بیان دقیق اتهام احتمالی بپردازند و در این ماه عزیز و مبارک  شرایط ملاقات ایشان را با خانواده فراهم سازند و برای رفع شبهات و  در نظر گرفتن خواسته مردمی فارغ از فشارهای مواضع گروههای اقتدار گرا به بررسی پرونده مربوط به ایشان بپردازند تا بلکه بتوانند شرایط آزادی این روحانی متفکر و آزاده را فراهم بیاورند .

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت توسط آرش کامـــرانی| |

احضار سفیران کشورهای مختلف و خروج آنها از خاک کشور ؛ تهدیدهای بی سابقه جهان غرب ؛ تحریم ؛ انزوای جهانی ؛ به گوش رسیدن صدای طبل اقدام نظامی و جنگ و ... فضایی بود که بیش از ده سال قبل بر سیاست خارجه ایران سایه افکنده بود و جهان غرب در صدد بهره برداری از وضع موجود بود ؛ اما با پیش آمدن دوم خرداد و استقبال بی نظیر مردم از سید محمد خاتمی به عنوان کاندیدای مورد نظر انتخاباتی شکل گرفت که به حماسه تعبیر شد و توانست مقبولیت مردمی دولت جدید را به رخ قدرت طلبان غرب وشرق بکشد و مانند سدی در برابر این موج بلند قد علم کند و شرایط را به نفع کشور و نظام تغییر دهد . از بازگشت سفرا به ایران و تبدیل تهدیدها به فرصت تا سخنرانی خاتمی در سازمان ملل که ملت و دولت ایران را به بی سابقه ترین جایگاه نزد جهانیان در تاریخ پس از انقلاب نشاند و از پا پس کشیدن و معذرت خواهی بزرگترین مخالفین نظام از مواضع خصمانه گذشته تا شناخته شدن کشور به عنوان منادی صلح و گفتگو و تشنج زدایی در عرصه بین الملل  ... مسائلی بود که روند رو به رشدی را در سیاست خارجه ایران نوید میداد . پس از دولت اصلاحات که در کنار نقصها و کاستیها نقش بسزایی در خارج کردن کشور از انزوای سیاسی در جهان داشت امروز با روی کار آمدن دولت نهم باز هم کشور با موجی از بیم ها و امیدها روبرو شده است . انتخاب منوچهر متکی به عنوان وزیر امور خارجه  با سابقه طولانی ایشان در مسائل سیاست خارجه و وعده های وی مبنی برعدالت خواهی در روابط بین الملل که با هدف تاثیر گذاری در کشورهای دیگر همراه بود ضمن اینکه تضمین میکرد کشور را مجبور به اتخاذ سیاست منفعلانه و دفاعی نخواهد کرد انتخابی مناسب  و تخصصی به نظر میرسید مخصوصا این که مواردی از قبیل حقوق بشر؛ محیط زیست ؛ زنان و به خصوص تهدید زدایی از روابط بین الملل جز اولویتهای فعالیتهای کاری ایشان به حساب میامد . پس از گذشت نیمی از عمر این دولت و وزارتخانه متبوع آن متاسفانه شاهد آن بودیم که کشور دچار یک تزلزل و بازگشت در روابط بین المللی گردید که میتوان سر منشا تمام آنها را در مسائل مربوط به انرژی هسته ای و پافشاری بر آن جستجو کرد ؛ تاکیدی که دولت نهم برای دستیابی به فناوری هسته ای از خود نشان داده و آن را تبدیل به شعار شماره یک خود کرد ضمن اینکه باعث شد در این زمینه موفقیتهای بی نظیری را کسب کند اما خالی از پرداخت هزینه نبود . متاسفانه مسائلی در همین برحه زمانی در داخل کشور رخ میداد که بازتاب آن باعث افزایش آن هزینه ها و فشارها در خارج میگردید و به نوعی بهانه های دلخواه را به دست مخالفین برنامه هسته ای میداد ؛ پرداختن به مساله هولوکاست در حساس ترین مقطعی که کشور ما دارای پرونده هسته ای در آژانس و سازمان ملل بود یا مناقشه بر پیوستن بحرین به خاک ایران علاوه بر اصرار بر محو اسرائیل از صفحه روزگار و پیش گرفتن سیاست یک بام و دوهوا در قبال گفتگو با ایالت متحده و رابطه با مصر  یا بحران اوایل سال مربوط به ملوانان انگلیسی و برخورد دوگانه با آنها از این قبیل مسایل بود که گاها نشان دهنده یک تناقض در بطن وزارت خارجه هم به حساب میامد به طور مثال محو کشورها که از تریبون بالای هرم دولت مطرح میشد توسط هیات اعزامی دیپلمات های شورای امنیت ملی و وزیر امور خارجه تلویحا تکذیب میشد که عرف دیپلماتیک جهان چنین مواضع متناقضی را از یک دولت بر نمیتابد . همانطور که اشاره شد هزینه هایی از قبیل تحریم بی سابقه ایران و کشاندن پرونده به شورای امنیت و صدور دو قطع نامه امنیتی در یک سال و موج تهدید های نظامی بیش از پیش و اتهام دخالت ایران در عراق و افغانستان به همراه آزاری که سفرای کشور در عراق متحمل شدند حاصل تلاش برای رسیدن به حقی گران قیمت بود ؛ به نظر میرسد در قبال چنین برخوردی مسئولان سیاست خارجه و راس آن رییس دولت میتوانستند در چنین فضایی دست به اعتماد سازی زده و از لحن و ادبیات گفتمانی خشن و خارج از عرف دست بردارند تا پس از بازگشت آرامش لازم به روابط پر تنش متقابل بتوانند مطالبات خود را با تدبیر و بر روی میز مذاکره مطرح کنند که متاسفانه نه تنها چنین چیزی به طور کافی اتفاق نیافتاد بلکه دولت با بستن چشم خود بر اروپا و غرب و آمریکا و حس بی نیازی نگاه خود را معطوف کشورهای آمریکای لاتین و در راس آنها ونزوئلا و آفریقا کرد ؛ درست در همینجاست که باید پرسید براستی منافع ملی کشور در چنین موقعیتی اقتضای همکاری با کشورهایی که خود منزوی و نیازمند کمکهای مالی هستند و از قَََََِبل ارتباط با ایران و پیش گرفتن سیاست ضد آمریکایی دلخواه ایران به دنبال منافع منطقه ای خود هستند را میکند یا خیر ؟ البته نباید مثبت بودن ارتباط با سراسر جهان را کتمان کرد اما غفلت از بخش اعظم جهان و سرمایه گزاری افراطی در بخشی دیگر از جهان نمیتواند آنطور که باید و شاید نیازهای کشور را به ارتباط تجاری و ترانزیتی  و اقتصادی و حتی سیاسی به سایر ملل را برآورد ؛به جای خروج از انزوای تحمیلی که برای آینده کشور امری مهم تلقی میشود روی آوردن به هوگو چاوز و ارتگا تامین کننده کدامین اهداف بلند مدت جمهوری اسلامی خواهد بود ؛ بعد از دو سال فعالیت آقای منوچهر متکی ضمن تقدیر از ایشان باید این سوال را پرسید که خود را تا چه حد در تحقق بخشیدن به وعده های بیان شده در مجلس که رای اعتماد را بر مبنای آن دریافت کردند موفق میداند . در هر حال سیاست خارجی ای که  تحت فشار دائمی به علت حمایت از آزادی فلسطین و حزب الله لبنان است توانسته بود انبساط پیدا کرده و دارای اعتبار جهانی شود باز هم منقبض شده و انزوا و تهدید و تحریم گریبان گیرش شده  است .  در این میان البته از تغییراتی که در روسای کشورهای متحد آمریکا اتفاق افتاد هم نباید غافل شد که به نوعی به تشدید شدن جو جامعه جهانی علیه ایران کمک کرد از مرکل در آلمان تا سارکوزی در فرانسه و تا حدودی براون در انگلیس درتغییر رویکرد نسبت به ایران بی تاثیر نبوده اند . به هر حال پس از گذشت این مدت زمانی ؛ سفر اخیر آقای احمدی نژاد به نیویورک فارغ از حوادثی که نباید اتفاق می افتاد ولی افتاد ؛ تغییر ادبیات و گفتمان مبنی بر همبستگی برای صلح نشان ؛ احترام به جامعه یهود و گفتگو با آنها و مرزبندی مشخص آنها با صهیونیسم نشان دهنده تلاش برای اعتماد سازی و نشان دهنده چهره صلح طلب ایران بود که در چنین موقعیتی که سران کشورها به طور مستقیم و به دور از جهت دهی غول های رسانه ای سخنان ایشان را میشنیدند میتواند تاثیر مثبتی برای خروج از شرایط فعلی داشته باشد ؛ امیدوار هستیم روند چنین مناسباتی ادامه یابد و به خصوص بتواند جلوی اجماع برای قطع نامه سوم علیه کشور را بگیرد . نکته دیگری که در آخر باید اشاره کرد اینکه نباید از شرایط داخلی کشور هم غافل بود زیرا از عوامل بسیار مهمی که بر معادلات بین المللی یک کشور تاثیر بسزایی دارد شرایط و نحوه برخورد دولت با امور داخلی کشور است زیرا سیاست داخلی تاثیر اولیه خود را بر سیاست خارجی میگذارد لذا با توجه به این امر از دولت انتظار میرود در امور داخلی و برخورد با منتقدین از هر صنف دانشجو و مطبوعات و اساتید دانشگاه و ... از خود صبوری و تامل نشان دهد . امیدوار هستیم دولت با پیش گرفتن سیاست گفتگوی مبنی بر صلح و پرهیز ار چالشهای غیر ضرور و توجه به قواعد حاکم بر نظم جهانی در شرایطی آرام و بدون تنش داخلی بتواند نوید دهنده یک سیاست خارجی موفق و بدور از تهدید و تحریم و عاری از دشمن برای مردم باشد .   

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت توسط آرش کامـــرانی| |