انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی عملا نشان داد رد صلاحیت گسترده شورای نگهبان و خارج کردن انتخابات از حال و هوای رقابتی نتیجه ای جز کاهش چشمگیر حضور مردم در پای صندوق های رای نخواهد داشت ؛ با رفتارهایی از این دست این طور تلقی میشود که عده ای به هر قیمتی که باشد خواهان خروج گروه رقیب خود ( اصلاح طلب) از صحنه سیاسی کشور میباشند ؛ حتی اگر آن قیمت دست رنج انقلاب مردمی ایران یعنی حضور مردم در صحنه باشد ؛ پس از روی کار آمدن مجلس هفتم با حداقل مشروعیت مردمی نسبت به مجالس دوره های قبل انتظار میرفت در دوره هشتم شورای نگهبان بتواند روح انتخابات را با حضور افرادی از طیف های گوناگون رقابتی سازد و به طبع آن ؛ با ایجاد انگیزه مشارکت مردم بتواند مفاهیم مردم سالاری ؛ اتحاد ملی و ... را به رخ کشیده و اجرا کند ؛ البته این حدس هم که رد صلاحیت گریبان عده ای اندک را بگیرد دور از انتظار نبود اما متاسفانه با نزدیکتر شدن به ایام برگزاری انتخابات به جای گرم شدن تنور اعلام حضور کاندیدها و احزاب این سخنان متصدیان امور برگزاری انتخابات بود که روز به روز فضا را سرد تر میکرد و از شبهه در بدیهیاتی مانند اصل حقوقی و پذیرفته شده برائت شروع و حتی به عدم اهمیت حضور پرشور مردم هم ختم نشد تا به توصیه شرکت نکردن اصلاح طلبان رسید ؛ قطعا چنین مسائلی نوید خوبی راجع به برابری شرایط انتخابات و تبلیغات برای حضور اشخاص سرشناس در میدان انتخاب و قضاوت مردم نبود ؛ اما در این میان اصلاح طلبانی که با حقیقت موجود کنار آمده و در وزارت کشور مدارک خود را ارائه کرده و ثبت نام کردند با یاد آوری معضلاتی که بر سر انتخابات مجلس هفتم و اتفاقات تابع آن دیده بودند هر چند انتظار رد صلاحیت را از ذهن دور نمیداشتند اما قطعا عملکرد شورای نگهبان را حرفه ای تر از گذشته میپنداشتند ؛ اما رد صلاحیت بی مهابا که سبب شکه شدن کاندیدها و بزرگان نظام و حتی در مقاطعی خود وزارت کشور و ... شد ؛ نشان داد نهادهای نظارتی و اجرایی همچنان بر روش خود اصرار میورزند . اما در خوش بینانه ترین حالت میتوان چنین نتیجه گرفت که در بررسی صلاحیت ها شاید به اشتباه لحظه ای منافع گروهی و جناحی بر منافع ملی برتری داده شده بود شاید تهدید منطقه و غرب که درمانی جز حضور پر شور مردم در انتخابات ندارد مورد توجه نبوده ؛ شاید غفلت از این بوده است که افرادی که به بهانه عدم التزام به اسلام ونظام و ... بی صلاحیت خوانده میشوند از پایین کشیدن مجسمه شاه تا میدان های مین جنگ از همراهی امام تا میز وزارت و کرسی پارلمان همواره همراه این انقلاب بوده و خون دل خورده اند ؛ شاید هم نقش مردم لحظه ای برایشان کم اهمیت جلوه کرده است . به هر حال آنطور که از شواهد و قراین پیداست مجلسی در حال شکل گیری است که گوی یکدستی با دولت را از مجلس فعلی خواهد ربود . اما امروز نا امیدی بی فایده است و به جای آن میتوان از این نحوه عملکرد نظارتی به نتایج مثبت و نقطه امید رسید ؛ باید اندیشید که گویی مجلس ششم آنقدر تاثیر مثبت و بسزا داشته است که هیات های اجرایی با شیوه های در نوع خود بدیع ؛ حتی حاضر به پذیرفتن این ریسک نشدند که افراد تاثیر گذار بی حاشیه را تایید صلاحیت کنند تا مبادا چنین خانه ملتی با مشروعیت مردمی بالا تکرار شود ؛ باید از این رفتار پی به محبوبیت اصلاحات نزد مردم برد و این همان امری است که این رفتار حذفی بدان گواهی میدهد و البته اگر نمیتوان حقیقت را اثبات کرد اما قطعا نمیتوان آنرا انکار کرد . شاید اگر امروز شاهد این موج گسترده رد صلاحیتها هستیم که حتی بزرگان نظام را هم نگران کرده است دلیلش مقطعی بودن اعلام نگرانی ها و گه گاهی اعتراضی و پس از گذشت چند روز ؛ فراموشی چنان سایه میگستراند که گویی از ابتدا خبری نبوده است ؛ شاید پی گیری دقیق تر مساله رد صلاحیت گسترده مجلس هفتم به صورت منطقی و از کانال های قانونی امروز و در این برحه زمانی تاثیر مثبتی میداشت اما حافظه تاریخی ضعیف باعث شد اینبار موج رد صلاحیت سنگین تر باشد ؛ متاسفانه باید گفت سایه فراموشی هم پس از مخالفتهای احتمالی و مقطعی گسترده تر خواهد بود . قطعا حضور در انتخابات ؛ تحریم و ... امروز مورد بررسی احزاب و مردمی است که در ناباوری مانده اند تا چه عکس العملی را نسبت به این عمل روا دارند به هر حال فارغ از تصمیمی که مردم برای آینده خود خواهد گرفت نکته ای است که باید هیات های نظارتی و اجرایی و شورای نگهبان این مساله را مورد توجه قرار بدهند که مبادا مردم احساس کنند رای و حضورشان نقش و تاثیری در سرنوشت کشور ندارد و مبادا چنین اقداماتی نزد مردم غیر قانون یا فراقانون تلقی شود تا شرکت نکردن در انتخابات را تنها راه قانونی پیش رو در عکس العمل آن عمل غیرقانونی بدانند .
نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |

