پس از اتمام کار مجلس هفتم و حواشی مربوط به پایان کار و برگزاری انتخابات ؛ هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در حالی آغاز به کار نمود که تغییراتی را در سطح ریاست و نایب رئیسی ایجاد کرد و در این بین علی لاریجانی ریاست اسبق صدا و سیمای جمهوری اسلامی و مقام مستعفی شورای امنیت ملی کشور را به کرسی ریاست پارلمان نشانده و غلامعلی حداد عادل سرلیست اصولگرایان در انتخابات و منتخب اول مردم تهران را به نماینده ای عادی در مجلس مبدل ساخت ؛ البته این تغییرات دامان باهنر نایب اول حداد عادل را هم گرفته و او را که هم دولت و هم ریاست مجلس هفتم به نقش اساسی و تاثیر گذارش در له دولت و علیه مخالفین آن اذعان دارند را با یک درجه تقلیل مواجه ساخت و نایب رییسی اولِ مجلس از وی بازستانده شد . در طول ایام داغ انتخابات مجلس با شکل گیری لیستهای انتخاباتی گوناگون که از جبهه راست جامعه سیاسی کشور ( اعم از حامیان دولت و ...) به گوش میرسید ؛ ضمن تلاش این گروه برای ایجاد و نشان دادن فضایی به ظاهر متحد در عمل نشانگر اختلافات درونی بود که این روزها در مبحث مربوط به اعتبار نامه ها خود را به طور گسترده بروز میدهد ؛ به هر حال این طبیعت جناحی است که قدرت را در قبضه خویش دارد و معمولاً در چنین مواقعی شاهد کمترین ائتلافها در جرگه متولیان امر قدرت هستیم همچنین که سالها پیش چنین شرایطی در انتخابات شورای شهر تهران ؛ انتخابات ریاست جمهوری و ... برای اصلاحات به وجود آمده بود ؛ اما این بار اختلاف اصولی اصولگراها برای انتخاب سر لیست تهران باعث شد لاریجانی از قم و با پشتیبانی علما و روحانیون برای ریاست مجلس اقدام نماید زیرا گویی عملکرد تبعیتی – سیاسی مجلس هفتم آن طور که باید و شاید رضایت بخش نبوده است و تا حدودی با اعلام کاندیداتوری لاریجانی از قم قابل پیش بینی بود که راه کرسی پارلمان از قم میگذرد و لاریجانی جز ریاست سودایی بر سر ندارد . انتخاب شخص لاریجانی به ریاست مجلس با سنت شکنی همراه بود زیرا این برای اولین بار در تاریخ پس از انقلاب است که رییس قوه مقننه از منتخبین تهران نیست . لاریجانی به عنوان رییس مجلس هشتم شورای اسلامی دو راه را برای سیاست رفتاری خویش حداقل برای یک سال آتی تا انتخابات ریاست جمهوری پیش روی خود خواهد داشت و آن اینکه یا همان سیاست حداد عادل را ادامه داده و پارلمانی دلخواه دولت را شکل دهد همانطور که حامیان دولت با آرای خود در جلوس او بر کرسی ریاست نقش بسزایی ایفا کردند و طبیعتاً با هماهنگی در این امر چنین حمایتی از سوی لاریجانی برای دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد را هم انتظار خواهند داشت ؛ اما راه دوم پیش رو با توجه به پیشینه اختلافات علی لاریجانی با احمدی نژاد و استعفای وی از شورای امنیت ملی قابل پیش بینی است که این سیره گذشته نشانگر توافق و هماهنگی تمام و کمال بین این دو نیست و دلایلی از جمله تقلیل جایگاه باهنر در مجلس؛ وجود اندیشه های متفاوت تر و متکثر تر از مجلس سابق در این مجلس و نزدیکی به ایام انتخابات ریاست جمهوری و تیز شدن انتقادات جناح ها به خود و دیگران ؛ دولت نباید انتظار داشته باشد استیضاح نشده یا وزرا به راحتی از مجلس رأی بگیرند یا بازخواست اقتصادی نشوند و یا بودجه را به راحتی به تصویب برسانند ؛ بلکه دولت نه تنها حمایت سابق مجلس سابق را نخواهد داشت بلکه به سبب همین عدم حمایت مجلس؛ دیگر در تغییر وزرا با طیب خاطر عمل نخواهد کرد و دست به عصا خواهد برد ؛ زیرا معلوم نیست در صورت نیاز به رای اعتماد مجلس به دولت به سبب رد کردن حد نصاب تغییر وزرای کابینه ؛ مجلس هشتم مانند هفتمی ها رای اعتماد از پیش آماده در آستین داشته باشند و باز هم باید گفت چنین فضایی شاید برخی دل شکوه های وزرا را که به لحاظ برخی مصلحت ها به زبان نمیامد مگر در جلسه تودیع و تعویض را بر زبان جاری سازد . البته همیشه برای علی لاریجانی راه سومی بر پایه منافع قابل پیش بینی است ؛ قطعاً ایشان با رویکرد اولیه مثبت در قبال دولت رای حامیان دولت را برای تصدی ریاست جلب و جذب نموده و در این دوران با مدارا دو گامی به پیش و گامی به عقب در برابر دولت بردارد و هنگامه پایان این یک سال در برابر احمدی نژاد برای ریاست جمهوری قد علم بدارد که این امر هم چندان دور از ذهن و بعید به نظر نمیرسد ؛ کما اینکه در دور قبل در پی هوای تازه در آسمان تشکیل دولت بوده است و در این چند روز خط نشان کشیدن علیه اروپا بر سر مسایل هسته ای و ... نشان دهنده خود فراتر بینی و نشانه هایی هر چند محو و مبهم از دورخیز وی برای فتح پاستور دارد . اما در این میان در مجلس هشتم اقلیتی وجود دارد که نباید از آنان انتظاری فراتر از عملکرد ایشان در مجلس هفتم داشت و لذا با ریاست شخصی که در اوج قدرت اصلاح طلبان در صدا و سیما به طور یکجانبه رسانه تخریبی علیه دولت را سازماندهی میکرد ؛ شاید وضع اقلیت اصلاح طلب به مراتب بدتر و عملکردشان ضعیف تر هم باشد ؛ هر چند این اقلیت از لاریجانی برای ریاست حمایت کرده باشد نباید این را به حساب رضایت بخش بودن یا موجه بودن وی نزد اصلاح طلبان دانست بلکه در برابر حداد عادل و سیاست ریاست و کیاست او و روزنه امید به لاریجانی در کوتاه نیامدن در مقابل عملکرد غیر کارشناسانه دولت ؛ از وی حمایت کرده اند که شاید تبلور روزنه این امید را در شورای امنیت یافته بودند . بدون شک گذر زمان بسیاری از تردید ها را از میان خواهد برداشت و قطعا آثار مجلس هشتم را در انتخابات ریاست جمهوری سال بعد خواهیم دید چنانچه آثار عملکرد و اندیشه مجلس هفتم را در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 دیده ایم. امروز در روزهایی به سر میبریم که کرسی های سبز رنگ بهارستان شاهد اتمام کار مجلس هفتم هستند ؛ مجلسی که باهر عملکرد مثبت و منفی حال روزهای پایانی خود را از سر میگذراند . در اسفند سال 81 و جّو خاص آن دوران مجلسی قدم به عرصه تقنین میگذاشت که دارای بیشترین حواشی و اعتراضات بوده و گاهاً با اتهاماتی همچون حذف غیر قانونی رقیب در مسلط شدن به این قَوه مواجه میشد . به هر حال مجلس هفتم پس از رّد صلاحیت های بی سابقه و بی پروای شورای نگهبان که علاوه بر سایر کاندیدها بیش از 80 نفر از نمایندگان مجلس ششم را هم شامل میشد در شرایط جنجالی و فضای تحصن و استعفای دسته جمعی متولّد شد و از سویی با انتخاب ریاست غیر روحانی مجلس دست به نوعی سنت شکنی در تاریخ پس از انقلاب زده و از طرفی به نظر میرسید روح اصولگرایی که در یک انتخابات غیر رقابتی بر مجلس حاکم شده بود در مقابل دولت اصلاح طلب که دو سال پایانی خود را پیش رو داشت دارای نیروی بالقّوه ای بود که جریانات متفاوت بعدی بالفعل شده آنها بود که به مرور به مرحله عمل نزدیک میشد . در این بین نوید همکاری خاتمی با مجلس اصولگرا علی رغم اعتراضاتی که به وی به علّت عدم اتخاذ تصمیم مناسب به عملکرد شورای نگهبان و برگزاری انتخابات گردیده بود پیام خوبی را برای مجلس مخابره مینمود ؛ اما مجلس هفتم که با داعیه حفظ استقلال در برابر دولت و پاسداشت رای مردم درنحوه قانون گذاری و احترام به ارزشهای اصولگرایی کار خود را آغاز نموده بود خیلی زودتر از آنچه به نظر میرسید و بیش از پیش بر رسالت مجلس و در راس امور بودن خود تکیه کرده و در قالب حق استیضاح خویش در قبال دولت گاهاً به جای وظیفه قانونی _ حقوقی ؛ دست به عمل سیاسی در برابر کابینه دولت خاتمی زد ؛ هرچند از دیرباز در تاریخ سیاسی کشورمان واژه استیضاح به عنوان حقی از حقوق نمایندگان و منتخبین مردمی پارلمان در قبال کابینه دولت شناخته میشده است که ادوار مختلف مجلس در برحه های مختلف زمانی از این حق خود به نحو احسن بهره برده اند اما گویی مجلس هفتم از روند قانونی فراتر رفته و مسئولیت های جدیدی را برای خود در استیضاح یا ایجاد فضای روانی استیضاح علیه کابینه دولت تعریف کرده بود تا رسالت اصولگرایی خویش را پس از فتح مجلس هفتم و پایان دوره اصلاح طلبی پارلمانی بر اجرا بگذارد که دامان وزرای آموزش و پرورش ؛ راه و ترابری و ... را گرفت . پس از سوم تیر و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد فرایندی که مجلس در پیش گرفت تا حدودی متفاوت از پیش بود که با یک دست شدن حکومت طبیعی به نظر میرسد اما افراط در این راه باعث شد مجلسی که داعیه راس امور بودن را دنبال میکرد تبدیل به نهادی مطیع دولت و دست و پا بسته گردد که این امر در فواصل مختلف زمانی و با افزایش عمر دولت نهم نمود بیشتری پیدا کرد ؛ اما در ظاهر مجلس به ریاست حداد عادل سعی در مستقل نشان دادن مجلس اصولگرا از دولت اصولگرا داشت و گاهاً با انتقاداتی که پیگیری نمیشد یا استیضاحاتی که به نتیجه نمیرسید در این راستا عمل مینمود . این تغییر رویه ؛ نقش عملکرد سیاسی مجلس در قبال دولت خاتمی را بیش از پیش در سطح جامعه آشکار ساخت و حال اینکه در قبال دولت احمدی نژاد هم باز با شیوه اتخاذی ؛ خود را در مظان اتهام عملکرد سیاسی در قبال کابینه نهم میدید ؛ البته نباید غافل شد که در این بحث صحبت از عدم عمل سیاسی توسط مجلس نیست کما اینکه بخشی از وظایف مجلس صرفاً سیاسی است بلکه بحث بر سر این است که سیاسی و سوء تصمیم نگیرد به عبارت دیگر عمل سیاسی انجام بدهد اما سیاسی عمل نکند . نمونه بارزی که میتوان به علت ملموس بودن آن برای اکثریت جامعه اشاره کرد گرانی و تورم است ؛ بحث تورم که شبیه یک بازیچه از سوی دولت به مجلس نسبت داده میشد و از سوی هیات دولت انگشت اتهام به سوی مجلس بود در بیرون تداعی اختلاف نظر بین دو قوه و استقلال مجلس مینمود اما در واقع بیش از اختلاف نظر به عدم مسئولیت پذیری هر دو قوه در مقابل این اتفاق صحه میگذاشت ؛ دولت که در ابتدا این قضیه را منکر و پس از مدتی که به صورت واضح و آشکار در جامعه نمود پیدا کرد آنرا پذیرفته و مسئولیت آنرا متوجه مجلس میدانست به هیچ وجه زیر بار مسئولیت تورم و گرانی نرفته و پس از تغییرات مستمر در کابینه نهایتاً در ادامه خالی کردن شانه از مسئولیت گرانی آنرا ناشی از دولت اما نه شخص رییس جمهور بلکه نشات گرفته از مافیا و وزرای خود سر میداند . به هرحال با تغییر در بالاترین سطح وزارت اقتصاد قسمتی از این بار را بر دوش وزیر اقتصاد نهاده و حال به نظر میرسد ایجاد فضای روانی استیضاح میر کاظمی وزیر بازرگانی ؛ دیگر وزارتخانه اقتصادی توسط مجلس از سویی برای فرار از بار مسئولیت شخص رییس جمهور از گرانی پیش آمده نتیجه ای در بر داشته باشد و هم از سویی برای مجلسی که روزهای پایانی عمر خود را میگذراند نشان دهنده استقلال از دولت و عدم مطیع بودن را حتی تا روزهای آخر در بر داشته باشد کما اینکه بحث این استیضاح به سرعتی غیر رایج در دستور کار قرار گرفت و به نقل از برخی منابع مورد تایید ضمنی رییس جمهور هم بوده است اما بعید به نظر میرسد افکار عمومی جامعه چنین سیاستی را باور پذیر بداند . در ادامه باید خاطر نشان کرد عملکرد سیاسی _ انتقامی مجلس در قبال دولت خاتمی و شیوه رفتار سیاسی _ تبعیتی در قبال دولت نهم در کنار تنگ نظری های شورای نگهبان که از مجلس ششم سیر صعودی به خود گرفت و البته در مجلس اخیر کاهش یافت ؛ دست در دست هم داده تا جایگاه مجلس را در جامعه و در بین سایر قوا به طور چشمگیری پایین آورد هرچند مجلس بسیار سعی در مستقل و معترض نشان دادن خود داشت اما در هر دو برحه زمانی بر ضعف خود صحه میگذاشت و تصمیمات سیاسی و به دور از اصول عرفی وظایف یک پارلمان نشان دهنده ضعف بزرگ در کنار سایر ضعف های این پارلمان به نظر میرسید و این مجلس را در مجموع مجلسی کار آمد و مستقل در زمان عمر خود نشان نمیدهد . در پایان امید است با روی کار آمدن مجلس هشتم که نسبت به مجلس قبل اندیشه های متفاوت تری را در خود جای داده است نسبت به این وظیفه خطیر یعنی بازگشت به راس امور که از عرایض ارزشمند امام راحل بوده و جایگاه مهمی را در کشور دارا میباشد تمامی مساعی خود را به کار بسته و در احیای قوه مقننه تلاش نمایند و در عرصه قانون گذاری برای احقاق حق مردم موفق باشند .
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


