چــهارده روز پس از ختم غائله پر حاشیه کردان که امروز وزیر سابقش میخوانیم و درست در روزهای پایانی آبانی سرد باز هم صحن علنی بهارستان با شور و حال خاص نمایندگان با گرمای خاصی شاهد رویارویی دو قوه با دو برداشت از اصولگرایی بود . حضور تمام قد دولت در دفاع ازصادق محصولی برخلاف غیاب اعتراض آمیز احمدی نژاد در جلسه استیضاح علی کردان نشان از تغییر موضع دولت در طی این دو هفته بود که با سخن راندن وی من باب لزوم تعامل و سفارش به دوستی ؛ وضوحش بیشتر مینمود . شاید بتوان چنین احساس کرد که احمدی نژاد این بار با رفتار جدی مجلس هشتم پس از روی کار آمدنش ؛ از جایگاه رییس الروسایی که به لطف مجلس هفتم احساسش میکرد به رییس الوزرایی که جایگاهش است عقب نشینی کرده است . فارغ از مسایل پیش آمده و مبهم آلود هیات رییسه در شمارش آرا و احراز اکثریت و سخنان موافقین مخالف نما که این جلسه را در دامان انتقاد و اعتراض انداخت باید گفت اکثریت بدنه نمایندگان مجلس از بدو فعالیت پارلمانی خویش توانست به اثبات برساند که از سبق رفاقت و نزدیکی اندیشه و جناح کمترین تاثیر را پذیرفته و شهد حقیقت را زیر تیغ مصلحت نبرده و در جهت استقلال خویش کوشیده است و این رفتار ؛ به دلیل کابینه متزلزل به همراه وزارتخانه های پر حاشیه این روزها از جمله جهاد کشاورزی و آموزش پرورش و حتی طرح تحول اقتصادی و بودجه ؛ دولت را به شدت نگران میسازد زیرا که در این مدت همواره در مواجهه دولت و مجلس بر سر برنامه ها و لوایح ؛ دولت نتوانسته رضایت اصولگرایان را همراه خود سازد و اکنون بیش از پیش لزوم رعایت استانداردهایی را برای جلب نظر مجلس در برنامه های خویش احساس میکند . مجلس نشینانی که سودای پاستور در سر دارند امروز نیک میدانند که احمدی نژاد علی رغم صدای بلند بوق تبلیغات و شعار ها ؛ در اقتصاد ضعف داشته و به دلیل عدم مدیریت صحیح از بالاترین منابع درآمد نفت در تاریخ انقلاب آن طور که باید بهره نبرده و با حاشیه های از جنس سخنان مشایی و مدرک کردان جایگاهش افول کرده است ؛ تبری جسته و جلوه خود را جدا از وی نمایان میسازند تا مبادا کاهش اقبال به اصولگرایی وی دامان اصولگرایی آنان را نیز در بر گیرد . به هر حال اگرچه امروز با این آرای شکننده تر از شکننده و مبهم علی رغم حضور دولتیان و دفاع جانانه احمدی نژاد ؛ محصولی با ثروتی مبهم که به دلیل عدم فرصت مخالفین در مجلس به بحث ومحاجه کشیده نشد و مبهم باقی ماند به وزارت کشور تکیه زد ؛ اما همانطور که لاریجانی بیان داشته بود که هر جا کجی ببینیم آنرا درست و اصلاح میکنیم و همانطور که بدنه نمایندگان مجلس در طی این مٌدت نشان داده اند ؛ گذر زمان و عدم رضایت اقتصادی مردم و نهادهایی مانند تشخیص مصلحت به علاوه دغدغه های دینی برخی مراجع و انتقاد اصولگرایان منتقد به عملکرد دولت نهم ؛ مجلس را برای دولت به گذر گاهی صعب العبور تبدیل ساخته که هر چه به سختی عبور از آن افزوده گردد به سهلی عبور اصولگرایان از احمدی نژاد نیز افزوده می گردد . قطع روابط ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی را در کنار سایر دلایل و از یک دیدگاه ؛ مقابله با استعمار پنهان سیاسی و آشکار فرهنگی ایالات متحده و وجود جّو آمریکا ستیزی در حس مردم و ذهن دولت ایران تلقی کرده اند و شاید آن روز که جیمی کارتر رییس جمهوری وقت ایالات متحده پس از شنیدن اخبار منفی ؛ قطع رابطه دیپلماتیک موطنش را با ایران در دستور کار قرار میداد گمان نمیبرد نفوذ حضوری که در سالهای دودمان پهلوی به لطف درباریون خوش نشین در این کشور پیدا کرده اند را تمام و کمال و برای مدت های مدیدی از دست خواهند داد . ادبیات سیاسی تولید شده از پس این رابطه تیره و تار؛ کاخ سفید را در چشم ما نمادی از شیطان بزرگ و دشمن اصلی اسلام نمایان ساخت و ما در منظر آنان حامی اصلی تروریسم ومحور شرارت مجسم نمود . آمد و شد دولتهای مختلف در این سالها که گویی همگی با ادامه این روند بیشتر به حفظ این وضعیت می اندیشیدند تا تغییر آن ؛ باعث گردید که همواره دولتها هیچ نیازی به یکدیگر پیدا نکنند و حتی دولت اصلاحات در ایران و دموکراتها در آمریکا علی رغم موقعیت های به مراتب بیشتر از کابینه های ماقبل خود به دلیل فشار فزاینده داخلی موفق به گشایش چنین گره ای نگردند تا اینکه در ایران قرعه فال به نام دولت نهم افتاد . از همان ابتدا تابو شکنی در چهره منتخب مردم هویدا بود ؛ از زمان نامه نگاری مستقیم به بوش که در تاریخ پس از انقلاب بی سابقه بوده است تا اقدامات بعدی که به فراخور زمان از دعوت به مناظره در سازمان ملل و استقبال از رابطه دیپلماتیک و برقراری گفتگو هر چند من باب معضل عراق آغاز گردیده و با دعوت از افرادی که برای ایجاد دفتر حافظ منافع در ایران تلاش مینمایند و مصاحبه با رسانه های آمریکایی و حضور مشاور ایرانی - آمریکایی ادامه دارد . در کنار موارد فوق ؛ تغییر ادبیات سیاسی سایر دولتمردان و استقبال نسبی از این رابطه که از گفتمان آنها استشمام میگردد در شرایطی که از طرفی قطعنامه ها بر کمر اقتصاد و اعتبار جهانی ایران فشار وارد آورده و قضیه هسته ای بیش از پیش خسته کننده وملال آور گردیده و از طرفی نیز نیازی که آمریکا پس از فضـاحت های عراق و افغانستان در منطقه به همکاری ایران دارد دست به دست هم میدهد تا بدانیم هم اکنون و در این برحه از تاریخ این روابط منجمد سیاسی ؛ هر دو دولت نیاز به گفتــگوی مستقیم و آب کردن یخها دارنـد . هدف از مرور اجمالی این رابطه این است که به یاد داشته باشیم در صورت ایجاد این رابطه که با توجه به شرایط روز دنیا غیر ممکن هم نیست میتواند تاثیرات شگرفی برسیاست داخلی و خارجی ؛ اقتصاد و ... داشته باشد ؛ و اختصاصاً در ایران میتواند در انتخابات ریاست جمهوری سال بعد نیز دارای نقش باشد . به هر حال سعی در جهت ایجاد این رابطه به عنوان مساله ای که قریب به سی سال به عنوان تابو و خط قرمز نظام مطرح بوده است در افکار عمومی مردم موثر خواهد افتاد و نمیتوان تاثیر مثبت یا منفی این رابطه مفید یا مضر را بر رضایت یا شکایت مردم منکر شد . حال بحث بر سر این موضوع شکل میگیرد که اولاً این تاثیر مثبت خواهد بود یا منفی و ثانیاً این عملکرد به نفع یا ضرر کدامین جناح در بزنگاه انتخابات ریاست جمهوری تمام خواهد گشت . در مقام پاسخ باید به دو نظر اصلی اشاره داشت که به تشریح آنها میپردازیم . نظر اول بر این اعتقاد راسخ است که دولت ارزشی نهم که از زمان آغاز به فعالیت تبلیغاتی و بعدها اجرایی خویش ؛ گفتمان امام و انقلاب را بر تارک شعارهای خویش نشانده است چگونه میتواند بر خلاف آن شعارها عمل کرده و بدین سان مشخص و محرز از آن راه خارج گردد ؛ شاید تمثیل نزدیک و ملموس آن ؛ مساله رحیم مشایی و سخنان ایشان اندر باب مهرورزی با مردم اسراییل باشد که نه تنها مورد خشم قرار نگرفت بلکه از سوی دولت در قبال مراجع ؛ مردم و مجلس دفاع جانانه گردید تا جایی که رهبر انقلاب به آن قائله خاتمه داد . این نظر معتقد است چنین رویکردهایی از دولت باعث سقوط آن دسته از آرای ارزشی – انقلابی این دولت که همواره پشتیبان آن بوده است خواهد شد . اما نظر دوم برخلاف نظر اعلام شده پیشین معتقد است جمعیت کشور را صرفاً مردمی با ذهنیت سیاس و جناحی نپوشانده است بلکه در جامعه ایران غیر سیاسیون ؛ تجار مشتاق معاملات و صادرات ؛ تولید کنندگان و وارد کنندگان ملول از تحریم ها و ... نیز حاضرند که شاید کاندیدای اصلاح طلب یا اصولگرا ؛ رد صلاحیت و سایر مسایل اینچنینی دغدغه اصلی آنها نبوده و برای ریختن رای بر صندوق نگاهی اجمالی به مزایای این رابطه و مسبب آن کنند . نظر دوم معتقد است ایجاد رابطه میتواند در قسمت اعظمی از جامعه و علی الخصوص جوانان که در این سالها به دلیل مسایل فرهنگی نیز میل به کشور ینگه دنیا پیدا کرده اند رضایت نسبی ایجاد کند . علاوه بر این دیدگاهها باید بدین اشاره داشت که موافقین نظر اول که همان مخالفین رابطه بودند در انتخابات ؛ قطعا با وجود نقد به دولت نهم و ابراز نارضایتی هیچگاه رای خویش را به گزینه اصلاح طلب میدان نخواهند داد بلکه یار اصولگرایی که به آن نقد دارند را به اصلاح طلبی که به کل با دیدگاه وی مرزبندی دارند ترجیح خواهند داد . در یک جمع بندی خواهیم دید در بهبود روابط خارج از مسایل دیگر و صرفاً در مقوله انتخابات نمیتوان برای دولت نهم ضرری متصور بود. ضمن اینکه جزئی از بدنه اصلاح طلبان نیز که خود نیک میدانند به دلیل فضای موجود نتوانستند و نمیتوانند در باره ابجاد رابطه کاری از پیش ببرند اعتراف به این دارند که اگر قراری بر بهبود روابط باشد فقط از عهده چنین دولتی بر می آید و در راستای منافع ملی از این رابطه اگر به صلاح کشور باشد حتی اگر توسط این دولت ایجاد شود دفاع مینمایند . با تشریح این دو نظر به نظر چنین میرسد که ماه عسل چنین رابطه ای اولاً به غیر از مخالفت های جزیی با موافقین بیشتری روبرو خواهد شد و ثانیاً با توجه به نکات فوق شهد آن در بزنگاه انتخابات برای پاستور نشینان فعلی شیرین خواهد بود . دغدغه هشتم (اجماع بر سر تعدد کاندیدا!) ۸.از زمان انتخابات 84 و پیروزی احمدی نژاد ؛ مهدی کروبی که به واسطه آن خواب شیرین خود را از ورود به مرحله دوم رقابت بازمانده دید ؛ سعی در حفظ آن پتانسیل کرد در این چند سال نمود؛ تاسیس حزب اعتماد ملی (1)در همان سال و جدایی از مجمع روحانیون مبارز که ضمن دبیر کل بودن از حمایت آنان بی بهره مانده بود تقریبا مشخص میکرد که وی برای چهار سال بعد برنامه خواهد داشت . کنار نیامدن با ائتلاف سراسری اصلاح طلبان در مجلس هشتم و انتقادهای گاه و بی گاه وی به جرگه اصلاح طلبان برای تطهیر خویش تنها حاصلش شکست و دادن خوراک تبلیغاتی به جناح رقیب بود ؛ اعتماد ملی تلاش داشت تا خاتمی را هم در مجلس هشتم مطرح سازد تا در ریاست جمهوری رقیبی به نام خاتمی رو در روی کروبی نباشد . این تلاش شاید با سرتیتر قرار دادن حضور خاتمی در سرلیست اعتماد ملی در ارگان مطبوعاتی حزب برای انتخابات مجلس به اوج خود رسید . به هر حال آن چیز که عیان است چون برنامه کروبی و حزبش چندین ساله و با برنامه است و تجربه نشان داده ایشان چندان به رعایت اصول ائتلاف پایبند نیست میتوان حدس زد که او صحنه را به هیچ وجه ترک نخواهد کرد و تمام سعی را خواهد کرد تا جناح خاتمی را منصرف کند ولی انصرافی در مخیله خویش راه ندهد . پس از ذکر موارد فوق باید گفت مساله ای که اصلاح طلبان را تهدید خواهد کرد همانطور که تجربه 84 ثابت نمود تعدد کاندیدا و شکست محتمل چنین تصمیمی است با توجه به پایبند نبودن کروبی به مسائلی از قبیل ائتلاف و نظر سنجی(2) و عزم راسخ برای حضور در صورت پافشاری یاران خاتمی برای حضور وی احتمال شکست به موجب تعدد کاندیدا را تشدید خواهد شد . دغدغه نهم (هر که پولش بیش شانسش بیشتر ) ۹.مهدی کروبی برای انتخابات سال 84 طرحی را بانام پرداخت مستقیم مبالغی به مردم به صورت ماهیانه وعده داد که بعدها با نام طرح 50 هزار تومانی مطرح گشت ؛ این طرح در کنار سایر ویژگی های ایشان توانست وی را تا جایگاه نفر سومی که اختلافش تنها 640 هزار رای(3) با احمدی نژاد بود برساند و نشان از موفق بودن این طرح و مورد قبول بودن شعار های معیشتی از جانب مردم بود . حال با مطرح گردیدن چنین طرحی از سوی رییس جمهور فعلی با مبالغ بالاتر ؛ در کنار سفرهای تبلیغی _ استانی رییس جمهور و وعده های کلان عمرانی و مالی(4) این احمدی نژاد خواهد بود که آن آرای معیشتی مردم به کروبی را به سبد خویش روانه خواهد ساخت . دغدغه دهم (دوگانه خاتمی – احمدی نژاد) ۱۰.حضور خاتمی در عرصه انتخابات علاوه بر اینکه با حضور احزابی مانند اعتماد ملی تضمین چندانی برای وحدت اصلاح طلبان و اجماع تلقی نمیگردد اما میتواند دلیلی برای ایجاد انسجام و یکپارچگی اصولگرایان به حساب آید هر چند که آن جناح نیز از برخی شکاف ها در درون خود رنج میبرد ؛ دو قطبی شدن انتخابات در شرایطی که سیر نزولی مردم در پای صندوق های رای(تحریم تعمدی ؛ بی تفاوتی ؛ دلسردی از هر دو جناح حاکمیت) از مجلس ششم(1378) به بعد پشتوانه کافی برای آرا را در اختیار اصلاح طلبان قرار نمیدهد میتواند مشکل ساز باشد(۵)؛ چه بسا این جمعیت خاموش اگر حاضر به آمدن پای صندوق میشدند آرایشان به سمت اصلاح طلبان میچرخید اما افسوس که آما نشان میدهد این سیر نزولی به دلیل حضور همواره آرای سنتی اصولگرایان به ضرر اصلاح طلبان پایان می یابد ؛ این فقدان پشتوانه مکفی به علاوه کنار گذاشتن اختلافات اصولگرایان ؛ ایستادن در برابر تمام حاکمیت را برای اصلاح طلبان دشوار مینماید . ۱)سالنامه شرق۱۳۸۴ ۲) خبرگزاری تابناک ۳)سوم تیر ِ ربابه باستانی ۴)شهروند امروز شماره۶۸ ۵)سایت خبری صبح و خبرگزاری فارس و سایت وزارت کشور

سرانجام پس از نود روز فضای شک و تردید ؛ بدعت و شگفتی ؛ لابی و رایزنی ؛ تکذیب و تایید ؛ تهدید و تطمیع که بر مجلس حاکم بود ؛ حجت بر نمایندگان پارلمان تمام گشت وصاحبان کرسی های سبز بهارستان رسیدند به یقینی که باید میرسیدند و همانطور که پیش بینی میشد با رای عدم اعتماد خود و پس از سخنان موافقین استیضاح در برابر وزیری تنها که فقط خودش از خویشتن خویش دفاع میکرد با 188 رای ؛ علی کردان را از ادامه وزارت پر حاشیه ترین وزارتخانه دولت بازداشتند . پیام نوحضوران پارلمانی از جمله علی مطهری به نوظهوران عرصه سیاسی که وی را در مقام مخالف تاب نیاورده تا پیام عزل و استعفاء را پیش از استیضاح بپذیرند و به نوعی تصور پیروزی بر این نوحضوران پارلمانی را در فکر میپروراندند چنین بود که در جلسه استیضاح به کام تجربت دولت رفت که این نه آن مجلس پیشین است که در هر پیچ و خم سیاسی و اقتصادی از مشکلات و معضلات چشم بپوشاند . قطعاً دولت باید با توجه به روند مجلس هشتم متوجه این امر باشد که در آینده نهایت مداقه را در فرایند بودجه به کار بندد و برای طرح تحول اقتصادی چنان تدبیری به کار ببندد که بوی تورم و ناکارامدی از آن استشمام نگردد .
قطعاً پرداختن کامل به حواشی مربوط به این استیضاح از حوصله هر مطلبی خارج است اما مساله ای که ذهن را به خود وامیدارد رفتار سیاسی رییس جمهور در کنار کابینه و رودرروی افکار عمومی و نمایندگان آن یعنی مجلس شورای اسلامی است که قابلیت تامل فراوان دارد . پس از سپری شدن مسایل مربوط به رحیم مشایی و سخنان جنجال برانگیزش مبنی بر دوستی با ملتی که محو دولتش از روی زمین شعار چند وقت پیشتر دولت مطبوعش بود و واکنش دولتیان در مقام دفاع از وی در برابر مجلس ؛ افکار عمومی و روحانیون و ... که النهایه پای رهبری را برای ختم این سخنان ناشیانه باز نمود و فارغ از متحمل کردن هزینه منفی سیاسی بر نظام ؛ این بار نوبت قائــله علی کردان بود که علی رغم مخالفت ها مورد حمایت دولت و شخص رییس جمهور قرار بگیرد تا سندی باشد بر کم توجهی دولت نهم به پاسخگویی افکار عمومی مردم .
عدم حضور احمدی نژاد در جلسه استیضاح بر خلاف عرف معمول جلسات استیضاح و غیر قانونی خواندن عملکرد قوه قانونگذاری رفتاری است که از بالاترین مقام اجرایی کشور انتظار نمیرود و هم چنین ایستادگی در برابر فشار های ایجاد شده افکار عمومی و عزل ننمودن ایشان سوالی را پدیدار میگرداند که چرا رییس جمهور در برابر موج سیاسی مخالفینش این چنین لجوجانه ایستادگی می نماید و چرا این قضیه که میتوانست با استعفاء هزینه های کمتری را بر دوش نظام بار کند و یا حتی عزل وی که میتوانست وحدت مخدوش شده دولت و مجلس را سامان دهد علی رغم تلاش مستدام مجلسیان متاسفانه به استیضاح ختم شد و آیا اصولاً احمدی نژاد برای دفاع از کابینه خویش خط قرمز و ترمزی متصور است یا آنچنان که خود سهل وزرا را کنار میگذارد کنار گذاردن آنان به توصیه و تذکر دیگران او را سخت می آید .
شاید پیام این رفتار احمدی نژاد در این نهفته باشد که دفاع دولت از کردان با سابقه سی ساله او در مقاطع مختلف زمانی و مناصب مختلف اجرایی تردیدهای احمدی نژاد و نگرانی های وی را از انتخابات و برگزاری آن مرتفع نموده و میتوانسته تضمینی باشد برای بقای او در کاخ ریاست جمهوری که اینچنین برای ماندن وی حتی از غیر قانونی خواندن عمل خانه قانون نیز دریغ نورزیده و حتی بحث چک پولها نیز درست پیش از استیضاح در مجلس مطرح گردد ؛ به هر حال حتم میدانیم که نزد رییس جمهور شایسته سالاری در کابینه از اولویت بسیار برخوردار است و برداشتن پورمحمدی قطعاً ناشی از مشکلات عدم تبعیتی پورمحمدی از احمدی نژاد نبوده که شخصی چون کردان نایب نیکوتر و شایسته تر از او در این مقام تلقی گردیده است . قطعاً احمدی نژاد ازکنار رفتارهای اینچنین مجلس ؛ خوراک رفتار پوپولیستی و مظلوم نمایی خویش را تامین مینماید تا در بزنگاه انتخابات بتواند به کارشکنی مجلس و موانع اینچنینی که سّد وی برای بهشتی نمودن مملکت بوده اشاره کند و باز سخن چنین براند که عده ای درصددند که دولت را از اکثریت بیاندازند و ... چه نیک گفت یکی از موافقین استیضاح که از این 10 وزیر برکنار شده ؛ عزل9 نفر کار خود احمدی نژاد بوده و سهم مجلس یکی .
آیا بیان چنین سخنانی از سوی رییس جمهور در راستای همان مظلوم نمایی و تبرئه کردن خود و انداختن تقصیرات به گردن این و آن نیست ؛ مگر بارها در مصاحبه های تلوزیونی افزایش قیمت ها و تورم را بر دوش چند روزنامه یا عده ای که در استخری نشسته و تعیین قیمت میکنند نیانداخته بود . به هر حال مجلس هشتم توانست از این آزمون سربلند بیرون آید و از استقلال خویش دفاع کند تا بار دیگر بر راس امور تکیه زند .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


