در گرما گرم روزهای پایانی تابستان بود که ناطق نوری از بلند پایگان جبهه اصولگرایی طرح و ایده خویش را بر زبان جاری ساخت و از لزوم وحدت ملی و تشکیل دولتی به همین نام با استفاده از سرمایه های انقلاب سخن گفت و درست درهمان زمان به دلیل کم توجهی ها یا برخی مواضع بی پروای هم طیفانــش ؛ این طرح هنوز مطرح نشده مطرود شد . با حرکت سنجیده لاریجانی و برگزاری همایش سی سال قانون گذاری در ایران با فراخ ترین نگاه سیاسی و دعوت از همه سلایق با سخن گفتن از وحدت و بهره بردن از تمام نیروهای داخلی باعث گردید این همایش به تئـوری مسکوت ناطق نوری سنجاق شده و باعث احیای آن گردد تا این بار وحدت ملی در محافل سیاسی عیـان و در رسانه ها ؛ احزاب و نزد شخصیت های تاثیر گذار بیـان گردد . پس ازعلنی شدن این ایده هر جناح و طیفی با برداشتی از این طرح در صدد مخالفت و یا موافقت با آن برآمد و در این میان ناطق نوری به عنوان اولین کسی که آنرا بیان داشته و لاریجانی به عنوان اولین کسی که این وحدت ائتلافی را در مدل کوچکتری در انتخابات مجلس هشتم با قالیباف و رضایی اجرا نموده بود با هم اندیشی به لزوم اجرای این طرح تاکید کرده و نه تنها اجرای آن را خطرناک تلقی نکردند بلکه چنین وحدتی را برای آینده کشور نیک میپندارند ؛ البته در این میان رییس مجلس هشتم با وجود حمایت از این فکر در صدد این است که از صرفاً انتخاباتی شدن موضوع و یا موضع گیری های مستقیم پرهیز داشته باشد ؛ این همان مساله ای است که ناطق نوری با برخورداری از صراحت لهجه در این طرح به آن پایبند نبوده و حتی به نظر میرسد در پس ذهن خویش مصداق اجرایی شدن این تئـوری را نیز برگزیده باشد . به هر حال از اردوگاه اصولگرایان که پس از دولت نهم با انشعاباتی از بدنه اصلی مواجه هستند تعابیر دیگری نیز مطرح گردیده و گروهی از آنان با کلیت طرح و اصل وحدت هم نظرند و عده ای از مجلس نشینان چنین وحدتی را مستلزم تمرکز بر روی مشترکات و پرهیز از اختلافات میدانند که با در نظر گرفتن خطوط مرزبندی مابین اصولگرایان و اصلاح طلبان رسیدن به چنین وحدتی را زمان بر و در مقطع فعلی منتفی میدانند . به همین ترتیب افراطیون این طیف نیز مخالفت فراوانی با این طرح مینمایند و حتی از آن به عنوان بلای خانمان سوز و سم محلک یاد کرده و بر طبق روال رسانه ای ؛ آن را توطئه دوم خرداد یا امتداد خط افراطیون این جناح میدانند . حامیان دولت نیز سخن از این دارند که به جای مطرح شدن چنین تنش هایی در سال پایانی عملکرد دولت ؛ شخصیت های سیاسی و اقتصادی به ارائه برنامه و ایده برای کمک به چهار سال آینده دولت احمدی نژاد بپردازند . در آنسوی سپهر سیاسی ایران جناح اصلاح طلب نیز تعابیر رنگارنگی را از این طرح ارائه کرده و نسبت به آن موضع میگیرد ؛ از سویی با نقد بر عملکرد دولت نهم با پافشاری بر اینکه یک جناح برای اداره کشور ناتوان است به این طرح اقبال نشان داده و بر این باورند که شاید یک دولت ائتلافی بر خلاف دولت یکدست خاتمی یا احمدی نژاد که به کام تجربت رفته است بتواند راه گشای موانع و مضایق امروز باشد ؛ نظری هم نگران انحصارگری در عرصه مدیریت کشور و انزواگری برخی مدیران قوی و کار بلد اما منتقد دولت میباشد و دلیل رفع نگرانی خویش را در طرح مطرح شده جستجو میکنند و عده ای نیز در تریبون های محدود یا کنگره ها بر ضروری بودن آن اصرار ورزیده و برای توسعه کشور بر آن صحه میگذارند . اما در همین جناح نیز افرادی آنرا تحقق نیافتنی یا شعاری دانسته و یا بر ارجحیت وحدت ملی بر دولت وحدت ملی نظر دارند . اما به راستی با دقت در این کنش و واکنش های مربوط به این طرح و فارغ از اینکه جو موجود یک فضای سیاسی - انتخاباتی گردیده و هر طرح و پیشنهادی قابلیت تبدیل شدن به موضوعاتی مهم و جنجالی دارد ؛ باید گفت مطرح کنندگان اصلی این طرح پس از ظهور و بروز ضعف و کاستی های دولت نهم از روی لزوم احیای گفتمان اصولگرایی که با عملکرد امروزین آن رو به زوال میرود و آنچه که در گذشته نزدیک و منزوی شدن همزمان گفتمان اصلاح طلبی با خروج خاتمی از قدرت شاهد بوده اند ؛ ترس از تجلی یافتن این گفتمان وسیع با سلایق متفاوت در یک شخص و قامت احمدی نژاد دارند و از سر دغدغه ها بر چنین پیشنهادهای ائتلافی پافشاری دارند تا حتی اگر این ایده عملیاتی نیز نگردد حداقل وجود تکثر در این گفتمان و بازتاب آن در جامعه جامع عمل بپوشد . جبهه اصلاحات نیز با اینکه شاید در پس ذهن خود اجرایی نشدن چنین طرحی را در آشفته بازار سیاسی ایران درک میکنند اما از این فضای ایجاد شده برای بیان نظرات و انتقادات خود بهره برده و گاهاً چون رایحه عبور از احمدی نژاد از آن استشمام میشود و تاکید بر مساله وحدت ملی دارد در راستای خروج از انزوای سیاسی از آن حمایت میکنند . ناگفته نماند تقابل اصولگرایان و حامیان دولت در مورد این طرح و فارغ از اختلاف سلیقه های دیگر زمانی شدت گرفت که بد سلیقگی سیاسی احمدی نژاد و عدم حضور وی در همایش سی سال قانون گذاری باعث گردید نمایان گشتن صندلی خالی ریاست جمهور در جامعه بازتابی تقابلی ما بین دولت نهم با سلیقه های دیگر حاکم بر کشور اعم از اصولگرا و اصلاح طلب داشته باشد و بر این امر که بزرگان اصولگرایی از سر دغدغه ها به عبور از احمدی نژاد می اندیشند صحه بگذارد . نگاه صرفا انتخاباتی به این تئوری شاید در اشل کوچکتر و ائتلاف مقطعی برای گریز از وضع موجود و پیروزی بر احمدی نژاد جوابگو باشد اما با چنین وسعتی حتی اگر عملیاتی هم شود پس از گرمای انتخابات به سرمای اختلافات خواهد انجامید و شاید اصولاً روی خوش نشان دادن بدین طرح تا روزی نیک و شیرین باشد که بحث بر سر مصداق وحدت ملی نرسیده باشد و هر کس را خیال بر محور وحدت بودن در سر باشد . به دور از تمام مسایل مطرح شده اصل و لزوم وحدت درونی در زمانی که کشور در گزند تحریم ها و تهدیدهای بیرونی است ضروری به نظر میرسد و این پیشنهاد فارغ از جناح بندی و معطوف بودن بر انتخابات سال آینده ذاتاً نیک و پسندیده است . ایـام پرشور و توأم با هیجان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری پایان یافته بود و ستاد انتخابات وزارت كشور در چهارمین روز تابستان؛ خبر از این میداد كه در اوایل مرداد ماه این محمود احمدینژاد شهردار سابق پایتخت است كه كلید ورود به كاخ ریاست جمهوری را از سید اصلاحات خواهد گرفت و رقیبی در قامت هاشمی رفسنجانی با اختلاف آرای شش ملیونی در دور دوم رقابت؛ از پاگذاردن مجدد به این عرصه پر مخاطره و حساس بازمانده است. فارغ از تحلیلهای متفاوت و رنگین فضای انتخاباتی و نتیجه آن و پیام خاتمی برای پیگیری بداخلاقیهای انتخاباتی بر اساس مدارك متقن؛ این هاشمی رفسنجانی بود كه در بیانیهای از كسانی كه نمیخواهند یا نمیتوانند كاری بكنند، گذشت؛ از عدهای كه با هزینههای كلان دست تخریب بر چهره او و خانوادهاش كشیده بودند، انتقاد كرد و در پایان گلایههای خویش را از رقابت انتخاباتی به درگاه عدل الهی برد تا اینچنین و با این پایان؛ آغاز اولین زمزمههای اختلافات دولت احمدینژاد با سیاستمداری به قدمـت تاریخ انقلاب شكل گیرد كه تا به امروز ابعاد گستردهتری را به خود گرفته است. پس از شناخت كابینه و شروع به كار دولت نهم؛ با گذر زمان و نمود یافتن ضعفها در مسائل اقتصادی و مدیریتی؛ نقدهایی معطوف عملكرد دولت شد كه بهدور از مرز بندی راست و چپ جناحهای سیاسی حاكم بر ایران بوده و طیف وسیعی را دربرمیگرفت؛ در این نقدها همواره هاشمی گاهی از سر دغدغههای خویش؛ زمانی از سر مسوولیت مجمع تشخیص مصلحت و روزی از سر دلسوزیها برای انقلاب و البته گاهی هم از سر دفاع از خویش و عملكردش در صف منتقدان حاضر بوده؛ و رئیس جمهور و كابینهاش نیز گاهی بر سبیل بیتفاوتی آنها را جدی نگرفتند و روزی گلایه را پاسخی مناسب برای نقد یافتند و البته زمانی نیز از گفتمان نامناسب در برابر منتقدان بهره جستند. از آنجا كه معمولا انتخابات در كشور ما مقطعی حساس و پر حاشیه محسوب میشود این بار نیز در پی ورود دولت به سال پایانی و به تبع آن نزدیكی به تاریخ انتخاباتی كه از آن به عنوان مهمترین انتخابات سالهای اخیر تعبیر میگردد؛ از طرفی دولت نهم برای ابقای خویش و از سویی اصلاحطلبان و اصولگرایانی كه یار غار دیروز و منتقد دلسوز امروزین دولت بودند بر تنور نقدهای جدیتر خویش بر عملكرد دولت دمیدند و در این مقطع نیز كشمكشهای كابینه و طیف هاشمی به اوج خود رسیده و اگر از تخریبهای غیرمسوولانه همسر سخنگوی دولت یا حواشی ایجاد شده حول كتاب خاطرات هاشمی بگذریم، این تقابل بر سر مسائل انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی و رد صلاحیتها كه انتقاد هاشمی را در پی داشت، بالا گرفت اعلام ختم مشكلات پرونده هستهای در حالی از سوی احمدینژاد عنوان شد كه هاشمی روند پرونده را در همان زمان در حساسترین مقطع خود میدانست؛ دغدغه جدی هاشمی با توجه به عملكرد دولت و بیتوجهی به برنامه توسعه كه بارها آن را گوشزد نمود؛ رفتار غیرموجه دولت كه هاشمی را بر آن داشت تا در جمعی از كیان روحانی و روحانیت دفاع كند؛ سخت گرفتن دولت بر مطبوعات و توقیف آنها كه هاشمی آن را به سم مهلكی تعبیر كرد؛ انتقاد هاشمی بر روند اقتصادی دولت و طرح تحول اقتصادی در همایش ایران 1404 و به كار بردن اصطلاح گداپروی كه با واكنش مستقیم احمدینژاد در زنجان مواجه شد و این در حالی بود كه چندی پیش از آن وزیر ارشاد نیز در مراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات بیمحابا به حریم نقد هاشمی شتافته بود؛ تحمل و صبری كه رئیس جمهور در مراسم تودیع كردان سر آمدنش را نوید داد مصادف شد با هشدارهای هاشمی به دولت منباب جمهوریت؛ اهمیت مردم و سلامت انتخابات. اختلافات فوق را تا حدودی میتوان طبیعی و از سر تكثر عقاید در میان رجال سیاسی كشور توجیه نمود اما روش مواجهه با وزنههای انقلاب هر شعور سیاسی را بدان وا میدارد تا در پی اهداف دولت و چرایی پیگیری جدی این روند از سوی دولت بر آید؛ زیرا امروز احمدینژاد نه تنها احساس رقابت انتخاباتی با هاشمی ندارد بلكه با روحانیت هم بر سر موضع تقابل نیست و قطعا با ریشههای انقلاب نیز مرزبندی ندارد ولی بهرغم این پرواضح است كه عدمهمگرایی این دو نیز تنها مسائل صرف و ریز سیاسی نیست. احمدینژاد از همان ابتدا ذهنیت كار و تلاش بیشائبه برای كشور و مردم را با رویكرد عدالتمحوری در برنامههای خود گنجاند و با انتخاب كابینه درصدد این بود كه در فضای سیاسی ایران و به دست گرفتن دولت از اصلاحات و وجود وزنههایی چون هاشمی؛ اگر عملكرد خویش را بهتر از گذشتگان میداند باید برنامههای خویش را با سرعت عملی سازد و خود را اثبات نماید. اما بروز نقاط ضعف و سنگینی مسوولیت ریاست جمهوری به نسبت شهرداری در كنار نگاه ستیزهجویانه غرب و قطعنامههای پیاپی و عدمبهرهبرداری از بهترین منابع نفتی پس از انقلاب؛ افزایش نرخ تورم و انشعاب اصولگرایان و تغییر نگاه مجلس همراه با تغییرات پی در پی و عدمهماهنگی در كابینه؛ احمدینژاد را به وادی تكروی كشاند و او را بر آن داشت كه برای اثبات خود فارغ از مانور بر روی عملكرد خود؛ از پافشاری بر سر برخی مواضع؛ پاسخهای بیمحابـا به انتقادها و گهگاهی نقد عملكرد دولتین ما قبل خود نیز بهره جوید. شاید حواشی مسائل علی كردان و مشایی یا بیاعتنایی به زنگ خطر علمای اقتصاد و احساس عدمنیاز به سران اصولگرا نشانهای از تكرویها و پافشاریها داشت و او با مقایسه برنامههای اقتصادی با هاشمی و قیاس برنامههای سیاست داخلی و خارجی با خاتمی درصدد احیای خود برآمد. همانطور كه میدانیم البته نهتنها مسائلی از قبیل استیضاح كردان و ابقای مشایی به ضرر كشور تمام شد این مقایسههای گاه ناصواب و تخطئه دولتهای پیش نیز اگر از اعتبار كشور نكاسته باشد بهرهای برای دولت نهم در بر نداشته است و به هر حال فارغ از اینكه ادامه این روند چقدر میتواند وی را كمك كند باید گفت وزنهای به نام هاشمی یا خاتمی ریشه در صفحات تاریخ انقلاب دارند و تجربه سالهای پیش كه عدهای درصدد نقد جدی هاشمی البته با نیتی متفاوت از نیت دولت نهم بودند نشان داد كه اگر از نقد هاشمی؛ حذف وی را قصد كنند بهبیراهه رفتهاند.

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


