این یادداشت در آینده نیـــوز و یاری نیــوز آسوده دلان عرصه سیاسی داخل کشور که خشنودی دل را در گرو تردیدها و غیبت خاتــمی میدیدند با اعلام حضور جدی وی ؛ خوابشان برآشفت و رنگ رخسار باختند ؛ زیرا علی رغم آنچه که در قطع بزرگ کیهان به چاپ میرسانند به خوبی از نتایج نظر سنجی ها و نظر واقعی مردم در جامعه آگاه بوده و با دستی که به اسرار نهان و مگو دارند به نیکی از سرانجام رقابت خاتمی – احمدی نژاد مطلعند . تقریباً خبر حضور قطعی شده بود که نطق رسایی از حمید رسایی از تریبون محترم مجلس برای سو استفاده های سیاسی و جناحی به گوش رسید و خبر قطعی شده بود که مطبوعه ای با پول بیت المال اخبار قتل و ترور را نشر داد ؛ خاتمی را مامور آمریکا خواند و هوادارانش را دورو نامید ؛ تصمیم بر حضورش را هل دادن تندروها تعبیر کرد و شخصیتش را چالشی با نظام توصیف نمود ؛ الــبته همچون همیشه برخلاف هم صنفانش از جنس کاغذ که هم محدودیت دارند و هم خط قرمز؛ با افتخار سر بلند نموده و در پاسخ به یکی از خاطیان(مجمع روحانیون مبارز) خود را قابل تقدیر و تشویق نیز خوانده است . بازتاب این مطلب در سایت آفتاب و مــــیزان و آ گاه سازی بی تردید انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در سال آینده یکی از مهمترین و حساس ترین انتخاباتی است که در طول تاریخ پس از انقلاب در کشور برگزار شده است و این مساله به خوبی از شور سیاسی ایجاد شده در جامعه و گروههای سیاسی در طول چند ماه اخیر کاملاً قابل فهم و درک است . این یادداشت در سایت کلــــمه ؛ عصر ایران ؛ سایت آفتاب ؛ بازتاب آن لاینِ ؛ سایت آگـاه سازی پس از اتمام هشت سال نخست وزیری میر حسین موسوی در سال 68 هم مقام نخست وزیری قانوناً در اصلاح قانون اساسی حذف گردید و هم مهندس موسوی یکباره و یکجا پس از نخست وزیری از میدان پر فراز و نشیب سیاست رخت بر بست و در سکوتی طولانی فرو رفت و همواره نام وی در بزنگاههای انتخابات به عنوان امید جناح چپ سابق و اصلاح طلبان بعدی مطرح می شد که وی نیز هر بار سادگی تار و پود هنر را بر پیچیدگی تار و مبهم سیاست ترجیح داده و سکوت خود را تمدید می کرد . اگر از سال 76 و عدم حضور وی بگذریم که باعث جایگزینی خاتمی به عنوان کاندیدای جناح چپ و شکل گیری جنبش دوم خرداد گردید ؛ در سال 84 نیز مهندس موسوی با بیان دو پیش شرطی که به نسبت جو سیاسی موجود آن مقطع عملی شدنش بعید می نمود پس از نوشتن نامه و عزم سفر؛ عملاً دست به سکوت زده و پا به عرصه آن رقابت نگذارد . اما اینک و پس از بیست سال سکوت ؛ گویی صورت مساله تغییر کرده است و به دلیل شرایط خاص اقتصادی و سیاسی که کشور در آن قرار دارد و هم چنین به سبب احساس مسوولیت ، پس ازاینکه تردیدهای جدی خاتمی مانع حضورش شده و چینش انتخاباتی اصلاح طلبان نیاز به شکل گیری و وحدت دارد، حضور مهندس موسوی نیز به گواهی فعال شدن وی در این روزها و تعامل با سید محمد خاتمی محتمل تر از پیش به نظر می رسد . این که شخصیت ها و احزاب سیاسی اصلاح طلب علی رغم سکوت موسوی به نخست وزیر پیشین همواره نگاهی مثبت داشته اند و در کوران انتخابات ، وی را شخصیتی مفید فایده برای آینده کشور دانسته و می دانند چیزی نبوده جز تجربه نیک و موفق اداره کشور در سالهای بحران و عملکرد قابل دفاع او در شرایط سخت و دشوار جنگ تحمیلی و همچنین تایید و تمجیدی که حضرت امام ،به حق از وی می نموده است . شرایط کنونی کشور از یک سو و هم چنین پراکندگی عملکرد انتخاباتی جناح اصلاحات ، هر دو نیاز به ارائه برنامه دقیق وتعامل دارد که نخست وزیر سال های پیشین کشور با چتر حمایت مردمی می تواند از عهده این مهم بر آید . پس از اینکه خاتمی در دیدار با جمعی از مردم ایلام بیان داشت بین او و مهندس موسوی یکی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در صحنه انتخابات حاضر خواهد شد ، بسیاری از تحلیلگران سیاسی کشور این خبر را آغازی برای پایان سکوت مهندس موسوی تعبیر کردند زیرا که خاتمی پیش از این بارها در محافل خصوصی و جمع های عمومی ،هم چون دانشگاه تهران ،بر دغدغه های خویش تاکید نمود و با نام بردن از کارشکنی های احتمالی از جنس آن دوره هشت ساله و هم چنین موانع دیگر، دغدغه های خویش را بیان داشت تا بیش از اینکه از فحوای کلامش نویدی برای آمدن بوزد دلیلی برای نیامدن به گوش رسد . البته تردیدها و دغدغه های وی قابل احترام است و اینک با اعلام این خبر که یا خاتمی یا موسوی خواهند آمد ؛ تقریباً مسجل گشته که با مطرح شدن مهندس موسوی ؛ خاتمی آرام آرام فشارها را بر خود کم کرده و با حمایت از آخرین نخست وزیر سالهای دور و به همراه او اصلاح طلبی را در روایتی جدید تر و با حساسیتی کمتر پی خواهد گرفت . اکنون باید به بیان دلایلی پرداخت که با تکیه بر آن می توان حضور مهندس موسوی را در انتخابات آتی ریاست جمهوری مفید برای ملت و کشور دانست . شاید حضور خاتمی و حساسیت خاصی که با حضور وی فضای انتخابات را تحت تاثیر قرار خواهد داد باعث شود جناح رقیب از ترس تکرار دوم خردادی دیگر یک پارچه پشت سر احمدی نژاد بایستد که این امر می تواند به قدرت رییس جمهور فعلی بیافزاید ؛ اما با حضور مهندس اصلاحات چنین ائتلافی با وجود تکثرهای متفاوت در جناح اصولگرا منتفی خواهد بود که این امر از لحاظ تاکتیکی به پیروزی وی کمک خواهد نمود . امروز تحرکات منطقه ازعراق و افغانستان گرفته تا پاکستان و کشورهای عربی خلیج فارس و فلسطین نشان دهنده تصویری مبهم از آینده خاورمیانه و منطقه دارد که طلب می کند کشور ایران به عنوان تاثیر گذارترین کشور منطقه که دشمنانش هر روز به او نزدیک تر می شوند حداقل در داخل با حضور دولتی ملی تر که قابلیت تعامل داخلی بیشتری داشته باشد بتواند از کوران حوادث آینده سلامت به پیش رود .
به راستی چه بر سر کیهان نویسان خوش نشین آمده که نگران حال خاتمی شده اند و او را بیـــم ترور میدهند ؟ مگر او را مامور ویژه ایالات متحده برای براندازی نرم نمیدانند ؛ پس چه شده که امــروز زبان به نصیحت گشوده اند . قطعا روز 24 بهمن به یاد ماندنی خواهد بود ؛ روزی که رییس جمهور سابق کشور تهدید به قتل شد ؛ روزی که باز این سوال تکراری در ذهن زمزمه شد که به راستی خط قرمز این مطبوعه کجاست ؟ آیا هیات نظارت بر مطبوعات که از کوچک ترین اشتباه رسانه های مغایر با نظرات خویشتن نمیگذرد نگاهی به کیهان میاندازد ؟ آیا وزیر ارشاد به آنان نیز نهیب و هشدار منافع ملی میدهد یا اینکه اصلا داشتن چنین انتظاراتی خود مستحق توقیف و فیلتر است ؟
براستی آن مقاله و این واکنش ها قابل تامل و بررسی دقیق است و از آنجا که طرح تلاش برای رد صلاحیت خاتمی ناکام ماند و از طرفی نیز کاندیدای مورد حمایت آنان موضوعی برای دفاع باقی نگذاشته است که این امر مورد وفاق برخی اصولگرا هایی که راه خود را جدا ساخته اند نیز هست لذا کیهانیان به جای تبلیغ کاندید خود دست به تخریب رقیب برده اند و حال با جدیتی که از سوی مردم ؛ هواداران و شخص خاتمی میبینند عنان از کف داده اند و چون سردی شکست را حس کرده اند تخریب را در فاز جدید تهدید پیگیری میکنند . البته این را نیک میدانیم که گروهی هرگز حاضر به تکرار اصلاحات حتی بنا به رای مردم نیستند و لذا آخرین تیرهای ترکش را رها کرده و سخن از قتل و ترور میکنند وخطر ناک تر اینکه عاملان را نیز از هم اکنون معرفی میکنند و به حق این پرسیدنی است که مگر کشور قانون و امنیت ندارد .
شاید برای دوستانی که پشت تیترهای درشت کیهان پنهان شده اند روشن نباشد اما چنین سخنانی که از سر وحشت انتخاباتی مطرح میشود خارج از گود رقابت انتخاباتی میتواند برای کشور هزینه بردار باشد و براستی اگر در آن سوی مرزها کسی چنین خبری را بشنود ؛ به این فکر نمیکند که در این کشور امنیت و ثبات حاکم نیست ؟ . آن مقاله اصلاح طلبان را تلویحاً دارای سوابق ترور و خشونت تلقی کرده است بی آنکه نامی از سعید عسگر و ترور حجاریان ببرد و آنان را آمریکایی و مامور آنان خواندند بی آنکه اشاره به افتخار رییس دولت به عکس با ژنرال آمریکایی کنند و یادی از امیر احمدی و دفتر حافظ منافع نمایند و یا از نامه ها به بوش و اوباما اسم ببرند و نگاهی به تلاش ها برای برقراری و عادی سازی روابط از سوی دولت بیاندازند ؛ در پاسخ به بیانیه مجمع روحانیون آنان را جدا از سنخ سایر اصلاح طلبان دانسته اند و حساب آنان را از جدا کرده و بقیه را منحرف خوانده اند و کیست که نداند از این ادبیات بوی تفرقه افکنی به مشام میرسد وگرنه دل کیهانیان نه به حال خاتمی میسوزد نه مجمع روحانیون مبارز . به راستی این روزها با دیدن برخی مستندات از روزهای انقلاب و آن کیهان همسو با مردم در خیابانها به حال این کیهان تاسف میخورم که از خط مشی مردم فرسنگها فاصله گرفته است .
امـــروز و از اتخاذ چنین مواضع تند وآتشین از سوی کیهانیان میتوان دریافت که در صورت پیروزی خاتــمی هیچ بعید نیست که مجدداً مشاوری ترور نشود یا وزیری کتک نخورد و به سیل زندانیان وبلاگی ؛ سیاسی ؛ دانشجویی افزوده نشود . تخریب در انتخابات هیچگاه اثر مورد دلخواه تخریب گران را نداشته و گاهاً نتیجه عکس نیز در بر داشته است و طبیعی ترین واکنش به این کج نامه ها همین بیانیه مجمع روحانیون و اعتراض هواداران به حرمت شکنی است و اگر کیهان برای اهداف بعدی خود به دنبال تشنج و تجمع میگردد نباید بی مهابا در این مسیر او را یاری کرد و باید تدبیری به کار بست . به هر حال چنین اقداماتی از سوی جامعه و قانون بی شک محکوم است هر چند که از نگاه صرفاً انتخاباتی به سود اصلاح طلبان و افزایش آرای خاتمی تمام خواهد شد و تنها از این باب است از کیهان نویسان خوش نشین متشکریم .
احزاب و گروههای سیاسی طبق تجارب به دست آمده در رقابت های پیشین و هم چنین دریافت میزان مقبولیت مردمی و کار آمدی خود در پی معرفی فردی به عنوان کاندیدا هستند تا بتوانند در روز انتخابات و اخذ آرا پیروز میدان رقابت باشند ؛ تجربتی که در سال 84 به کام اصولگرایان و علی الخصوص اصلاح طلبان رفت هر دو جناح را بر این داشته است که تا جایی که بتوانند و بشود از زیر تیغ تعدد کاندیدا و شکست بدنه آرا بگریزند و کاندیدایی واحد در پوشش هماهنگی و ائـتلاف داشته باشند .
تحلیلها و توصیف ها از شرایط کنونی و نظرات متفاوتی که ارائه میشود حاکی از برنامه ریزی های راست و چپ جناحهای سیاسی کشور است که همواره در پی ارائه بهترین و کاربردی ترین برنامه ها هستند و در این بین اصلاح طلبان در مثلث خاتمی و کروبی و میر حسین ؛ در تردید و ظهور و سکوت به سر میبرند و اصولگرایان نیز طبق این سنت که ساکنان اریکه قدرت اختلافاتشان نیز بیشتر است ؛ کمتر به ائتلاف فکر میکنند و هر روز بحث عبور از ان و مرور از این را مطرح میسازند و البته گاهی نیز در تصمیمی جمعی برای ندادن عنان کار به مخالف ؛ همگی یک صدا و واحد عمل مینمایند .
به هر حال در پس این تحلیلها یک عامل ؛ مغفول جمع اصحاب مانده است و آن نگاهی است که مدعی اول انتخابات پیش رو به آن بزنگاه رقابتی دارد .
قطعاً دولت نهم و شخص احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور؛ مدعی جدی حفظ سمت خویش است و به گواه تاریخ پس از انقلاب معمولا روسای جمهوری در دور دوم رقابت خویش تقریباً بدون رقیب و مطمئن بوده اند اما این که چرا امروز بر سر کسب این کرسی چنین رقابتی در گرفته است خود جای تامل دارد .
بی شک ضعف عملکرد دولت اولین عاملی است که وقتی در جامعه بازخورد مییابد دیگران نیز به امید تغییر وضع موجود ؛ در خود پتانسیل پیروزی بر حریف را احساس کرده و وارد میدان میشوند و اگر چنین نبود و هم چنان احمدی نژاد در جامعه با همان موج عدالت خواهی پشتیبانی اولیه را داشت ؛ امروز این طور با موج کاندیدای رقیـب که حتی گاهی از همین کابینه اش نیز مطرح میشوند روبرو نمیگردید .
نقد هایی که بر عملکرد دولت میشود نیز ناشی از برخی ضعف هاست و البته گاهی از سوی طیف حامیان دولت این نقدها به دشمنی تعبیر میگردد که اولاً چنین تعابیری زیبنده دولت نیست و ثانیاً با نگاهی به اسامی منتقدین وضع موجود این ظن دشمنی منتفی به نظر خواهد رسید و لذا منتقدین از هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی گرفته تا لاریجانی و قالیباف ؛ از خاتمی و میر حسین موسوی گرفته تا ناطق نوری و حسن روحانی و ... نشان گر این است که ایرادات و نقدها جناحی و سیاسی نبوده بلکه از سر احساس مسئولیت و دلسوزی است .
دلیل دوم شاید طوفان تحول خواهی باشد که در جهان به عنوان یک پدیده جامعه شناسی مطرح شد و نمونه بارز آن در جامعه آمریکا و استقبال بی سابقه از انتخابات اخیر و برگزیدن یک سیاه پوست آفریقایی تبار به عنوان ریاست جمهوری بود و شاید نسیمی از این طوفان تحول خواهی نیز به جامعه ایران آمده و هنوز دور اول یک رییس جمهور به اتمام نرسیده که رقبا بر سر نشستن بر کرسی او به یکدیگر تعارف میزنند .
از منظر منطقی و طبیعی ؛ نگاه دولت به این انتخابات باید مثبت و مطمئن نسبت به آینده باشد زیرا با توجه به سفرهای استانی و میزان مقبولیت در استانهای کشور به دلیل این سفرها و وعده ها و هم چنین بهره برداری از صدا و سیما به عنوان پر استقبال ترین تریبون اطلاع رسانی و گفتگوی مستقیم با مردم که شامل حال هیچ رییس دولتی پیش از این نبوده است و البته حمایت ارکان نظام و تریبون های رسمی از جمله نماز جمعه و ... به همراه اینکه مسئولیت برگزاری و اعلام نتایج نیــز با همین دولت است و از این باب نیز نگرانی وجود ندارد و نتایج انتخابات مجلس و شورای شهر نیز حاکی از نگاه مردم به جناحها بوده و علاوه بر این مسایل ؛ موج تحریم و عدم شرکت نیز وجود دارد که به طور غیر مستقیم با کاهش میزان مشارکت مردم در مجموع به نفع دولت نهم خواهد شد ؛ و همه این موارد نشان میدهد که دولت نباید آن چنان دغدغه داشته باشد و خود را درگیر مسایل انتخاباتی نماید .
اما اینکه چرا اینطور نیست و از وزیر و مشاور گرفته تا رسانه های حامی دولت دست به تخریب رقبا میزنند و یا سخن گوی دولت عملکرد دولتهای پیشین را زیر سوال میبرد و یا روند توقیف تریبون منتقدین از جمله مطبوعات و سایت ها را در پیش گرفته اند و نمایندگان دولتی مجلس نشین نیز گاهی این روش را همراهی میکنند همگی نشان از نگاه نگران و نا مطمئن دولت نسبت به انتخابات دارد و بدون تردید نگرانی های دولت نهم برای حفظ جایگاه خود دلایل گوناگونی دارد و این دولت در کنار تلاش و مساعی خود برای کشور و کسب موفقیتها ؛ در بسیاری موارد و علی الخصوص مدیریت ؛ اقتصاد و سیاست داخلی ضعفهای نیز داشته است و سوء مدیریت در دولت نهم که نشانه های آن را در نبود برق در تابستان یا گاز در زمستان و تغییر مداوم وزرا و معاونین و عدم ثبات کابینه و مساله مدرک کردان یا قضیه سخنان مشایی و عدم بهره برداری صحیح از درآمد بی سابقه نفتی و تورم و ... مشاهده نموده ایم و یا اعلام نتایج نظر سنجی ها و محبوبیت برخی کاندیدا از جناحهای مختلف سیاسی نسبت به احمدی نژاد و یا عدم ائتلاف و تکثیر آرای اصولگرایان و ایجاد جو و شور حضور و مشارکت گسترده مردمی که به نفع جناح مقابل اصولگرایی خواهد بود و هم چنین عدم تحقق برخی وعده ها و یاد آوری ایام تلخ رد صلاحیت های مجلس هشتم در کنار بسیاری از دلایل دیگر میتواند دغدغه ها و نگرانی های دولت نهم را شکل دهد .
محمود احمدی نژاد پس از انقلاب اسلامی در بسیاری از موارد اولین بوده است ؛ او اولین نفری بود که انتخابات ریاست جمهوری اش به دور دوم کشیده شد ؛ او اولین نفری بود که مستقیماً به رییس جمهوری آمریکا نامه نوشت و ... احمدی نژاد امروز شاید نگران این باشد که مبادا برای اولین بار در تاریخ پس از انقلاب رییس جمهوری یک دوره ای باشد .

این روزها و پس از شروع به کار سایت کلمــه توسط حامیان مهندس موسوی و هم چنین برگزاری همایش زیست مسلمانی در دهه چهارم انقلاب توسط موسسه توحید و تعاون با حضور موسوی و خاتمی و سایر مسایل و تحرکات که حضور وی را بالقوه می نماید ؛ پتانسیل های وی به عنوان شخصی که پس از خاتمی گزینه مطلوب و فراگیر جبهه اصلاح طلبان باشد قابل بررسی است و طبیعتاً اگر از شورای نگهبان به عنوان نهادی که مانعی برای مهندس اصلاحات به حساب نمی آید بگذریم ؛ مسایلی مانند حساسیت های فردی و تقابلات سیاسی مسا ئلی قابل حل می نماید .
همچنین مواردی مانند اجماع کاندیدا که عدم آن یک بار در سال 84 زخم کاری بر پیکر اصلاحات وارد نمود این بار با حضور شخصیتی که در بدنه اصلاح طلبان مقبول است نیز تحقق یافتنی است .
مساله تخریب که متاسفانه این روزها بی پروا و هر روز بر چهره ای خط می اندازد به دلیل مقبولیت مردمی و هم چنین حمایت های صریح امام از ایشان ، نمیتوان گفت منتفی است ، اما قطعاً هزینه بردار و در نهایت به ضرر تخریب گران خواهد بود.
دلیل مطلوب دیگر این که منتقدین وضع موجود که از جناح اصولگرا انشعاب یافته اما بنا به دلایلی، قدرت اجماع با خاتمی را نداشتند به راحتی می توانند با حمایت از نخست وزیر دوران جنگ ، اهداف خود اعم از عبور از احمدی نژاد و یا طرح وحدت ملی را به کام تجربت برند .
البته به دلایلی که در بالا ذکر شد شخصیت مهندس موسوی پیش از این تبلیغات یا نقد ها بر دولت نهم ؛ خود به شخصه در جناح راست نیز دارای پایگاهی است که نباید از این نکته نیز غافل شد .
به هر حال مهندس موسوی حمایت احزاب و گروه های اصلاح طلب را نیز پس از عدم حضور خاتمی در آستین خواهد داشت و با تکیه بر سابقه نیکو و مقبولیت مردمی می تواند رقیبی جدی برای دولتمردان فعلی باشد .
تسلط وی بر چشم اندازبیست ساله و برنامه های بلند مدت به دلیل حضور مستمر در مجمع تشخیص مصلحت نظام و تعهد به اجرای آنها می تواند کشور را مجدد به مسیر برنامه مدون برگرداند .
علی رغم نکات فوق الذکر باید به بیان برخی نکات دیگر نیز پرداخت که در صورت حضور مهندس موسوی به جدّ باید مورد توجه قرار گیرد و آن اینکه بیست سال سکوت ، آن هم در جامعه ایران زمان طولانی به حساب می آید و نسل امروز با شخص مهندس موسوی فاصله ها دارد و پیشینیان نیز با افکار اقتصادی و سیاسی وی هر چند آشنا باشند از ثابت بودن یا تغییر کردن آن بی اطلاع هستند و اینها مسایلی است که باید در اولین فرصت با مطرح کردن برنامه اقتصادی و مواضع سیاست داخلی و خارجی به شفاف شدن موضوع بینجامد .
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
بازتاب مقاله در آینده نیوز و سایت آفتاب
پس از مشخص گردیدن نتایج انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی؛ گروههای سیاسی با توجه به پیام آرای مردم در سطح کــشور نگاه خویش را با دقتی بیش از پیش معطوف انتخابات پیش رو خواهند ساخت که در حالی طی سال آتی برگزار خواهد شد که طبق رویه معمول سایر انتخابات ها درایران، گفتمانی سیاسی در قالب بحث هایی از قبیل پیش بینی نتایج ؛ تخریب کاندیداها ؛ تشویق برای مشارکت عموم مردم ؛ رقابت های حزبی ؛ تردید شخصیت های مطرح برای حضور یا عدم حضور و رد صلاحیت ها و ... به علت حساسیت و جذابیت موضوع از چندین ماه پیش از سررسید تاریخ انتخابات آغاز گردیده و این بار نیز مردم در کنار نهادهای سیاسی شمارش معکوس نزدیک شدن به یکی از موثر ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی را آغاز نموده اند.
معمولا درهر انتخاباتی عوامل بسیاری در شکل گیری و نتیجه آن رقابت نقش دارند ولی امروزه مساله ای که بیش از سایر پارامترهای موثر در انتخابات مورد توجه و بررسی کشورها قرار میگیرد، توجه به نقش احزاب در فرایند یک انتخابات موفق است. زیرا دست یازیدن جوامع به مفهوم دقیق دموکراسی و ایفای جمهوریت در عرصه عمل و النهایة تحقق حکومت مردم بر مردم بدون وجود احزاب سازمان یافته ؛ قانونی و البته موثر غیر قابل تصور خواهد بود و برای دستیابی به این مهم ؛ مردم باید امکان نظارت بر حکومتشان را در کنار پارلمان و سایر نهادهای نظارتی از طریق تشکلهای مدنی – مردمی ؛ نظیر احزاب پیگیری نمایند.
حزب و اصولاً فعالیت تشکیلاتی در ایران به سوابق سالهای خیلی دور و خیلی نزدیک بر میگردد وتجربه ای که مردم از احزابی مانند منافقین ؛ توده یا رستاخیز و کلاً یک نظام تک حزبی در یاد داشته اند، فرصت اعتماد به فعالیت حزبی را از آنان گرفته و این عامل باعث گردیده تا به نوعی رفتار فراجناحی یا تکروی در میدان سیاست باب گردد که طبیعتاً نتیجه چنین رفتاری جز آسیب بر بدنه نوپای تشکل های مردمی درقامت تحزب نخواهد بود .
متاسفانه جایگاه احزاب چه نزد هیات حاکمه و چه در سطح جامعه هیچگاه آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته و همواره شاهد نگاهی مبهم ؛ غیر صریح و گاهاً توام با شک به چنین فعالیتهایی بوده ایم و این در حالی است که با نگاهی به نقش احزاب در سیستم سیاسی سایر کشور ها متوجه این امر خواهیم شد که احزاب درانتخابات با معرفی برنامه ای مدون به شهروندان ؛ پس از کسب رای و پیروزی بدواً با شکل دادن دولت یا مجلس ؛ سکان هدایت کشور را عهده دار شده و با نظارت بر عملکرد یکدیگر کشور را اداره میکنند و به تبع چنین عملی مردم اعم از اعضا یا حامیان حزب ؛ خود را داخل در مناسبات و تصمیمات کشوری حس میکنند.
تنوع موجود دراحزاب برخی کشورها محدود به دو حزب اصلی میشود و تمرکز سیاسی ما بین دو گروه حاضر در آن کشور منتج به سطح آگاهی بالای مردم در انتخابات با توجه به آگاهی قبلی و شناخت کافی از اشخاص مطرح و برنامه های احزاب است که قطعا داشتن چنین آگاهی به سبب تجربه و سابقه پیشین ؛ به انتخاباتی موفق و دقیق منتهی خواهد شد .
در مورد این نوع نظامهای به اصطلاح دوحزبی میتوان به انگلستان با دو حزب کارگر و محافظه کار یا ایالات متحده با دو حزب جمهوری خواه و دموکرات اشاره داشت و همانطور که در رقابت اوباما و مک کین درایالات متحده مشاهده کردیم احزاب در یک فرایند از پیش تعیین شده برای دریافت درصد مقبولیت مردمی کاندیدهای خویش ؛ آنها را در معرض نظر سنجی ها و سایر معیار های سنجش عمومی قرار میدهند و در نهایت پس از رقابت مابین این دو شخص از دو حزب که نقش اساسی در شکل گیری ارکان حکومت را بازی میکنند ریاست جمهور معین میگردد ؛ اما به نظر میرسد بر خلاف نظامهای دو حزبی ؛ در سیستم هایی که در آنها تنوع احزاب بیش از چند حزب بوده روح رقابت در بزنگاه هایی از جمله انتخابات بیشتر باشد. زیرا علاوه بر گوناگونی سلایق و نظرات ؛ جنبه رقابتی - نظارتی بیشتری نسبت به نظامهای دو حزبی وجود دارد که همین امر میتواند نقش بسزایی در ایجاد انگیزه مشارکت عمومی برای مردم داشته باشد ؛ البته نباید غافل شد درصد موفقیت سیستم های حزبی از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت بوده و ممکن است الگوی نظام دوحزبی که در جوامع غرب دقیقاً پاسخگوی نیازها به شمار می آید در سایر کشورها موفق ومقبول تلقی نگردد .
در هر صورت همانطور که ذکر شد فرایند شکل گیری و رفتار حزبی همچنین محدوده اختیارات احزاب در سایر جوامع با فعالیت احزاب در داخل کشور قابل مقایسه نیست ؛ این ضعفی که احزاب از آن آسیب می پذیرند ناشی از علل متفاوتی است که اولین آنرا میتوان بر اصرار شخصیتهای تاثیر گذار سیاسی بر فعالیت فردی و مستقل جستجو کرد وعلاوه بر این میتوان به عدم احساس مسئولیت لازم از طرف مردم برای سرنوشت سیاسی خود اشاره داشت که به نوبه خود باعث ضعف در شکل گیری احزاب با پشتوانه مردمی میشود؛
از طرفی یکی دیگر از موانع بازگشت احزاب به جایگاه اصلی خود این است که برخلاف جامعه جهانی که احزاب ؛ دولت و مجلس را بر سر کار میاورند در داخل کشور این احزاب هستند که از دل دولت و مجلس متولد میشوند و این امر همواره خطر وابستگی احزاب به دولت و به اصطلاح دولتی شدن یک حزب رابه همراه خواهد داشت که حزب را از وظایفی از جمله نظارت بر دولت باز میدارد . مانع دیگر؛ زدن برچسب قدرت پرستی به احزاب میباشد که متاسفانه علی رغم تلاش احزاب همچنان چنین اشتباهی که گاهاً مغرضانه نیز بیان میگردد، رفع نشده است.
این که احزاب رسیدن به قدرت را یکی از اهداف فعالیت تشکیلاتی خود عنوان میکنند، نباید از سوی افرادی که حزب را تشنه قدرت تصور میکنند، به عنوان دستاویزی برای تخریب قرار بگیرد. زیرا رسیدن به قدرت از طریق رای مردم و در شرایطی رقابتی و به صورت کاملاً قانونی و مشروع نه تنها مذموم نیست، بلکه ماهیت فعالیت حزبی آن را طلب میکند و اصولا یک حزب برنامه خود را به عموم مردم ارائه داده و توسط اعضای مردمی تشکیل شده تا در انتخابات شرکت و به قدرت برسد تا مسئولیت اداره حکومت مردم را به عهده بگیرد و این همان ایجاد فضای حکومت مردم بر مردم است که در یک جامعه مردم سالار شکل گیری اش بر دوش احزاب است . علاوه بر این هر حزبی که در انتخابات شرکت میکند قطعاً دارای یک سری برنامه ها و اهداف مشخص است و حضور احزاب گوناگون با برنامه های مختلف میتواند حضور مردم با سلایق متفاوت را در یک انتخابات تضمین کند و مردم با مشارکت در انتخابات به طور ملموسی نقش خود را در اداره حکومت احساس کرده و خود را در اداره کشور سهیم میدانند و در نتیجه نسبت به سرنوشت سیاسی خود احساس مسئولیت بیشتری می کنند .
حضور موسمی احزاب به اصطلاح انتخاباتی یا تن ندادن برخی احزاب به ائتلافهای سراسری نیـز از دیگر موانع موفقیت فعالیت حزبی در انتخابات به شمار می آید . اما نکته ای که باید جدا از این مسایل عنوان شود این است که موانع شکل گیری احزاب در جامعه باعث شده است هزینه هایی را که باید احزاب در مناسبات سیاسی از جمله انتخابات ها متحمل شوند اکنون به علت عدم حضور احزاب در جایگاه اصلی خود متوجه دانشگاه (اعم از اساتید و دانشجویان)؛ مطبوعات و حتی شخصیت های حقیقی بشود .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تاکیید بر فعالیت حزبی از سوی برخی بزرگان انقلاب از جمله شهید آیت الله دکتر بهشتی و تاسیس حزب جمهوری اسلامی ؛ با روی کار آمدن دولت اصلاحات در دهه هفتاد در کنار توجه به توسعه سیاسی و جامعه مدنی ؛ تحزب به عنوان یک نیاز به صورت امری بدیهی و پیشرفته تر از گذشته پیگیری گردید و شخصیت های سیاسی با اندیشه های متنوع متوجه نارسایی پیامشان به مردم به صورت انفرادی و تک تک شده و با گرایش به احزاب و عملکرد گروهی توانستند رونق خاصی به عملکرد تشکیلاتی بدهند و احزاب؛ اعتماد از دست رفته خود را مجدداً به دست آورده و به نوعی با مردم روابط دوستانه برقرار نمودند و تاسیس چند حزب در کنار افزایش فعالتیهای سایر احزاب حاضر در جامعه از مزایای چنین نگاهی به احزاب به شمار می آید که نتیجه آن ایجاد شور و شعور سیاسی در جامعه و حضور بی سابقه مردم در پای صندوق های رای انتخابات های مجلس و ریاست جمهوری بود .
متاسفانه فاصله گرفتن از چنین دیدگاهی و برخورد غیر منصفانه با احزاب نوپا که گاهاً حتی تریبونی برای بیان دیدگاهها ندارند و متهم نمودن به برقراری رابطه با بیگانگان و تخریب چهره ها ؛ لغو امتیاز مطبوعات ارگانی و ... باعث بروز دل سردی مردم و فضای سیاست زدگی خواهد شد و لذا با توجه به نزدیک تر شدن به تاریخ انتخابات ریاست جمهوری و فضای خاص آن از مسئولان امر انتظار میرود با توجه به نقش احزاب در جذب سلیقه های متفاوت مردم با توجه نشان دادن به رویکرد فعالیت حزبی در جهت حمایت از این نهال نوپا اما لازم قدم بردارند .
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی|
نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


