تبليغاتX
خـــانه ســــــیاه اسـت
خـــانه ســــــیاه اسـت

 

این یادداشت در آینده نیوز و تریبون

پس از اعلام حضور رسمی میر حسین موسوی برای کاندیداتوری در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ، زمزمه ها و شنیده ها نشان از میل خاتمی بر ترک صحنه رقابت داشت زیرا او با مردم عهدی کرده بود که یا من یا موسوی و اکنون با حضور موسوی و پایبندی خاتمی به اخلاق سیاسی ، مساله تقریباً روشن بود . تصمیمی سخت و طاقت فرسا که بالاخره گرفته شد و بی شک تاثیر شگرفی بر فضای سیاسی کشور والبته نتیجه انتخابات سال آتی خواهد گذاشت .

محمد خاتمی هشت سال بر جایگاه رفیعترین مقام اجرایی کشور تکیه زده بود و بر بسیاری از موانع و مشکلات کاذبی که از سوی نهانخانه ها هدایت میشد از نزدیک مسلط بود و تمام دغدغه ها و دلمشغولی هایی که پیش از حضور بر سر حساسیت ها ، ترجیحش بر موسوی و ... بیان می داشت قابل درک بود اما عدم تمایل موسوی و میل به تغییر در مردم و جوانانی که در ستادهای خودجوش فرض را بر حضور وی گذاشته و تلاش و مساعی خود را به کار گرفته بودند و هر روز از قاصد روزان ابری داروگ سراغ باران را میگرفتند شرایط را تغییر داد . باران بارید و خاتمی تسلیم خواست ملت شد ، تدبیر الهی را بر تردید خویش برتر دانست و  با جدیت وارد عرصه شد تا روح تازه ای در کالبد ستادها و مردم سراسر کشور دمیده شود . برگزاری همایش های متفاوت با محوریت حمایت از خاتمی ،شوری که در جامعه و فضای سیاسی پس از حضور خاتمی ایجاد شد و سفر به شهر های شیراز و بوشهر و یاسوج و موج استقبال کنندگان ، همه نشان داد فضایی چون دوم خرداد شکل گرفته و عموم مردم میل به تغییر وضع نابسامان موجود دارند ، حتی میشد از لحن و چهره رقبا نیز متوجه شد که خاتمی همچون کابوسی خواب آنان را آنچنان آشفته ساخته که حرف از حذف فیزیکی و ترور میزنند . چرخ روزگار گشت و هنوز هلهله شادی حضورش پایان نیافته بود که بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت .

به همان دلیل که تردیدها را پیش از اعلام حضور محترم میدانستیم اکنون نیز انصراف را از سر تدبیر میدانیم و بی شک همانقدر که هضم مساله برای مردم و حتی اطرافیان خاتمی سخت خواهد بود گرفتنش برای شخص خاتمی نیز دشوار بوده است . اعلام حضور میرحسین موسوی تقریباً یک ماه پس از حضور جدی خاتمی مساله را برای خاتمی دشوار تر ساخت زیرا در سال 76 و 84 که اصلاحات و خاتمی یک پارچه در پی حضور موسوی بود ، سکوت تنها پاسخی بود که می شنید اما اکنون که خاتمی آنهم پس از رایزنی های متفاوت با موسوی وارد صحنه شده بود ، حضور موسوی سوالات فراوانی را در ذهن حامیان خاتمی ، هوادارن موسوی و کلاً اصلاحات ایجاد نمود . شاید این انتخابات تا همین مرحله ثابت نموده باشد که اصلاحات باید از درون اصلاحات آغاز شود .

قطعا خاتمی اخلاق را بر سیاست ترجیح داده و این برای مردم قابل تقدیر است اما هزینه های این تصمیم شاید مساله ای نباشد که طی روزهای کوتاه منتهی به انتخابات قابل حل باشد . گسست جدی میان هواداران و فضای سرد و یاس آلود جوانان کشور که برای تغییر وضع موجود دل به خاتمی دادند یا آن عزیزان بوشهری و شیرازی که آن چنان رسم میهمان نوازی را به جا اوردند نیاز به عزم جدی کاندیدای باقی مانده دارد که دوباره حول محوری جمع و احیا شوند . از طرفی شرایط طوری پیش رفت که دلیل عدم حضور خاتمی ، حضور موسوی تعبیر شد و بر بزرگان اصلاحات است که شرایط را طوری پیش ببرند که جو خصمانه دامان اصلاحات و شخصیت هایش را نگیرد .

نیک میدانیم که غیبت خاتمی میل باطنی جناح رقیب و دولت نهم بود که به انحای مختلف از توقیف ها و فیلتر های تریبون های مختصر خاتمی گرفته تا ممانعت از سخنرانی ها در شهرستان آنرا نشان داده بودند و اکنون آسوده سر بر بالین خواهند گذاشت . نکته پایانی اما تفکر و  سیاست میرحسین است که سخنی از اصلاحات یا خاتمی نمیزند و به شدت به دنبال حرکتی فراجناحی است ، گفتنی است که اولاً با این دید مشکلی برای شرکت همزمان کاندیدی اصلاح طلب و کاندیدی که اصرار بر فراجناحی بودن دارد نبود و ثانیا اگر میر حسین کاندید جناح اصلاحات است پس چرا چنین مطلبی از فحوی کلامش فهمیده نمیشود. عید امسال عیدی بود که به همراه خود تلخ ترین عیدی سال نو را داشت ، تلخی انصراف از حضوری که نتیجه ماهها تلاش بود و شهد شیرینیش دیری نپایید .

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت توسط آرش کامـــرانی| |

جناب آقای سید محمد خاتمی

ما وبلاگ‌نویسان امضاکننده این نامه با در نظر گرفتن مجموعه شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی امروز کشورمان، ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری جنابعالی، تداوم حضور شما در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری را نیاز کنونی جامعه ایران می‌دانیم.

 

پ.ن مهم: برای امضای این نامه، نام و آدرس وبلاگ و در صورت تمایل نام و نام خانوادگی خود را در قسمت نظرات این وبلاگ وارد کنید. امضاهای این نامه به سید محمد خاتمی و ستاد انتخاباتی ایشان ارائه می‌شود.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت توسط آرش کامـــرانی|

این یادداشت در آینده نیوز ، آفتاب و تـریبون

سرانجام میر حسین موسوی نیز به عنوان کاندیدا گام بر عرصه رقابتهای انتخاباتی گذاشت و با صدور بیانیه ای جو سیاسی حاکم بر تبلیغات انتخاباتی جناح ها را تحت تاثیر خود قرار داد ، البته بنا به حضور قبلی سید محمد خاتمی این خبر بیش از اینکه حول محور شخص موسوی ، برنامه ها و دلایل حضورش باشد متاسفانه به سمت مطرح شدن بحث انصراف خاتمی کشیده شده و تحلیل شد .

از آنجا که بر این باوریم در مجموعه اصلاح طلبان تدبیری حاکم است و شخص خاتمی نیز اعلام حضور خود را با احترام به دیگران بیان کرده و گفته بود جا را بر هیچ کاندیدی تنگ نخواهد کرد ، پس اینکه هنوز خاتمی در مورد حضور موسوی واکنشی نشان نداده و سخنی نرانده ما این چنین به صرافت بیافتیم که خاتمی نباید صحنه را ترک کند یا اگر خاتمی انصراف بدهد چنین وچنان میشود روندی صحیح به نظر نمیرسد . خاتمی پس از عبور از کوچه پس کوچه های ترید با جدیت اعلام حضور نمود و با چشم خود موج ایجاد شده مردمی را در سفر به شهرستانها مشاهده کرده است ، پس تکلیف حضور و ماندن وی بیش از انصراف و ترک صحنه است و این امری است که خاتمی خود به نیکی بر آن واقف است .

به هر حال اصلاحات در این مدت با حجم سنگینی از تبلیغات رسانه های رنگین و گوناگون جناح مقابل مواجه بوده و القای این ذهنیت که آشفتگی در میان اصلاح طلبان رو به افزایش است باعث نگرانی هایی از این دست در بدنه اصلاح طلبان میشود اما به نظر نگارنده برنامه اصلاح طلبان تا به امروز گرچه آهسته و به مرور بوده اما در حال پیشروی به سمتی صحیح است و پس از اعلام حضور میر حسین موسوی نیز از مسیر خود خارج نشده و این حضور باید به فال نیک گرفته شود زیرا که نفس این حضور یا حضور های احتمالی دیگر در این مقطع یعنی قبل از روز ثبت نام میتواند فرصتی باشد برای اصلاح طلبان که در این فقر رسانه ای هر کدام از کاندیدا بخشی از آرای جامعه را به خود جذب کنند ، قطعا موسوی میتواند احیاگر بخشی از این آرا باشد همانطور که حضور خاتمی نیز بخش اعظمی از آرای اصلاح طلبان را هشیار و به دنبال خود خواهد داشت ، حتی حضور عبد الله نوری نیز میتواند بخشی دیگر از بدنه آرای خاموش اصلاح طلبان جامعه را زنده کند ، اتفاقاً اعلام حضور ها در این مقطع از یک جناح نشان دهنده پویایی و هم چنین ظرفیت بالای اصلاحات است که در کادر خود چندین نفر را با ظرفیت بالای اجرایی هم چون ریاست جمهوری دارد .

با توجه به رایزنی های این دو عزیز پیش از اعلام حضور خاتمی اینکه بگوییم اختلافات در حد گسترده و جدی است یا اصلاح طلبان به اجماع نخواهند رسید و ... شاید درست نگفته باشیم بلکه در این حضور هم خاتمی نفع دارد و هم موسوی ، به عبارتی دیگر باید گفت میر حسین موسوی با این اعلام حضور و شکستن قفل سکوت بیست ساله پس از عدم حضور در سال76 و 84 این بار سخنان ، پیامها و نگرانی های خود را با عنوان نامزد که قطعا برد بیشتری در جامعه دارد بیان خواهد کرد و اما نفع خاتمی این است که پس از انصراف محتمل موسوی به نفع خاتمی ، یک کاندیدا با ظرفیت بالا و هوادارانی که داشته و به دست آورده به حمایت از او برخواسته اند که میتواند اقبال به خاتمی را در جامعه بیش از پیش سازد . به هر حال اینکه سخن یا من یا موسوی به هم من هم موسوی تبدیل شود با شناختی که از این دو عزیز است تقریباً محال به نظر میرسد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت توسط آرش کامـــرانی| |

                                          

                                                                این یادداشت در نـــوروز

این مساله که مردم از ارکان اصلی نظام در بزنگاهی مانند انتخابات انتظارعملکردی فراجناحی و رفتاری بیطرف داشته باشند انتظاری کاملا به حق و عقلانی است ؛ ستونهای اصلی خیمه نظام از جمله شورای نگهبان همواره با عملکرد خود به دنبال اجرای وظایف مقرر در قانون اساسی بوده و سعی در بیطرف ماندن یا حداقل بی طرف نشان دادن خود درعرصه های مختلف سیاسی از جمله انتخابات داشته است .

شورای نگهبان به عنوان نهادی که مستقیما در نحوه شکل دهی و برگزاری انتخابات نقش دارد به نوعی مهمتر و تاثیر گذارتر از سایر نهادهای مرتبط با انتخابات به شمار میرود و دیدگاه عموم مردم از این نهاد بیش از نهادهای دیگر بوده و لذا انتظار بی طرفی و عملکردی عادلانه را از این شورا دارند . اگر از مسائل پیش از شکل گیری دوم خرداد بگذریم باید اذعان بداریم که پس از انتخابات دوم خرداد در سال 76 ؛ متاسفانه در رفتار شورا شاهد برخی تصمیم هایی بودیم که رفته رفته رنگ و بوی جناحی و حزبی به خود گرفت و در سال 78 بر سر انتخابات مجلس ششم آن اتفاقات مربوط به ابطال برخی صندوقها و تقابل دولت با شورا روی داد و اوج این عملکرد نیز به دوران رد صلاحیت های گسترده ای که در مجلس هفتم اتفاق افتاد برمی گردد که کنشی بود برای واکنش قهر مردم از انتخابات ؛ که سرانجامی هم غیر از کاهش مشروعیت مردمی مجلس نسبت به مجلس های پیشین در بر نداشت و تاسف بارتر اینکه این روند در انتخابات مجلس هشتم نیز به صورت گسترده تر و بی سابقه در راستای حذف کامل کاندیدای تاثیر گذاریک جناح ادامه یافت و باز هم نتیجه اش حداقلی ترین حضور مردم در پای صندوق های رای بود .

عملکرد جناحی هنگامی به وضوح روشن میشود که عده ای که در دور قبل ازسوی همان افراد شورا صلاحیتشان مورد تایید قرار گرفته است امروز به علت برخی اظهار نظراتی که به میل افراد تشکیل دهنده شورا خوش نیامده رد صلاحیت میشوند ؛ گویی نه انگار که همین فرد روزی بر کرسی مجلس نشسته و رای او در مصوبه های مجلس تاثیر گذار بوده است .

البته عکس این هم ممکن است پیش بیاید یعنی باشند عده ای که حتی به عنوان مخالفین قانون اساسی و حامی بیگانگان رد صلاحیت شده باشند اما امروز به علت برخی رفتار و گفتار تایید صلاحیت بشوند . این مدل الگوی رفتاری یک پارادوکسی را در عملکرد اعضای شورای نگهبان برای سنجش صلاحیت کاندیدها نشان میدهد که در نهایت اگر ضرری برای نظام و کشور نداشته باشد حاوی هیچ سودی هم برای مردم نخواهد بود .

در اینجا باید به هدف ایجاد شورای نگهبان طبق قانون اساسی نظری بیفکنیم و بررسی کنیم تا بدانیم انتظاری که قانون از شورای نگهبان دارد چگونه است ؛ همانطور که میدانیم کار شورای نگهبان علاوه بر بررسی و تطبیق قوانین مصوب مجلس با شرع و قانون اساسی ؛ بررسی و تایید صلاحیت کاندیدها در هر انتخاباتی اعم از مجلس و ریاست جمهوری را هم بر عهده دارد که طبیعتا هدف از دادن چنین مسئولیتی به شورای نگهبان برگزاری یک انتخابات سالم و رقابتی و با حضور پررنگ مردم برای سرافرازی نظام است و اگر چنین هدفی نبود اساسا نیازی هم به سپردن این وظیفه به شورا احساس نمیشد .

از اساسی ترین وظایف شورا سنجش و در نتیجه تایید یا رد صلاحیت کاندید ها میباشد و به علت حساس بودن این وظیفه بار سنگینی را از نظر معنوی بر دوش شورای نگهبان میگذارد زیرا شاید با رد صلاحیت نا حق یا اشتباه ؛ در بازخورد اجتمای اثرات سوئی بر فرد و خانواده یا حتی جامعه تحمیل نماید . سوالی که به طور طبیعی در ذهن پیش می آید این است که آیا شورای نگهبان برای تایید صلاحیت افراد معیار مشخص و منظمی دارد که افراد را با آن معیار اخلاقی و عرفی و قانونی مورد سنجش و تطبیق قرار دهد یا اینکه افراد را با گرایش ها و تفکرها و تصورهای خود محک میزند ؛ میدانیم که دخالت نظرات شخصی و خارج قانون و شرع نه به نفع نظام و مردم و نه به سود شورای نگهبان و کاندید ها است و صرفاً سیاسی نگریستن به یک کاندید ممکن است در طولانی مدت به استبداد نظری ختم شود ؛ لذا در کار شورا باید در ابتدا بیطرفی و ثانیا عملکردی در چارچوب قانون موج بزند نه اینکه شورا خود را نهادی فرا قانونی مفروض بداند و طبق معیارهای شخصی یا مقتضیات دوران افرادی را رد یا تایید صلاحیت کند تا خدای نکرده افرادی لایق از دسترسی به جایگاه خود باز بمانند یا افرادی نا لایق در عرصه حکومت وارد شوند .

اصرار بر استفاده از همان روش ها که شامل طرد برخی کاندیدها و جلوگیری پیشاپیش از کاندیداتوری برخی احزاب که قطعا فارغ از نتیجه انتخابات به شکل گیری حزب و عملکرد حزبی به عنوان یک کار گروهی ضربه خواهد زد و علاوه بر انها ایجاد فضای قهر مردم از انتخابات و اعتراضهای کاندیدا از عملکرد یک سو نگر؛ در نهایت موج نارضایتی از شورای نگهبان را به عنوان رکنی از ارکان جمهوری اسلامی به دنبال خود خواهد داشت که اصلا چنین نتیجه ای از آن انتظار نمی رفته است .

البته باید به این نکته هم اشاره کرد که این دست اعتراضات نه از سوی کاندیدها به طور جدی پیگیری میشود تا کاملا حل و فصل شود نه از سوی قوای حاکم راه حلی برای پیشگیری ارائه میشود لذا نتیجه این میشود که در هر انتخاباتی با چنین اعتراضاتی که عموما نیز بعد از مدتی کوتاه خاموش میشود روبرو هستیم که مجددا با انتخابات دیگراز سر گرفته میشود و نشان از حل نشدن موضوع به طور اساسی و صحیح دارد . پس میتوان گفت چیزی که لازم است و به نظر ضروری میرسد این است که باید روش و نحوه برخورد را دستخوش تغییر قرار داد و فراجناحی عمل نمود تا انتخاباتی که رقابتی بودن جز لاینفک آن است را به نمایش گذاشته و به جای برخی رفتار نابجا که مانع حضور و خود نمایی افراد و کاندیدها میشود با ایجاد حس رقابت و تنوع در حضور کاندیدها از طیف ها و گروه ها و احزاب مختلف مشروعیت مردمی نظام را بالا برد .

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت توسط آرش کامـــرانی| |
 

 

این یادداشت در آینده نیوز و دیلم نیوز

این مساله که رقم زدن سرنوشت هر شخص در ید اختیار خویش باشد به نوعی مطابق با احکام و موازین دینی و فلسفی بوده و در عرصه پهناور سیاست نیز، اجتماعی از افراد که به نام مردم یا ملت یک کشور شناخته میشوند تنهاترین عامل روشن کننده سرنوشت سیاسی حال ، آینده خود و کشور به شمار می آیند ، لذا مطرح شدن جمهوریت پس از نظام های خودکامه یا سلطنتی موروثی به عبارتی بازگشت قوه اختیار مردم برای پدید آوردن دولتهای دلخواه و اکثریتی بوده است .

در ایران پس از سپری شدن تاریخ چند هزار ساله حکومت های موروثی و علی الخصوص پس از پایان سلطنت قاجار و پهلوی در دوران معاصر، امام خمینی با مخاطب قرار دادن مردم کوچه و بازار که سالها از سر بی تفاوتی حاکمیت نادیده گرفته شده یا سرکوب میشدند انقلابی را رهبری کرد که رفیع ترین افتخارش حضور ملت و خواست مردم بود . امام بی مفهوم و عبـث بر جمهوریت این نظام اسلامی تاکید نداشت بلکه به نقش مردم در آیین مملکت داری و لزوم دخالت آنان در مسایل اساسی سیاسی ، اقتصادی و دینی و هم چنین خدمتگزاری برای همین مردم ، باور و ایمان قلبی داشت . حضور مداوم و حماسه ساز مردم در انقلاب ، جبهه های جنگ و روزهای تلخ و شیرین سپری شده تا به امروز موید حضور مردمی است که از ماقبل مشروطیت در کوی و برزن تاریخ به دنبال حکومت مردم بر مردم و احیای ایفای نقش در حاکمیت و النهایه مردم سالاری بودند . دولتی که خود را بر آمده از رای مردم میداند باید موظف به پاسخگویی و محترم شمردن تک تک آرایی باشد که بنا به امید و انتظاری به وی داده شده است .

با نزدیک شدن به موسم انتخابات و تهییج فضای سیاسی کشور، باز هم سخن از نقش مردم از هر تریبون و جلسه ای به گوش میرسد و متاسفانه سخن راندن از مردم گاهی با سوء استفاده های تبلیغاتی یا مصادره مردم به نفع خویش از سوی جناح و دسته ای خلط میگردد . در این شرایط که علاوه بر تکثر کاندیدا و نگاههای متفاوت انتخاباتی در سپهر سیاسی ایران حضور دو نامزد که فارغ از شخصیت هایشان نماد و سنبل دو گفتمان جدا از هم هستند جدی تر به نظر میرسد ، لذا هدف این است که در این مقال به دور از شعارها یا گفتگوهای فعلی و امروزی که رنگ و بوی صندوق رای ، تبلیغات و شعار دارد ؛ نگاهی به گذشته و توجه به میزان بازیگری مردم در نقشه سیاسی محمود احمدی نژاد و محمد خاتمی به عنوان مطرح ترین کاندیدای رقابت ریاست جمهوری سال آینده بپردازیم .
پاسخگویی دولت به مردم نیازمند عبور از دو مرحله است ، اول آنکه دولت ، ملت را ولی نعمت خویش بداند و دوم اینکه با محترم شمردن آنها اصل پاسخگویی و شفاف سازی را لازم بداند . متاسفانه در چند سال اخیر برخلاف گذشته که دولت ، نه از سر تبلیغات و فریب بلکه به دلیل اصل ولی نعمت دانستن مردم ، پاسخگویی بر سر مسائلی هم چون کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای و ... را وظیفه خود میدانست ، امروزه مسایلی مانند سخنان معاونت ریاست جمهوری من باب دوستی با ملت اسرائیل یا حواشی مربوط به مدرک وزیری از کابینه نهم یا ثروت بی شمار وزیری دیگر جو سیاسی کشور را مغشوش نمود که با روند در پیش گرفته شده توسط رییس دولت در مقابل تمام نهادهای مردمی اعم از دانشجویان و جوانان و حتی برخی مراجع تقلید برای عدم برکناری کردان و مشایی ، بخشی از اعتماد ملت به دولت نیز کاسته شد . در آن مقاطع نیاز به پاسخگویی و شفاف سازی دولت به شدت احساس میشد اما نه تنها پیام عذر خواهی و یا پاسخی روشن برای مردم ارسال نشد بلکه نهاد از ملت برخواسته ی مجلس نیز که برای احقاق مطالبات مردم در آن مسایل اقدام نمود از سوی دولت به بی قانونی متهم شد .

دولت نماینده یک کشور بوده و موظف است پژواک صدای تمام ملت باشد نه اینکه تنها بخشی از آن را نمایندگی کند ، اینکه در مجامع عمومی و خصوصی سنگ مردم به سینه زده شود و در نقطه تلاقی نیاز مردم و اهداف سیاسی و جناحی صفحه به ضرر مردم بچرخد مساله ای نیست که از چشم تیز بین مردم دور بماند ، لذا روند توقیف و فیلتر آنچه نمیخواهند بشنوند یا حذف و ردصلاحیت آن کس که نمیخواهند در صحنه باشد در مقابل امتیاز دهی به صدایی که خوشایند شنیدن بوده و تایید صلاحیت کسانی که محبوب دولتند روندی است که بخشی از بدنه جامعه را بی تریبون کرده و دولت را از جایگاه بلند نماینده یک کشور ، به سخنگوی یک جناح خاص تقلیل خواهد داد ، شاهد این مساله از روند رو به رشد توقیف روزنامه ها یا فیلترینگ سایت ها و عدم تایید صلاحیت افرادی که منتقد دولتند در انتخابات مجلس هشتم و عملکرد وزارت کشور دولت نهم که از شورای نگهبان برای رد صلاحیت پیشی گرفت به وضوح روشن است .

در دورانی که به بهار مطبوعات معروف گردید ، دولت اصلاحات سعی در انعکاس صدای تمام ملت در قالب دولت نمود ، سعی نمود تا با شعار قرار دادن زنده باد مخالف من فضا را حتی برای مخالفین و منتقدین خود باز گذارد تا از سویی آستانه تحمل منتقد را بالا ببرد و از سویی با قرار دادن تریبون های مختلف برای صداهای متفاوت و شعار تبدیل معاند به مخالف و تبدیل مخالف به موافق راه را بر رسانه های بیگانه که از تنگنای رسانه های داخلی بهره برده و بیننده جذب میکنند ببندد .

در بزنگاه انتخاباتی نیز باید گفت که انتخابات شورای شهر دوم یا مجلس هفتم علی رغم اینکه نتایجه اش مورد دلخواه جناح اصلاح طلب نبود اما وزارت کشور و شخص رییس جمهور به خواست ملت و انتخاب مردم سر تعظیم فرود آوردند . خاتمی با تکیه بر مردم سالاری هدف خویش را توسعه سیاسی اعلام نمود که بازیگر نقش اول آن مردم بودند و بارها بر سر این مساله ایستاد ، وی با احیای اصل شورا ها از قانون اساسی که به حضور و دخالت هر چه بیشتر مردم در صحنه اول سیاسی کشور منجر می شد باور درونی خود را به لزوم نقش آفرینی مردم نشان داده است . گفتمان مردم سالاری دینی و اینکه اگر خواستار برتر بودن دین محوری در جهان هستیم مفاهیم آزادی و مردم سالاری را از زبان دین بزنیم ، خود بزرگترین خدمت به دین و نگاه نو به این مقوله جهان شمول است .

حال خاتمی بعد عبور از تردیدها باز هم خواست ملت را بر تصمیم خود ارجح دانسته و در عرصه انتخابات حضور به هم رسانده است تا یادآور روزهایی باشد که اصلاحات با اقبال آرای بیست ملیونی و بی سابقه به شیرین نگاهی شور انگیز آغاز گردید . میدانیم که این روزها عده ای از محبوبیت وی و شانس پیروزی او دل آزرده اند اما کاش به جای روند تهدید وتخریب خاتمی روش کسب محبوبیت او را که احترام واقعی به خواست ملت و با ملت قدم برداشتن بود را می آموختند . به هر حال فارغ از نتیجه ای که صبح انتخابات خـــرداد هشتاد و هشت اعلام خواهد شد ، خاتمی همواره با مردم و در میان مردم محبوب باقی خواهد ماند .

نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت توسط آرش کامـــرانی| |