این یادداشت در آینده نیوز پس از انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات دور دهم ریاست جمهوری و ترجیح اخلاقی بر تکلیف سیاسی از سوی وی ، هواداران و ستادهایی که ماهها تلاش خود را صرف به صحنه آوردن او کرده بودند و در آستانه عید نوروز به استقبال بهاری ترین بهار میرفتند دچار نوعی سردرگمی شده و در فضای ابهام و تردید فرو رفتند. مجموعه اصلاح طلبان از سویی با امتناع خاتمی روبرو شده و از طرفی از حضور موسوی که باعث چنین انصرافی شده بود دلگیر بودند هرچند که از تکروی شیخ اصلاحات نیز گله داشتند. با اعلام حمایت های صریح رییس جمهور پیشین از آخرین نخست وزیر دوران پس از انقلاب و همچنین موضع گیریهای میر حسین موسوی در مورد موضوعات اقتصادی ، سیاسی و همچنین نقد عملکرد دولت نهم مسیر حرکت های بعدی اردوگاه اصلاح طلبان تا حدودی مشخص شد . تاکید خاتمی بر روی مساله تغییر سازنده وضع موجود و قابلیت موسوی برای دست یابی به این مهم موضوعی بود که در جلسات متفاوت و با بیانات گوناگونی از سوی خاتمی مطرح شد و با گذر زمان و اعلام برنامه های اقتصادی و سیاسی موسوی و کروبی در محافل خبری تا حدودی از فشار رسانه ها و بزرگان اصلاحات بر روی خاتمی کاسته شد و توجهات به سمت گزینه موسوی و کروبی منعکس شد . پس از انصراف خاتمی و عدم کاندیداتوری قالیباف،عبدالله نوری،پورمحمدی و ...هم چنین با پایان یافتن مهلت ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری و نام نویسی چهار کاندید سرشناس و مطرح ، صفوف انتخاباتی جناحین سیاسی کاملا روشن شده است و اکنون زمان انتخاب گزینه اصلح از سوی مردم فرا رسیده است. این مساله که چون گذشته در پس کوچه های زمان سپری شده به دنبال مقصر قضایای پیش آمد بگردیم یا با دمیدن در بوق تحریم فرش قرمز دیگری زیر پای پاستور نشینان فعلی بیاندازیم دقیقاْ در مسیری حرکت کرده ایم که مطلوب حامیان ادامه وضع موجود است. تجربه انتخابات های گذشته به خوبی نشان داده است که نوید هیچ تغییری در پشت پرده تحریم و بی تفاوتی نهفته نیست بلکه اگر امیدی هست ، در صندوق آرا قابل دسترسی است ، خالی کردن میدان یا متهم نمودن و مقصر جلوه دادن نیروهای هم طیف و تن دادن به انفعال ، نتایجی غیر از وضع فعلی را به ارمغان نخواهد آورد . اعلام حمایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ایران اسلامی به علاوه حمایت رسمی حزب کارگزاران و مجمع روحانیون مبارز که بار معنایی خاصی را به دنبال خود داشت به علاوه دیگر حمایت های اجتماعی و دانشگاهی شکل گرفته از میر حسین موسوی با تکیه بر قابلیت های مدیریتی موسوی که تجربه موفق آن در دوران دفاع مقدس به نیکی در یاد مردم مانده است و همچنین خاطرات همراهی وی با حضرت امام و دیدار هایش با هاشمی رفسنجانی و حمایت مستمر خاتمی ، در مجموع ظرفیتی را برای تغییر وضع موجود شکل میدهد که به سادگی آن هم در بحبوحه فعلی که سکوتی بیست ساله نیز وادار به شکسته شدن شده است قابل چشم پوشی نیست . طبیعتاً با اعلام حمایت جوانان و ستادهای خود جوش و مردمی مانند یاری ، موج سوم ،ستاد ۸۸ و پیوستن سایر احزاب اصلاح طلب به اجماع شکل گرفته حول محور میرحسین ،میتوان با ایجاد تعامل با دیگر کاندید جناح اصلاح طلب راهی مطمئن برای گریز از وضع موجود داشت . سفرهای تبلیغاتی به شهرستانها و استقبالی که هر روز پر شور تر میشود و تشکیل ستادهای انتخاباتی ، همچنین اقبال اصولگرایان منتقد دولت نهم به میر حسین موسوی که خاطرات خوشی را از دهه شصت دارند میتواند راه را برای کسی که آمدنش را برای پیروزی تعبیر کرده است بگشاید . در پایان باید گفت به هر حال شاید در چندین ماه اخیر که مساله انتخابات فضای سیاسی حاکم بر کشور را تحت تاثیر قرار داده است خاتمی مطلوب ترین گزینه مطرح شده برای اصلاح طلبان به شمار میرفت اما باید واقع بین بود و باید پذیرفت که خاتمی انصراف داده است و حتی اگر بدون خاتمی به اصلاحات آرمانی نتوان رسید حداقل وضع موجود به طریقی که مطلوب ترین طریق در برحه کنونی و حساس به حساب می آید قابل تغییر است . این یادداشت در آگاه سازی پس از سپری شدن چهار سال از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد اکنون زمان آن فرا رسیده است تا همچون هر مدیر یا رییسی که در پایان مدت خدمت ، به فعالیت و کارنامه کاری اش نگاهی انداخته میشود در عملکرد دولت نهم نیز تاملی نماییم تا از این بررسی هم مجال سنجش و میزان موفقیت داشته باشیم هم فرصت مقایسه و تحلیل ، علی الخصوص که به احتمال قریب به یقین ایشان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال جاری نیز هستند و این طبیعی است که کارنامه ایشان مورد بررسی قرار گیرد . 9) آیا ضعف مدیریت منابع که در قطع برق در تابستان یا قطع گاز در زمستان نمود داشته و مردم را در مضیقه قرار داد و همچنین عدم بهره برداری صحیح از کلان ترین در آمد نفتی پس از انقلاب و رشد تورم و بیکاری یا معضل کاهش بی حساب ، حساب صندوق ذخیره ارزی و معضل بودجه هشتاد و هشت و ضعف سازمان ورزش در ضعیف ترین المپیک یا راه یابی به جام جهانی فوتبال و ...همگی ناشی از ضعف مدیریتی و برنامه ریزی دولت نهم نبوده ؟ و آیا در مفقود شدن یک میلیارد دلار درآمد نفتی و طرح تحول اقتصادی که با عدم اقبال مجلس روبرو شد و هم چنین مالیات ارزش افزوده و نحوه اجرای آن که سبب تعطیلی بازار برای اولین بار پس از انقلاب شد یا بزرگنمایی آماری و عدم تحقق وعده های استانی و نابسامانی اوضاع اقتصادی مردم و موج گرانی نشان از برنامه ریزی صحیح اقتصادی وجود دارد ؟ این یادداشت درآینده نیوز و میزان تا حدود کمتر از دوماه دیگر تکلیف یکی از مهمترین رقابت های انتخاباتی در تاریخ انقلاب اسلامی مشخص خواهد شد و از ماهها پیش احزاب و گروههای سیاسی در صدد رصد کردن وضع موجود ، حمایت از کاندیدای مورد نظر ، رایزنی و ... هستند و علی رغم اینکه جناح اصلاح طلب با تمام سرمایه های خود کار را آغاز نمود و سپس با انصراف خاتمی ، حلقه حمایت های خود را حول محور میر حسین موسوی شکل داده و با تشکیل ستادهای انتخاباتی ، سفرهای تبلیغی کروبی و موسوی و ارائه طرح هایی مبنی لزوم اجماع و ... به شدت فعالیت کرده و به پیش میرود در سوی دیگر سپهر سیاسی کشور یعنی جناح اصولگرا چندان رغبتی برای استقبال از بهار سیاسی (انتخابات) دیده نمیشود و بزرگان اصولگرا نیز در یک سر در گمی به سر میبرند و همه چیز برای آنان در سایه ای از تردید فرو رفته است . 
پوشش اخبار گروهها و ستادهاي مردمي حامي مير حسين موسوي بويژه در ميان اصلاح طلبان و نقد عملكرد نهم از جمله رويكردهاي سایت موج سبـــز است.
اين سايت در آدرس www.mowjesabz.com قابل دسترسي كاربران است. 
همواره از ادوار گذشته تا امروز در انتخابات ها و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری در کنار نامزدهای اصلی دو جناح سیاسی موجود ، افراد دیگری نیز پا به عرصه رقابت گذاشته اند که بنا به دلیل سوابق مدیریتی و ... چهره ای شناخته شده و دارای وزن اجتماعی – سیاسی هستند اما کاندیدای مطلوب و اصلح طیف خود نیستند یا کسانی دیگر که علی رغم مطرح بودن نام و سوابقشان مساعی خود را جهت حضوری مستقل به کار می بندند ، این دسته از نامزدهای انتخاباتی عموما در انتخابات ها تحت عنوان کاندیدای سایه شناخته میشوند .
به طور مثال رضا زواره ای و محمد ری شهری در انتخابات دوم خرداد 76 هر کدام با 772 هزار و 742 هزار رای سوم و چهارم شدند که فاصله بسیاری با دو کاندیدای اصلی جناههای سیاسی یعنی سید محمد خاتمی و ناطق نوری داشتند . همین طور میتوان از محسن مهر علیزاده با آرایی بیش از یک میلیون در خرداد 84 نام برد و در انتخابات پیش رو نیز از محسن رضایی و هم چنین با کمی تسامح از مهدی کروبی به عنوان کاندیدای سایه برای دو کاندیدای اصلی یعنی میر حسین موسوی و احمدی نژاد نام برده میشود .
نامزدهایی که به آنها اشاره شد تاثیرات متفاوتی را بر روند انتخابات و شکل گیری نتایج آن می گذارند ، گاهی برخی افراد با حضور در صحنه نماینده قشری می شوند که بنا به دلیل نداشتن نماینده مقبول قصد تحریم انتخابات را دارند و بدین سبب با حضور این افراد که شاید کاندیدای اول و اصلی نباشند اما با ورود به عرصه سبب بالا رفتن مشارکت عمومی می شوند ، با نگاهی به لیست نامزد های ریاست جمهوری در دور اول ریاست جمهوری علی رغم میل مردم انقلابی به حضور در پای صندوق های رای و آرای بالای بنی صدر ، حضور دیگر کاندیدها باعث مشارکت حداکثری در آن زمان بود ، همانطور که در این دوره نیز از عبدالله نوری به عنوان کاندیدایی که می توانست طیف قهر کرده از صندوق های رای را نسبت به انتخابات حساس کند نام برده می شد .
گاهی تاثیر حضور کاندیدای سایه در انتخابات باعث شکل گیری تکثر آرا و کشیده شدن انتخابات به دور دوم میشود ، همانطور که در انتخابات سال 84 شاهد آن بودیم ، هر طیف با چندین نامزد وارد گود رقابت انتخاباتی شد و به دلیل تنوع کاندیدها دست مردم برای انتخاب نماینده خود بازتر شد و لذا رای واحد حول کاندیدی واحد شکل نگرفت و انتخابات برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی به دور دوم کشیده شد ، امری که در انتخابات پیش رو نیز با حضور کاندیدای سایه و احتمال قریب به یقین عدم شکل گیری اکثریت بالای پنجاه درصد آرا حول کاندیدای واحد بعید و دور از ذهن نیست .
حضور نامزدهای فرعی گاهی نیز باعث برهم خوردن ائتلاف ها و اجماع ها می شود ، شاید مصداق بارز این مساله ، دبیر کل حزب اعتماد ملی باشد که علی رغم حمایت اکثر احزاب ، گروهها و نهادهای مدنی اصلاح طلب از دیگر کاندیدای این طیف به عنوان کاندیدا ثبت نام کرده و به نوعی از اجماع شکل گرفته عبور نموده است . شکسته شدن اجماع و ائتلاف در ادوار گذشته از جمله شورای شهر دوم یا مجلس هشتم نیز سبب شکست برای طیف اصلاحات شده بود .
البته گاهی حضور این دست از نامزدها نشانه هایی از بروز اختلافات درون جناحی را همراه خود دارد که شاید در مقاطع دیگر قابل کتمان باشد اما در بزنگاه انتخابات به ناچار آشکار می گردد ، رقابت کروبی – معین در سال 84 که در نهایت و پس از انتخابات به انشعاب کروبی و تاسیس حزب اعتماد ملی منجر شد و امروز رقابت احمدی نژاد - رضایی که نشان دهنده نارضایتی اصولگرایان از روند موجود بوده و البته این نارضایتی بارها از زبان لاریجانی ، ناطق نوری و قالیباف یا دیگر سران جناح اصولگرا شنیده شده است اما در عرصه رقابت انتخاباتی خود را در قالب محسن رضایی مطرح و علنی ساخته است .
ناگفته نماند که برخی از کاندیداهای سایه نیز با علم به عدم رای آوری صرفا جهت استفاده از فضای تبلیغات یا بیش از پیش مطرح شدن خود و طیف منسوب به خود در جامعه وارد فضای انتخابات می شوند که در ادوار گذشته نیز مصادیق زیادی دارند . باید گفت گاهی هم این کاندیدای سایه حضور می یابد تا انتخابات شکل رقابتی به خود بگیرد ، امری که در دور پنجم ریاست جمهوری شاهد آن بودیم و شیبانی ثبت نام کرد تا هاشمی رفسنجانی رقیبی داشته باشد ، هرچند که شیبانی خودش عنوان کرد به هاشمی رای خواهد داد .
به هر حال در این دوره از انخابات نیز بی شک کاندیدای سایه تاثیر مستقیمی در شکل گیری نتایج خواهند داشت ، امید است این حضور و این مشارکت در پایان به نفع مردم و کشور عزیزمان باشد .
بدون شک در کنار عملکردهای مثبت دولت نهم در این چهار سال از قبیل سفرهای استانی و سرکشی مداوم به شهرستانها و یا پیگیری پرونده هسته ای ، نقدهایی نیز بر دولت وارد است که در قالب ده سوال به شکل زیر ارائه شده است :
1) خود محوری و یا خود برتر بینی نسبت به سایر مسئولان نظام و مردم که در نامه نگاری با حداد عادل در مجلس هفتم و نامه نگاری با لاریجانی در مجلس هشتم و هم چنین بی توجهی به اخطار های اقتصاددانان کشور و عدم تغییر ساعت رسمی یا آبگیری سد سیوند و اصرار بر تغییر محل برگزاری نمایشگاه کتاب و اخیرا ماجرای سازمان حج و میراث فرهنگی و... به چشم میخورد آیا نشان از روحیه مشورت پذیری و خدمتگذاری یک رییس دولت دارد ؟
2) آیا محدودیت های رسانه ای منتقدین از توقیف مطبوعات و فیلترینگ سایتها گرفته تا ستاره دار کردن دانشجویان و بازنشسته کردن اجباری معلمان و سیاسی انگاشتن مطالبات صنفی زنان نشان از نقد پذیری دولت دارد ؟ یا در امنیتی و پلیسی کردن فضای جامعه از طرح امنیت اجتماعی که بعدها مورد نقد خود رییس دولت نیز قرار گرفت تا انتصاب رییس امنیتی بر دانشگاه تهران و توقیف و سانسور کتابها یا فیلمها و اقبال به فعالیت های نظامی بسیج نشانی از مهروزی است ؟
3) چرا علی کردان که با مدرکی جعلی بر کرسی وزارت کشور نشسته بود و سالها نیز با همین مدرک از حقوق و مزایای صدا و سیما یا استاد دانشگاهی بهره مند گشته و در پایان با اقدام مجلس هشتم استیضاح و برکنار شد ، مورد حمایت رییس جمهور قرار گرفت تا جایی که وی در جلسه استیضاح شرکت نکرده و اقدام مجلس را غیر قانونی خواند و همچنین به مطالبات دانشجویان یا طلاب و سایر قشرهای همسو با دولت در مورد برکناری کردان توجهی ننمود تا حدی که این مساله در سطح کشور علاوه برایجاد فضای تشنج سیاسی به نوعی لج بازی سیاسی تعبیر گشت ؟
4) سخنان مشاور ریاست جمهوری در مورد دوستی با ملت اسرائیل که کشور را برای مدتی به حاشیه کشاند و در کنار سایر مواضع تند رییس جمهور در مورد اسرائیل ، ملت را نیز دچار تناقض رفتاری ساخت و اصرار بر ابقای چنین شخصی به دلیل مسایل خانوادگی علی رغم درخواست مردم و حتی مراجع تقلید به برکناری ، چگونه توجیه پذیر است ؟
5) تغییرات پیوسته کابینه و معاونین ، مدیران ، روسای بانک مرکزی و ...که دولت را تا مرز رای اعتماد مجدد کشانده و باعث عدم ثبات مدیریتی در کشور شده و همچنین به تصمیم گیری های بلند مدت و کلان کشوری لطمات بیشماری را زده است چگونه قابل دفاع است ؟
6) چرا همواره با عدم پذیرفتن اشتباه در رفتارهای غلط و خلع الساعه ، تقصیرات و مشکلات کنونی کشور به گردن مجلس ، دولتهای پیشین ، توطئه بیگانگان ، مطبوعات یا بانکها و ... انداخته شده است ؟
7) انحلال سازمان برنامه بودجه در سال هشتاد و شش و اختلاف با نهادهای گوناگون از مجلس و شهرداری گرفته تا سازمان بازرسی کل کشور و مجمع تشخیص مصلحت و همچنین تاسیس انجمن های موازی آیا چیزی جز تلاش برای در دست گرفتن تمامی امور توسط دولت یا به عبارت دیگر همان تمامیت خواهی است
8) توجیه دولت نهم در مورد موج توهین و تخریب ها به استوانه های نظام از زبان سخنگوی دولت یا همسر وی و هم چنین سایت های منتسب به دولت و روزنامه های دولتی و ...که در این دولت رشد و افزایش داشت چیست ؟ و آیا پخش سیب های زمینی و سایر رفتار های اینچنینی برای جذب آرای بیشتر چیزی جز تحقیر مردم به ارمغان می آورد ؟
10) پاسخ برای سیاست خارجی ضعیف و منقبضانه که سودی برای ملت نداشته است چگونه است ؟ آیا در اجلاس سران عربی که با حضور رییس جمهور از نام مجعول برای خلیج فارس استفاده شد یا پرونده دریای خزر و امارات و کویت و برخوردهای فرودگاههایشان با ایرانی ها یا ادعای مالکیت جزایر سه گانه و یا سفر رییس جمهوربه ایتالیا و دانشگاه کلمبیا یا نامه های بی جواب و اخیراً اجلاس ژنو ؛ نشانی از عزت برای ایران و ایرانی بود یا در ایجاد رابطه با جزایر قمر ، جیبوتی و بولیوی برای کشور سعادتی کسب شد؟
قطع نامه ها که سبب فشار اقتصادی بر مردم شد کاغذ پاره بود یا اجماع های جهانی پیاپی که علیه ما شکل گرفته است؟
به هر حال باید گفت وقتی از حزب موتلفه و دانشجویان دانشگاه امام صادق یا آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مکارم شیرازی گرفته تا قالیباف و لاریجانی و دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک ؛ یا از خاتمی و هاشمی و محسن رضایی گرفته تــا باهنر و مطهری و حسن روحانی و آیت الله شاهرودی ، ندای نقد را در مقاطع متفاوت این چهار سال بر گوش دولت رسانده اند خود نشان از این دارد که این گله ها ، سیاسی ، جناحی و حزبی نیست بلکه ریشه در نارضایتی از عملکرد دولت و به عبارتی دیگر عدم موفقیت دولت نهم دارد .

صف بندی انتخابات ریاست جمهوری دور گذشته کاملا شفاف و مشخص بود و هم چون روال پیش از آن دو جناح راست و چپ سابق و یا اصولگرا و اصلاح طلب لاحِق برای به دست گرفتن دولت در رقابت بودند و با پیروزی محمود احمدی نژاد در روز سوم تیر ماه 1384 مجموعه اصولگرایان از خرد و کلان در جشن و سرور پایان اصلاحات شریک بودند .
اما پس از آغاز به کار دولت نهم ، احمدی نژاد رفته رفته در پی قطع ریسمانهایی بر آمد که او را به اردوگاه اصولگرایی متـصل می ساخت . بی شک اولین نفر هاشمی رفسنجانی بود که در قامت رقیب شکست خورده انتخاباتی اولین نقدها را بر عملکرد دولت و خروج آن از چشم انداز و برنامه های توسعه آغاز نموده بود ، دولت نهم گاهی برخی مدیریت های نادرست خویش را با انداختن تقصیر بر دولت هاشمی توجیــه مینمود و گاهی هم از زبان سخنگوی دولت و همسرش نقدی را بر عبای هاشمی روا می داشت .
زمان گذشت تا ناطق نوری نیز لب به شکوه از برخی کاستی های اقتصادی و مدیریتی گشود و با نزدیک شدن به موسم انتخابات ، طرح دولت ملی را مطرح ساخت تا با استفاده از توان بالای اصلاح طلبی و اصولگرایی بتواند از دولت نهم عبور کند ، اما دولت نهم و رسانه های کاغذی و مجازی شمشیر نقد از رو بستند و غیاب رییس جمهور در همایش و ضیافت ملی مجلس شورای اسلامی که در آن از همه طیفی دعوت بودند نشان داد وی به این مسایل روی خوش نشان نخواهد داد و سر انجام این نطق ناطق به دلایل هجمه هوادارن دولت به سر منزل مقصود نرسید . عبور زمان محسن رضایی را نیز در جایگاه منتقد دولت نهم نشاند . فیلتر سایت بازتاب منتسب به وی اولین پاسخی بود که از سوی دولت برای رضایی مخابره شد و اکنون با سر رسیدن فصل انتخابات وی به دنبال دولت ائتلافی درون جناحی است و برای احقاق آن نیز به جد پیگیری میکند تا با استفاده از توان سایر اصولگرایان راهی برای گریز از وضع موجود بیابد .
نحوه استعفای لاریجانی از شورای امنیت ملی و سپس تکیه زدن بر کرسی ریاست مجلس هشتم ، سیاست ورز زیرک اصولگرایان را نیز در قامت یک منتقد دولت نشاند و می توان از سخنان هر از گاه وی در زمینه لایحه های تورم زا و طریقه تصویب بودجه سال جاری و ممانعت از اجرای طرح تحول اقتصادی دولت از سوی مجلس ، استیضاح کردان و قصه یک میلیارد دلار پول نفت ، از نمونه رو در رویی های مجلس در قبال تصمیمات خلع الساعه دولت نام برد .
محمد باقر قالیباف از دیگر اصولگرایانی است که در اوایل منتخب شدنش به عنوان شهردار به عملکرد شهردار گذشته نقدهایی را مطرح ساخت و هم اکنون نیز بر سر مسایلی چون مترو بر دولت نهم و مدیریت وی نقدهایی را در همایش های شهری و سایر مراسم از دور و نزدیک به احمدی نژاد مطرح می کند ، ضمن اینکه با نزدیکی به فصل گرم انتخابات وی به عنوان کاندیدی جدی برای فتح پاستور به شمار میرود ، هر چند که تلویحاً و آن هم فعلاً چنین مساله ای را رد نموده است .
به هر حال در فاصله کمتر از دوماه مانده تا انتخابات ریاست جمهوری دور دهم جامعه روحانیت مبارز نیز در تردید به سر میبرد و اعضای آن در جلسات اخیر بر روی گزینه احمدی نژاد به اجماع نرسیدند و برای گریز از مطرح کردن نام کاندیدی دیگر ترجیح داده اند به صورت مصداقی وارد مقوله انتخابات نشوند اما مساله مهم و حائز اهمیت همین عدم حمایت صریح جامعه روحانیت از احمدی نژاد بود .
حزب موتله اسلامی که گمان میرفت اولین حامی انتخاباتی دولت باشد تا امروز به دلیل نقدهایی که به عملکرد نه چندان مطلوب فعلی دارد هم چنان در فضای تردید به سر میبرد . مصطفی پور محمدی وزیر کشور معزول دولت نهم و کاندید بالقوه انتخابات پیش رو که در جایگاه رییس سازمان بازرسی گریبان گیر تخلفات دولت نهم بوده است و از اجرای سیاست های دولت راضی نیست از دیگر منتقدین درونی محمود احمدی نژاد به شمار می آید ، داوود دانش جعفری هم که پس از عزل شدن از وزارت اقتصاد نقدهای خود را بی مهابا به سیاست اقتصادی کشور و دولت نهم روا داشته است . هم چنین در ادامه چهره های اصولگرای منتقد دولت نهم باید از خوش چهره مبلغ اقتصادی دولت نهم در انتخابات دور پیش و منتقد جدی امروز و عماد افروغ ، با هنر ، احمد توکلی ، علی مطهری ، حسن روحانی و حتی هاشمی شاهرودی نام برد که هم چون دعاگو به این حقیقت تلخ سیاسی اعتراف دارند که دولت نهم دولت ضعیفی بوده است و باید برای نجات اصولگرایی و بازگشت کشور به برنامه های دقیق و کارشناسی اقتصادی و سیاسی تدبیری اندیشید .
به هر حال افراد شناخته شده ای که از آنان نام برده شد در حدود چهار سال پیش همگی و به اتفاق در یک اردوگاه و به نام اصولگرا شناخته میشدند و امروز نه تنها هیچکدام حاضر به حمایت از دولت اصولگرای نهم نیستند حتی مرزبندی هایی نیز با آن دارند و در صدد احیای اصولگرایی مستقل از دولت نهم هستند ، به عبارت دیگر باید گفت رضایت به ادامه روند فعلی ندارند ولیکن تا کنون به نتیجه ای برای فعالیت در زمینه انتخابات نرسیده اند . پس از اعلام کاندیداتوری خاتمی تئوری پردازان اصولگرا با چشم گریان و علی رغم انتقادات به دولت احمدی نژاد به دلیل هراس از دولت احتمالی خاتمی و تکرار اصلاحات از لزوم حمایت احمدی نژاد سخن گفتند اما با تغییر فضا و انصراف خاتمی مجددا بحث های کاندیداتوری از جناح راست قوت گرفت و رایزنی ها با قالیباف ، ولایتی ، روحانی و حتی پورمحمدی از سر گرفته شد .
پس از شفاف شدن فضای رقابتی در جناح اصلاح طلب و اعلام مواضع میر حسین موسوی و سفرهای تبلیغاتی وی ، اصولگرایان مجدداً با موج اجتماعی تحول خواهی روبرو شدند که حاکی از استقبال به کاندید اصلاحات بود . اصولگرایان پس از حوادث روی داده در جناح مقابل خود ، اکنون به چند دسته تقسیــم شده اند و دغدغه های این جناح در این دوره به شدت آنان را آزار میدهد زیرا از سویی هراس از تکرار اصلاحات به هر نحو تصمیم گیری را بر آنان دشوار میسازد و از سویی تاب همگرایی با دولت کنونی را در خود نمی بینند .
از سویی عملکرد نه چندان مثبت دولت نهم به پای اصولگرایی نوشته میشود و از سویی برخی اصلاحات موسوی را قابل تامل و تحمل میدانند و عده ای نیز ترجیح میدهند خار در چشم و استخوان در گلو از دولت فعلی دفاع کنند و عده ای در صدد اعلام کاندیداتوری هستند که از قوی ترین آنها دولت ائتلافی محسن رضایی است و جمعی نیز در سکوت و تردید منتظر حوادث پیش آمد در آینده هستند . البته باید گفت اگر کفه اصلاح طلبی میر حسین موسوی سنگینی نمیکرد ، وی برای اصولگرایانی که دل پر خونی از روند کنونی دارند گزینه مناسب و مقبولی جلوه میکرد اما به دلیل حمایت های گروههای اصلاح طلب از وی آنان از این امر محرومند هر چند که بعید نیست علی رغم سکوت یا حمایت تلویجی از دولت نهم رای پایانی و پنهانشان میر حسین باشد .
به هر حال باید گفت تمام بحث های شکل گرفته پیرامون انتخابات و تنوع کاندیدای بالقوه و بالفعل و نوع شعارها و استقبالهای مردم نشانی از ضعف عملکرد دولت در حوزه اقتصاد و سیاست داخلی و ... است زیرا تا کنون سابقه نداشته است در دور دوم انتخابات رییس جمهوری چنین شور و هیجانی در انتخابات به وجود آید و چنین اتحادی برای تغییر وضع شکل بگیرد و مخالف و موافق زبان به گلایه بگشایند . در پایان باید دید بریدن ریسمانهایی که حلقه وصل احمدی نژاد به اردوگاه اصولگرایی بود و پشت کردن وی به خواستگاه اولیه اش اینک او را در چه جایگاهی قرار خواهد داد و برایش چه به ارمغان خواهد آورد ، آیا سیاست ورزی این چنین مسبب پیروزی وی خواهد شد یا او را پس از یک شکست سخت منزوی خواهد ساخت .
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
اين سايت توسط عدهاي از خبرنگاران و روزنامه نگاران اصلاح طلب اداره ميشود.
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی|
سرانجام مهلت ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری به پایان رسید ، هرچند که به دلیل برخی نواقص در قوانین انتخابات در همان روزهای ابتدایی بیش از هزار نفر به وزارت کشور رفته بودند تا با تحویل مدارک مورد نیاز ثبت نام نمایند اما علی رغم حدس و گمان ها ، تایید و تکذیب ها ، آمدن و رفتن ها در نهایت از میان نامهایی که از این جناح و آن گروه مطرح میشد چهار نفر به عنوان مطرح ترین و اصلی ترین کاندیدا برای رقابت در دهمین دوره ریاست جمهوری ثبت نام کردند.
جابجایی شکست و پیروزی یک جناح در انتخابات از دیگر تاثیرات حضور کاندیدای سایه به شمار می رود ، به عنوان مثال اگر مهر علیزاده در انتخابات 84 شرکت نداشت ، آرای قریب به یک میلیون و دویست و هشتاد و نه هزاری وی می توانست پیروزی را نصیب اصلاح طلبان نماید زیرا اختلاف آرای کروبی از احمدی نژاد تنها 600 هزار رای بود . این مساله و تاکید بر اجماع و عدم تعدد کاندیدا شاید به دلیل گریز از شکست هایی است که در واقع با داشتن اکثریت آرا میدان را به رقیب واگذار می کند .
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


