این یادداشت در آیــــنده نیوز همواره با فرا رسیدن فصل انتخابات در کشور ، از جمله موضوعات مهم و البته حساسی که از سوی نامزدها و حامیان آنها مطرح می شود مساله مربوط به دغدغه سلامت انتخابات است . یادآوری روزهای دوم خرداد 1376 و برخی شبهات انتخاباتی در برخی استانها یا برگزاری انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی و ابطال بیش از هفت صد هزار رای از کل آرای ماخوذه استان تهران توسط شورای نگهبان در سال 78 یا خواب شب مهدی کروبی که وی آن را دلیلی برای غفلت خود و جایگزینی رییس دولت فعلی به جای خویش در سال 84 می داند هم چنین عزل وزیر کشور مابین مرحله اول و دوم انتخابات مجلس هشتم از پر حاشیه ترین موضوعات مربوط به این دغدغه است . با نزدیک شدن به تاریخ برگزاری دور دهم ریاست جمهوری و حساسیت بالای این دوره از رقابت انتخاباتی ، بار دیگر مساله سلامت انتخابات در محافل سیاسی مطرح شد،البته با این تفاوت که این بار این دغدغه با پیشنهاد تشکیل کمیته صیانت از آرا شکل جدی تری به خود گرفته است زیرا طراحان تشکیل این کمیته به دلیل هم سو بودن نهاد اجرایی وزارت کشور و ارگان نظارتی شورای نگهبان بیش از پیش بیم سلامت انتخابات داشته و با تشکیل این کمیته در روزهای ابتدایی اردیبهشت ماه سعی در صیانت از آرا و رفع دغدغه سلامت انتخابات دارند . ناگفته نماند که این مساله در مورد انتخابات مجلس هشتم نیز به نوعی دیگر با پیشروی نهضت آزادی و آن هم با پیشنهاد حضور ناظران بین المللی مطرح شده بود اما آن زمان این طرح نتوانست موجی که امروز کمیته صیانت از آرا ایجاد کرده است شکل دهد و به نوعی مسکوت ماند . با گذشت زمان و نزدیک تر شدن به موسم انتخابات پس از آنکه شاهد بودیم دبیر شورای نگهبان به راحتی از تریبون نماز جمعه به تعریف و تمجید از دولت نهم می پردازد و همچنین در خبرهای ضد و نقیض نیز مسئولان اجرایی انتخابات از حمایت محمود احمدی نژاد ابایی ندارند و به دلیل تغییرات پی در پی در وزارت کشور و برگزاری هر انتخابات با یک وزیر و اعلام نشدن نتایج شورای شهر سوم به تفکیک حوزه ها و ... در مجموع و در کنار هم باز هم این دغدغه را در اذهان اصلاح طلبان ایجاد نمود و این بار با هماهنگی میر حسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان دو نامزد اصلاح طلب در این رقابت انتخاباتی این کمیته برای همکاری و هماهنگی در حوزه تبلیغات ، اطلاع رسانی ، صیانت از آرا و اخلاق انتخاباتی با ریاست سید علی اکبر محتشمی پور و مرتضی الویری تشکیل شد . البته پیوستن هاشمی رفسنجانی نیز با معرفی فرزند خود به عنوان نماینده در این کمیته باعث رسمی تر شدن موضوع کمیته صیانت از آرا گردید. بیم سلامت انتخابات زمانی در محفل سیاسیون و انعکاس آن در جامعه اوج گرفت که صندوق های سیار نسبت به دوره های قبل ده برابر شدند و تقریبا طبیعی بود که با توجه به نظارت محدود تر بر روی صندوقهای سیار،نامزدها در این مورد موضع منفی داشته باشند اما آمار بعدی یعنی وجود 5 الی 8 میلیون واجد شرایط ایرانی در خارج کشور که باز هم امکان نظارت در صندوقهای آنها بسیار کم خواهد بود به این دغدغه افزود ، زیرا آمارهای رسمی نشان می دهد تاکنون بیشترین حضور ایرانیان خارج کشور پای صندوقهای رای کمتر از 500 هزار نفر بوده است. از سوی دیگر تناقض پنج میلیونی در آمار واجدین شرایط شرکت در انتخابات امسال بین آمار ارائه شده از سوی وزارت کشور و مرکز آمار ایران و نهایتاً ارائه آمارهای اینچنینی از سوی دست اندر کاران برگزاری انتخابات باعث افزایش دغدغه ها می شود . پس از پیشنهاد تشکیل این کمیته همانطور که پیش بینی می شد وزارت کشور و شورای نگهبان به صورت جداگانه به این مساله واکنش نشان دادند ، ابتدا عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان تاسیس این کمیته را نیازمند قانون دانست و از آنجایی که قانونی در این زمینه موجود نیست این عمل را خلاف قانون و مقررات عنوان نمود ، از سوی دیگر کامران دانشجو مسئول برگزاری انتخابات دور دهم ریاست جمهوری نیز اعلام نمود صیانت از آرا بر عهده ما که مجریان برگزاری هستیم می باشد نه نهادی دیگر . پس از این واکنش ها بحثهای متداول پیرامون روز انتخابات به این سمت هدایت شد و موافقین و مخالفین این کمیته با مصاحبه ها و گفتگوهایی به ابراز ادله و استدلال خویش پرداختند . ستاد میرحسین موسوی با سخنان علیرضا بهشتی ضمن اینکه خلاف قانون بودن این نکته را رد کرد،تاسیس این کمیته را در راستای حمایت از قانون اعلام کرد و گفت ما مدعی شکل گیری تقلب نیستیم اما حتماً احتمالاتی وجود داشته که قانونگذار چنین حقی را برای نظارت پیش بینی نموده است . هم چنین ستاد کروبی و برخی حقوقدانان نیز اعلام نمودند در انتخابات مجلس هر نامزد می تواند نماینده ای را در حوزه انتخابیه داشته باشد حال اینکه انتخابات ریاست جمهوری از اهمیت بیشتری برخوردار است و چرا امکان نظارت در حد تشکیل کمیته صیانت از آرا در این انتخابات وجود نداشته باشد؟ نمایندگان احزاب و حامیان نامزد ائتلاف اصلاح طلبان نیز طی گفتگوهایی با اعلام یک طرفه بودن فضای رسانه ای کشور امکان نظارت را از حداقلی ترین مطالبات اصلاح طلبان اعلام نمودند،فیض الله عرب سرخی و محمد سلامتی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان این دغدغه ها تلاش و همکاری حامیان اصلاح طلبان را برای امکان نظارت هر چه بیشتر خواستار شدند،حتی ناطق نوری که خواستگاهی در جناح اصولگرا دارد نیز در اجلاسی که به موضوع خلیج فارس اختصاص داشت تلویحاً با ذکر قانون و آیین نامه هایی وجود ناظر و اصل نظارت را در انتخابات تایید نمود ، محتشمی پور نیز با بیان این مساله که بنیانگذار کمیته صیانت از آرا امام خمینی (ره) بوده ، سعی کرد تا این موضوع را مساله ای ریشه دار و مثبت برای نظام ارزیابی نماید . بی شک در پی این اعلام مواضع،دیگر جناح سیاسی کشور که به طبع از امکانات رسانه ای بیشتری هم برخوردار است سکوت نکرده و از تریبون های متفاوت و حتی صدا و سیما بهره مند گشت تا در صدد مخالفت جدی با تشکیل این کمیته برآید . صادق محصولی وزیر کشور اعلام این پیشنهادات را از سوی کسانی دانست که هم سو با اپوزوسیون و سلطه گران خارج کشور هستند.حمید رسایی به عنوان نماینده پارلمانی حامی دولت نهم این مساله را توهین به مردم و مسئولان دانست و صیانت از آرا را صرفاً از وظایف شورای نگهبان اعلام نمود ، چمران ملاک عمل را قانون اساسی دانست که چنین کاری را در اصول خویش نگنجانده است ؛حتی دایره نقد به مشایی نیز رسید و وی پیگیران این طرح را از کسانی دانست که در صدد تخریب چهره انتخابات و زیر سوال بردن نتایج آن هستند ، البته گاهی طراحان کمیته صیانت از آرا از سوی مخالفین به براندازی نرم و توطئه علیه نظام و انقلاب رنگین نیز متهم شدند . در پی این اعلام نظرات پیاپی و شتاب زده ، احزاب اصولگرا نیز در این وادی اعلام موضع نمودند ، دبیر کل موتلفه اعلام نمود کسانی در صدد مطرح کردن این قضایا هستند که خودشان سابقه سوء دارند و این پیشنهاد در حد یک پیشنهاد جناحی است . آیت الله خاتمی هم به بزرگان اصلاحات توصیه نمود در دام این حرکت های تند نیافتند و از گذشته عبرت گیرند که در پی این اعمال چیزی جز اهانت به نظام و مسئولان وجود ندارد. به هر حال نقطه مشترک مواضع جناح اصولگرا تاکید بر سابقه سی ساله انتخابات و اعلام نتایجی است که در آن شورای نگهبان و وزارت کشور همسو بودند اما نتیجه چیزی بر خلاف خواست آنان رقم خورده است ضمن اینکه در کل ، اعلام این پیشنهادها را از سوی اصلاح طلبان ترفندی برای شانه خالی کردن از شکست احتمالی و داشتن حرفی برای گفتن در روز انتخابات بیان می کنند. این در حالی است که پس از پخش مناظره تلویزونی محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی ، اصلاح طلبان با توجه به اینکه دولت برای بقای خویش در پاستور که هدف اصلی اش است استفاده از هر وسیله ای اعم از توهین به استوانه های نظام و دوران دفاع مقدس و ... را توجیه پذیر می داند ، این مساله را برای سلامت انتخابات و حفظ بیطرفی دولت در این رقابت خطر ناک می دانند . پس از تاملی هر چند کوتاه در مورد مواضع مخالفان کمیته صیانت از آرا ، این سوال در ذهن شکل میگیرد که به راستی طرح تشکیل این کمیته به کدامین جهت با این واکنش های عتاب آلود و شتاب زده مواجه شده است ؟ آیا براستی همانطور که مهدی کروبی اعلام نمود این واکنش های عجیب نیستند که بیش از پیش بر حساسیت موضوع می افزاید و مساله سلامت انتخابات را مشکوک میسازد ؟ مگر میر حسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس که دغدغه نظام و انقلاب اسلامی دارد نماینده اپوزسیون بوده یا مهدی کروبی با کوله باری از سوابق انقلابی در پی تخدیش ارکان نظام و براندازی است که این چنین در برابر طرحی که انتظار میرفت برای نشان دادن حسن صداقت از آن استقبال شود مقاومت شده است . به هر حال امید است فارغ از کشاندن این مساله به صحرای وسیع سیاست و کوچک نمودن آن در حد جناح و گروهی خاص، مسئولان امر در صدد ایجاد تعامل با نامزدها،ستادها و هم چنین کمیته تشکیل شده بر آیند تا بدین ترتیب هم از دغدغه نامزدها که در جامعه نیز بازتاب وسیعی داشته و سبب نگرانی هایی شده است کاهش یابد هم صحت و سقم برگزاری انتخابات با سایه ای از تردید و خدشه روبرو نگردد . این یادداشت در آینده نیوز ، میزان و سایت ویژه انتخابات واحد مرکزی خبر

روایت داستان واری از ماوقع چهار سال گذشته به ما نشان میدهد که در سال ۱۳۸۴ و درست هنگامی که آرایش سیاسی گروهها و احزاب برای شرکت در انتخابات دور نهم ریاستجمهوری در حال شکلگیری بود، پس از ظهور انشقاق و انشعاب در میان اصلاحطلبان که دلیل عمده آن ناشی از اختلافات درونی مجلس ششم بود، شاهد یک عدم هماهنگی و آشفتگی در مجموعه اصولگرایی نیز بودیم،جایی که عدهای از ریاست سابق صداوسیما یعنی علی لاریجانی حمایت کرده و دستهای رییس پلیس کشور، قالیباف را واجد شرایط ریاست جمهوری میدیدند،البته ناگفته نماند که پیش از آن نیز نامهایی نظیر ولایتی و هم چنین احمد توکلی بر سر زبانها و بر صفحه رسانهها افتاده و آمده بود. از سوی دیگر محسن رضایی دبیر تشخیص مصلحت نظام نیز مصلحت را در ورود به صحنه انتخابات دید و با حضور او اصولگرایان با وجود ۳ کاندیدا در صحنه، شوق خود را برای تکیه زدن به کرسی ریاستجمهوری که هشت سال از آن دور بودند نشان دادند.
در آن شرایط که جناحهای سیاسی هر روز از مسئلهای به نام اجماع بیش از پیش فاصله میگرفتند، حضور شهردار تهران که پیش از آن استاندار اردبیل بود،به عنوان چهارمین نامزد این جناح بار دیگر مجموعه اصولگرایان را با دغدغهای جدید روبهرو ساخت.احمدینژاد که نه دست حمایتی از سوی اصولگرایان را پشت سر داشت و نه حزب و روزنامهای به وی دل گرمی میداد،به تنهایی و با اصرار پا به عرصه انتخاباتی گذاشت که در آن بزرگانی از جمله مصطفی معین، علی لاریجانی، محسن رضايي، قالیباف و کروبی حضور داشتند و او توانست با حضور در دور دوم بر هاشمی رفسنجانی نیز فائق آمده و رییسجمهور کشور ایران شود.
پس از مرور آن روزها و یادآوری روند روی کار آمدن محمود احمدینژاد، امروز و با عبور از چهار سال پرفراز و نشیب،بار دیگر وی کاندیدای ریاستجمهوری است،اما این امر در فضایی شکل میگیرد که در تاریخ انقلاب بیسابقه است .تاریخ جمهوری اسلامی به یاد ندارد در انتخابات ریاستجمهوری که شخص رییسجمهور نیز کاندیداست، فضای جامعه این چنین انتخاباتی شده و کاندیداهای مطرح و رایآور وارد صحنه شوند و همواره این دست انتخاباتها در فضایی بدون رقیب جدی برگزار شده است.
اکنون بار دیگر آرایش سیاسی جناحهای موجود شکل گرفته است و پس از فضای پر تنش و فعالیتهای احزاب و گروهها چهار کاندیدای اصلی در وزارت کشور ثبت نام کرده و صلاحیتشان مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفته است.تکلیف جناح اصلاحطلب با حضور دو کاندیدای مطرح شان میرحسین موسوی و مهدی کروبی روشن و شفاف به نظر میرسد، ولی در آن سوی سپهر سیاسی یعنی اصولگرایان اوضاع شكل منحصر به فردي دارد.
به جز حمایت انفرادی آیتالله یزدی و آیتالله مهدویکنی، آن هم با عنوان کردن این که حمایت از احمدینژاد آراي لازم را در جامعه مدرسین حوزه علميه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران کسب نکرده، هنوز هیچ یک از سران اصولگرا حاضر به حمایت از احمدینژاد نیستند،علی لاریجانی با وجود حضور وکیلالدولهها در خانه ملت و فشار آنان برای استفاده سیاسی از مجلس و حمایت از احمدی نژاد حاضر به دفاع از احمدینژاد نیست. تیم قالیباف – رضایی – ولایتی نه تنها حمایتی از دولت نهم نکردند، بلکه با نامزدی محسن رضایی عمق انتقادات خویش را بر عملکرد این چهار سال اخیر نشان دادند و حداد عادل به همراه بسیاری دیگر اعلام موضع نکردند، جامعه روحانیت مبارز سکوت پیشه کرد و برای حمایت از کاندیدی خاص به اکثریت نرسید. حمایت حزب موتلفه نیز مشروط و همراه با انتقادات و حتی درگیریهای لفظی بوده که این روزها اخبار آن به گوش میرسد. ناطقنوری و هاشمی رفسنجانی نیز به همراه برخی مراجع و سایر افراد منتسب به اصولگرایی در مقاطع مختلف انتقادات خود را از روند موجود بارها و بارها اعلام کردهاند.
برخلاف دورههای گذشته که تکلیف این امور ماهها قبل از انتخابات مشخص میشد، این بار کمتر از بیست روز به تاریخ برگزاری انتخابات مانده، هنوز اصولگرایان کاندیدای واحدی برای انتخابات معرفی نکردهاند، هر چند شاید بتوان در خوش بینانهترین حالت محسن رضایی را به عنوان کاندیدای سایه این طیف به حساب آورد، اما اصرار وی بر عملکرد مستقل و تاکید بر دولت ائتلافی این امر را با تردید روبهرو ساخته است.
تاکنون فشار رسانهای بر این پاشنه میچرخید که چرا هیچ طیف مطرح اصولگرایی از احمدینژاد حمایت نکرده و این که آیا عملکرد ضعیف دولت نهم باعث چنین امری شده است یا رفتار دور از انتظار او با مجموعه اصولگرایی سبب کدورت شده؟ اما کسی از این منظر به این مسئله وارد نشد که چرا احمدینژاد خود را محتاج هیچ حمایتی نمیبیند.
احمدینژاد از آن هنگام که قدم بر کاخ ریاستجمهوری گذارد، نه اصولگرا بود نه اصلاحطلب بلکه او خلق جریانی را در سر میپروراند که نه احتیاجی به این باشد نه انتسابی به آن، جریانی که متکی بر کرسی قدرت و استفاده از نیروهای خاص است، طریقهای از حکومت که با روشهای پوپولیستی سعی در کتمان حقیقت تلخ یعنی ضعف مدیریت دارد و حتی به همقطاران خویش نیز رحم نمیکند. جریانی که نه تنها با اصلاحات ناسازگار است، بلکه اصولگرایی را نیز قابل دفاع ندانسته و امروز به حمایت هیچ یک از آنان محتاج نیست.
جریانی که از آستین چپ و راست سیاسی فرصت حضور یافته و راه سوم او نه تنها ادعای میانهروی و اعتدال بین چپ و راست نیست، بلکه به هر دو منتقد است ضمن این که افراطیتر از هر دو عمل میکند، جریانی که برای حفظ بستگانش بر اریکه قدرت جلوی مراجع قد علم میکند و برای حفظ وزیر مجعول، استیضاح خانه قانون را بیقانونی توصیف میکند.
بی اعتنایی به روحانیت و مرجعیت، نامهنگاری به سران آمریکا و از این قبیل مسایل همواره جزئی از خطوط قرمز به حساب میآمده، اما چون اقتضا دارد شخصیتها حتی اگر نوه امام باشد خطوط قرمز حتی اگر اسرائیل باشد و متاسفانه دین و مذهب حتی اگر امام زمان باشد، توسط این جریان مورد استفادههای ناشایست قرار میگیرند که این روشها بدیع و تازه است و تاکنون نه چپ اصلاحطلب و نه راست اصولگرا چنین نکرده است که این گفتمان برای بقای خویش بر سریر قدرت انجام می دهد .
احمدینژادیسم چهار سال است که حاکم بر قوه مجریه است و ردای ریاست قوه مجریه در صورت ادامه پیروزی تئوری احمدینژادیسم، در نهایت خوشبینی پس از شخص احمدینژاد بر قامت غلامحسین الهام یا هاشمی ثمره خواهد نشست اما در صورت شکست، آقای احمدینژاد که در این چهار سال با خلق جریان سوم به بالا و پایین دستهبندیهای سیاسی پشت کرده و با تکروی اصرار بر اجرایی کردن طرحهای اقتصادی نه چندان موفق داشته است، در نهایت یا در یک صندلی در مجمع تشخیص مصلحت عضوی از اعضایی به ریاست هاشمی رفسنجانی و دبیری محسن رضایی خواهد بود یا نمایندهای از مجلسی به ریاست امثال علی لاریجانی یا حداد عادل، یا وزیری از وزارتخانه دولتی اصلاحطلب یا دولتی به ریاست قالیباف، علی لاریجانی یا ...
او در میانسالی به مقامی رسید و در جایگاهی تکیه زد که بسیاری از بزرگان در صدد کسب آن بودند تا کشور را قدم به قدم پس از حال و احوال انقلابی و عبور از دوران سازندگی مقتضی و اصلاحات سیاسی در مسیر توسعه و پیشرفت قرار دهند. احمدینژاد سلسله رفتاری را در پیش گرفت که گویی همواره خودش یا شخص دیگری از تفکر احمدینژادیسم ساکن پاستور خواهد بود و بدون شور و مشورت و حضور مابقی حضار تاریخ ساز انقلاب قادر به فعالیت است. باز هم باید گفت انتخابات پیشرو بسیار مهم و تاثیرگذار است.
نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |
بدون شک در پایان دوره چهار ساله ریاستجمهوری محمود احمدینژاد،باید گفت وی یک فرد نبود بلکه یک جریان و گفتمان سومی بود که از دل دو جریان اصلی سیاسی کشور یعنی اصلاحات و اصولگرایی رشد کرده و ظاهر شد و امروز با صدای بلند اصلاحات یا همان چپ خط امام را به باد تخطئه گرفته و در بزنگاه انتخابات خود را بینیاز از هر شخص اصولگرا و راست سنتی میداند، او سمبل جریان جدیدی است به نام احمدینژادیسم .
به نظر میرسد مجموعه اصولگرایی با عدم حمایت قاطع از احمدینژاد، به دنبال تبریجویی دامن اصولگرایی از احمدینژاد هستند تا مبادا سرنوشت وی با سرنوشت اصولگرایی گره بخورد.
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت
توسط آرش کامـــرانی| |


